احکام

احکام مبتلا به

احکام تقلید4

اراکی: مسأله-  تقلید در احکام، عمل نمودن به دستور مجتهد است، یعنی عملش را به استناد فتوای او انجام دهد و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و حلال زاده و زنده و عادل باشد و نیز باید از مجتهدی تقلید کرد که حریص به دنیا نباشد و بنابر احتیاط واجب، در مسائلی که می داند فتوای اعلم با غیر اعلم اختلاف دارد و همچنین در مسائل محدودی که می داند در یکی یا بعضی از آنها اختلاف فتوی دارند ( شبهۀ محصوره ) باید از اعلم تقلید کرد.

بهجت: مسأله – تقلید از مجتهدی که مرد،بالغ ،عاقل،شیعۀ دوازده امامی ،حلال زاده ،آزاد،زنده و عادل باشد جایز است و بنا براظهر باید از مجتهدین دیگر اعلم باشد یعنی در استنباط احکام الهی تواناتر باشد ویا اینکه از نظر علمی و اجتهاد مساوی دیگر مجتهدین باشد و در صورتی که شناختن اعلم یا بدست آوردن فتاوای او مشکل باشد (مستلزم عسر و حرج باشد)می تواند با رعایت الاعلم فالاعلم و سایر شرایط،از غیر اعلم تقلید نماید.

مکارم: مسأله - حقیقت تقلید در احکام استناد عملی به دستور مجتهد است، یعنی انجام اعمال خود را موکول به دستور مجتهد کند.مجتهدی که از او تقلید می کند باید دارای صفات زیر باشد:

مرد،بالغ ،عاقل ،شیعه دوازده امامی،حلالزاده و همچنین بنا بر احتیاط واجب عادل و زنده باشد.[4]

[و]در مسائلی که مجتهدین اختلاف نظر دارند باید از‌«اعلم» تقلید کند.[5]

وحید: مسأله- تقلید -در آنچه در مسأله قبل گذشت- عمل کردن به دستورمجتهد است، و قول مجتهدی برای مقلّد حجّت است که مرد و عاقل و شیعه دوازده امامی و حلالزاده و زنده - هرچند به ادراک حیات او در حالی که ممیز باشد- و عادل و بنابراحتیاط واجب بالغ باشد. و عادل کسی است که کارهایی را که بر او واجب است بجا آورد و کارهایی که بر او حرام است ترک کند، و نشانه عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد که اگر از اهل محلّ یا همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند خوبی او را تصدیق نمایند و مجتهدی که انسان از او تقلید می کند –در صورتی که علم اگر چه اجمالاً به اختلاف بین مجتهدین در فتوا نسبت به مسائل محلّ ابتلاء داشته باشد – باید اعلم باشد، یعنی در فهمیدن حکم خدا و وظائف مقرّره به حکم عقل وشرع از تمام مجتهدهای زمان خود بهتر بوده، مگر اینکه قول غیر اعلم مطابق با احتیاط باشد.

زنجانی: مسأله - ‌‌‍‌‌‌‌تقلید به معنای پیروی کردن از دیگری در عقیده یا عمل است ، و در احکام دینی،از کسی باید تقلید کرد که دارای  شرایط زیر باشد:

1-مرد باشد. 2-بالغ باشد . 3-عاقل باشد . 4-شیعه دوازده امامی باشد . 5-حلال زاده باشد . 6-عادل باشد ،یعنی از گناهان کبیره، مانند:دروغ ،غیبت ،تهمت ،آدم کشی،رباخواری ،ترک نماز و ترک روزه...،از روی ملکه اجتناب کند و مراد از ملکه ؛حالت نفسانی است که انسان را به ترک گناه وادار می کند ،اصرار بر گناه صغیره نیز ،گناه کبیره محسوب می گردد. و نشانه عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد. یعنی اگر از اهل محل یا همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند،بگویند: ماخلاف شرعی از او سراغ نداریم . 7-مجتهد باشد .8- اعلم باشد و این در صورتی است که احتمال اختلاف میان مجتهدین در مسائل مورد ابتلا را  بدهد، مجتهد اعلم کسی است که از تمام مجتهد های زمان خود حکم خدا را بهتر بفهمد، و برتری وی باید به گونه ای باشد که متعارف افراد اهل فضل بتوانند آن را تشخیص دهند،و اگر هیچ یک از مجتهدین چنین برتری روشنی نداشته باشند از هر یک از مجتهدین طراز اوّل می توان تقلید نمود. 9-موثّق باشد. یعنی اشتباهش از متعارف بیشتر نباشد و کسی که حریص به دنیا باشد غالباٌ موثّق نیست، زیرا حبّ شدید به دنیا باعث اشتباه زیاد در تشخیص می گردد. 10- زنده باشد (با تفصیلی که در مسأله دهم خواهد آمد).

سبحانی:مسأله-تقلید در احکام، عمل کردن به فتوای مجتهد است[6]یعنی عمل خود را به استناد فتوای او انجام دهد. و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و حلالزاده و زنده و عادل باشد . و از مجتهد های دیگر اعلم باشد.

مظاهری:مسأله-از مجتهدی باید تقلید کرد که اعلم باشد، یعنی در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدهای زمان خود استادتر باشد، و همچنین باید مرد ، بالغ ، عاقل، شیعه دوازده امامی، حلالزاده و عادل باشد؛ و همچنین باید حریص به دنیا نباشد. عادل کسی است که دارای ملکه عدالت و خداترسی باطنی باشد به صورتی که او را از گناهان باز دارد و نشانۀ آن این است که اگر از کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند تقوای او را تصدیق نمایند.

همین مقدار که مکلّف التزام به تقلید از مجتهد پیدا کند مقلد او محسوب می شود و برای تحقّق تقلید، لازم نیست رساله مجتهد را داشته باشد یا به فتوای او عمل کرده باشد.


[ چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۹ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام تقلید3

سبحانی: مسأله- مسلمان باید در مورد اصول دین – اگر یقین نداشته باشد – تحصیل یقین کند و در احکام اسلام می تواند یکی از سه راه را برگزیند:

 1. مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد .

 2. از مجتهد تقلید کند یعنی مطابق فتوای او عمل کند.

 3. از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عدّه ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّۀ دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند، آن را بجا آورد؛ پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید نمایند.

مظاهری: مسأله- مسلمان باید به اصول دین اطمینان داشته باشد، و در احکام غیر ضروری یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد ، یا از مجتهد تقلید کند، یا از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که اطمینان پیدا کند تکلیف خود را انجام داده است.

مسأله اختصاصی

فاضل: مسأله 3- مکلفی که مجتهد نباشد واعمال خود را بدون تقلید انجام دهد و تقلید هم نکند، اعمال او باطل است یعنی نمی تواند به آن اکتفا کند و باید طبق مسأله [14] عمل کند.

(معنای تقلید- شرایط مرجع تقلید)

(مسأله2) تقلید در احکام، عمل کردن به دستور مجتهد است1، و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعۀ دوازده امامی و حلال زاده و زنده و عادل باشد2.(و نیز بنابر احتیاط واجب باید از مجتهدی تقلید کرد که حریص به دنیا نباشد 3) و از مجتهدین دیگر اعلم باشد4 ، یعنی در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد5.

1- گلپایگانی، صافی: تقلید در احکام ، یاد گرفتن فتوای مجتهد است با التزام به عمل به آن...

تبریزی:تقلید در احکام، اعتماد کردن به دستور مجتهد درهنگام عمل یا بعد از آن است...[3]

2- گلپایگانی، صافی: و عادل کسی است که با ملکۀ عدالت کارهائی را که بر او واجب است بجا آورد و کارهائی را که بر او حرام است ترک کند،  و ملکۀ عدالت عبارتست از حالتی که وادار کند انسان را به اطاعت و ترک معصیت و نشانۀ آن این است که اگر از اهل محلّ یا از همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند، خوبی او را تصدیق نمایند...

خوئی، سیستانی، تبریزی: (تبریزی: و نیز معتبراست سابقۀ فسق معروفی بین مردم نداشته باشد و از مجتهدی که تقلید می شود، غیر از اوصاف ذکر شده امر دیگری معتبر نیست ) وعادل کسی است که کارهائی را که بر او واجب است، بجا آورد و کارهائی را که بر او حرام است ترک کند، و نشانۀ عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد، که اگر از اهل محلّ یا همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند، خوبی او را تصدیق نمایند...

فاضل:ومقصودازعدالت آن است که قدرت نفسانیه ای بر انجام واجبات وترک گناهان کبیره داشته باشد...

3- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام:خوئی ، گلپایگانی ، صافی، تبریزی و سیستانی نیست]

4-  گلپایگانی، صافی: مجتهدی که انسان از او تقلید می کند- در صورت علم به مخالفت فتوای او با فتوای غیر- بنابر احتیاط واجب باید غیر، اعلم از او نباشد مگر آنکه فتوای غیر اعلم موافق با احتیاط باشد (صافی:یا فتوای اعلم شاذ ونادر باشد که دراین صورت باید به قولی که احوط است عمل نماید) واعلم...

خوئی، تبریزی، سیستانی: در صورتی که اختلاف فتوی بین مجتهدین در مسائل محلّ ابتلاء ولو اجمالاً معلوم باشد لازم است مجتهدی که انسان از او تقلید می کند، اعلم باشد ...

فاضل: لازم است از مجتهدین دیگر اعلم باشد ...

نوری: بنابرأقوی در صورت علم به مخالفت فتوای او با فتوای غیر در مسائل مورد احتیاج، او باید اعلم باشد مگر آنکه فتوای غیر اعلم موافق با احتیاط باشد و اعلم ...

5-خوئی ،تبریزی:بهترباشد.

 سیستانی:تواناتر باشد.

فاضل: در فهمیدن حکم خدا از همۀ مجتهدین عصر خودش عالمتر باشد [و] یکی از راههای شناخت عدالت، حسن ظاهر است یعنی با او رفت و آمد و معاشرت داشته باشد و در شرایط مختلف او را دیده باشد که مسائل شرعی را رعایت می کند و یا همسایگان و اهل محل خوبی او را تصدیق کنند.

* * * * *


[ چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۶ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام تقلید2

فاضل: مسأله- در اصول دین انسان باید یقین و اعتقاد جزمی داشته باشد و این یقین از هر دلیل و طریقی حاصل شود کفایت می کند چه به واسطه استدلال و برهان باشد یا از گفته والدین و مبلغین؛ هر چند نتواند استدلال کند. و در احکام غیر ضروری دین یا باید مجتهد باشد و بر طبق اجتهاد خودش عمل نماید و یا از مجتهد تقلید کند یعنی به دستور او رفتار نماید و یا در صورتی که آشنا به کیفیّت احتیاط است، عمل به احتیاط کند بطوری که یقین کند تکلیف خویش را انجام داده است . مثلاً اگر عدّه ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّه ای دیگر می گویند حرام نیست آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحبّ می دانند انجام دهد و همچنین واجب است در کیفیّت احتیاط نیز احتیاط کند، یعنی چنانچه احتیاط از چند طریق ممکن باشد باید طریقی را اختیار نماید که مطابق با احتیاط باشد.

بهجت: دین اسلام براساس اعتقادات صحیح و حق و همچنین اعمال و دستوراتی در زمینه های گوناگون بنا شده است. در اعتقادات تقلید جایز نیست همچنین در اعمال و دستورات غیر اعتقادی که ضروری دین باشد، تقلید در آن لازم نیست ولی در غیر ضروریات اگر شخص مجتهد باشد، یعنی بتواند از روی دلایل شرعی وظیفۀ خود را تشخیص دهد، باید طبق نظریۀ خود عمل کند و در غیر این صورت عقل برای او دو راه معیّن خواهد کرد:

الف-«تقلید» یعنی طبق فتاوی و نظریات مجتهدی که واجد شرایط است عمل کند.

ب-« احتیاط» یعنی براساس نظریۀ تمامی و یا گروهی از مجتهدین وظیفۀ خود را انجام دهد. به این معنی که اگر مجتهدی کاری را جایز و دیگری حرام می داند، آن کار را ترک کند و اگر مجتهدی کاری را واجب و دیگری مباح می داند، آن را بجا آورد.

وحید: مسأله- اعتقاد انسان به اصول دین اسلام باید برپایۀ علم باشد، و تقلید –یعنی پیروی از غیر- بدون حصول علم- در اصول دین باطل است، ولی در غیر اصول دین از احکامی که قطعی و ضروری نیست و همچنین موضوعاتی که محتاج به استنباط است باید یا مجتهد باشد که بتواند وظایف خود را از روی مدارک آنها بدست آورد، و یا به دستور مجتهدی که شرایط آن خواهد آمد رفتار نماید، و یا احتیاط کند، یعنی به گونه ای عمل نماید که یقین پیدا کند تکلیف را انجام داده، مثلاً اگر عده ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّۀ دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را ترک کند، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی جایز می دانند، به جا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، باید تقلید نمایند.

مکارم:مسأله-هیچ مسلمانی نمی تواند در اصول دین تقلید نماید بلکه باید آنها را از روی دلیل- به فرا خور حال خویش- بداند ولی در فروع دین یعنی احکام و دستورات عملی، اگر مجتهد باشد[1] به عقیدۀ خود عمل می کند و اگر مجتهد نباشد باید از مجتهدی تقلید کند، همانگونه که مردم در تمام اموری که تخصّص و اطّلاع ندارند به اهل اطّلاع مراجعه می کنند، و از آنها پیروی می نمایند[2]و نیز می تواند عمل به احتیاط کند، یعنی در اعمال خود طوری رفتار نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر بعضی از مجتهدین کاری را حرام و بعضی مباح می دانند، آن را ترک کند ویا اگر بعضی آن را مستحبّ و بعضی واجب می دانند آن را حتماً بجا آورد، ولی چون عمل به احتیاط مشکل است و احتیاج به اطّلاعات نسبتاً وسیعی از مسائل فقهی دارد، راه برای تودۀ مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدین و تقلید از آنها است.

زنجانی: مسأله- شخص مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد، اگر چه از گفته دیگری برای او یقین حاصل گردد، و در احکام دین کسی که قطع ندارد، باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل بدست آورد، یا از مجتهد جامع شرایط تقلید کند، یعنی بدون سوال از دلیل، گفتار او را بپذیرد و به آن عمل کند، یا از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر هیچ یک از مجتهدین عملی را واجب نمی دانند، ولی برخی آن را حرام دانسته و برخی حرام نمی دانند آن عمل را انجام ندهد.و اگر عملی را هیچ یک حرام نمی دانند، ولی برخی آن را واجب دانسته وبرخی واجب نمی دانند آن را به جا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید کنند.


[ چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۱ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام تقلید1

احکام تقلید مطابق نظر 15 نفر از مراجع عظام



بزرگ نمایی کوچک نمایی



(تقلید در اصول و فروع دین)

مسأله 1) (عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد 1، ولی در احکام غیرضروری دین 2) باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد، یا از مجتهد تقلید کند یعنی3به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّه دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحبّ می دانند، آن را به جا آورد؛پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است4 از مجتهد تقلید نمایند5.

1- گلپایگانی، صافی: عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی بدون دلیل گفته کسی را قبول کند. ولی اگر از گفته غیر به عقاید دینی یقین پیدا کند در حکم به مسلمانان بودن او کافی است...

خوئی، تبریزی:شخص مسلمان باید به اصول دین از روی دلیل اعتقاد پیدا کند و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی بدون سوال از دلیل، گفته کسی را قبول کند...

سیستانی:شخص مسلمان باید عقیده اش به اصول دین از روی بصیرت باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی گفتۀ کسی را که علم به آنها دارد به صرف اینکه او گفته است قبول کند، ولی چنانچه شخص به عقائد حقّۀ اسلام یقین داشته باشد و آنها را اظهار نماید هر چند از روی بصیرت نباشد آن شخص مسلمان و مؤمن است و همۀ احکام اسلام و ایمان بر او جاری می شود...

نوری: مسلمان باید به اصول دین ایمان و یقین داشته باشد و این ایمان باید برای هر مسلمانی به اندازه فکر ودرک او بر پایه دلیل و برهان استوار باشد...

2- گلپایگانی، صافی: و در احکام دین...

خوئی، سیستانی: در احکام دین در غیر ضروریات و قطعیات...

  تبریزی:  در احکام دین در غیر ضروریات...

اراکی: [در رساله آیت الله اراکی به جای قسمت داخل پرانتز آمده: «مکلف در احکام غیر ضروری دین »]

3-خوئی: بدون سوال از دلیل...

4- تبریزی: لازم است...

5- نوری:به این مطلب نیز باید توجه کرد که در بسیاری از موارد در خود عمل به احتیاط نیز باید یا مجتهد بود و یا تقلید کرد.

[ چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۵۸ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام رسیدن به سن تکلیف

نشانه های رسیدن به بلوغ در دختران و پسران:

نظر اکثر مراجع معظم تقلید در مورد نشانه های تکلیف دختران و پسران با هم یکی است و فقط نظر دو تن  از مراجع تقلید با دیگر مراجع فرق دارد که در دسته بندی زیر نوشته ام:


1-اکثر مراجع تقلید نشانه ی بلوغ در دختران و پسران را یکی از سه شرط زیر می دانند:

اول: روییدن موی درشت و زبر در زیر شکم (زیر ناف) و بالای عورت.

دوم: بیرون آمدن منی (محتلم شدن) چه در خواب باشد و چه در بیداری.

سوم: تمام شدن پازده سال قمری در پسران و نه سال قمری در دختران.


نکته: هر یک از این سه علامت زودتر از علامتهای دیگر بروز کند، علامت بالغ شدن است و بر  انسان بالغ شده، وظایف و تکالیف شرعی واجب مى شود. مثلا ممکن است پسری به جهت رشد زیاد در سن 13 سالگی محتلم شود، یعنی منی از او خارج شود، در این صورت این پسر در سن 13 سالگی بالغ شده است.

نکته: محاسبه سن بلوغ در دختران و پسران سال قمری است نه شمسی، یعنی دختران در سن 9 سال قمری که می شود 8 سال و 9 ماه شمسی، و پسران در 15 سال قمری که می شود 14 سال و 6 ماه و 16 روز شمسی، اگر دو نشانه اول بروز نکند به سن تکلیف می رسند.




آیت الله سید روح الله خمینی:

مساله: نشانه بالغ شدن یکى از سه چیز است: اول: روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت. دوم:بیرون آمدن منى. سوم: تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد و تمام شدن نه سال قمرى در زن.1


آیت الله سید علی خامنه ای:

سوال: آیا معیار در سن بلوغ پسران و دختران سال شمسى است یا قمرى؟ 

 جواب: معیار، سال قمرى است.


 سوال: آیا پسرى که قبل از پانزده سالگى محتلم شده، حکم به بلوغ او مى‏شود؟ 

 جواب: با احتلام، حکم به بلوغ او مى‏شود زیرا احتلام شرعا از نشانه‏هاى بلوغ است.2


 نکته: نظر آیت الله خامنه ای در مورد علائم بلوغ، همان نشانه هایی است که حضرت آیت الله خمینی فرمودند، است.


آیت الله محمد تقی بهجت: 

مساله: علامت بلوغ در مرد و زن، 1- «احتلام» است، یعنى نزول منى در خواب یا بیدارى؛ و 2-«انبات شعر خشن در عانه»، یعنى روییدن موىِ زبر بالاى آلت مردى و اطراف عورت پیشى زن و در زنها «حیض»؛ 3- و در هر دو، «سن مخصوص» ـ که پانزده (15) تمام در مرد و نه (9) تمام در زن است ـ مى باشد.3

 

آیت الله شیخ محمد فاضل لنکرانی:

مسأله: نشانه بالغ شدن یکى از سه چیز است:

اول: روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت.

دوّم: بیرون آمدن منى.

سوّم: تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد و تمام شدن نه سال قمرى در زن.4


سؤال: نشانه بلوغ چیست؟ و انسان در چند سالگى مکلّف مى شود؟

جواب: بلوغ در پسر به یکى از سه چیز مشخص مى شود:

1 ـ روییدن موى خشن و زِبر در زیر شکم (بالاى عورت).

2 ـ خروج منى چه در خواب و چه در بیدارى.

3 ـ کامل شدن 15 سال قمرى که 163 روز و 6 ساعت از 15 سال شمسى کمتر است.

و بلوغ دختر به یکى از سه چیز:

1 ـ روئیدن موى خشن و زِبر در زیر شکم (بالاى عورت).

2 ـ بیرون آمدن منى چه در خواب و چه در بیدارى.

3 ـ تمام شدن نه سال قمرى که 97 روز و 22 ساعت و 48 دقیقه از نه سال شمسی کمتر است.5

 

آیت الله میرزا جواد تبریزی:

مساله: نشانه بالغ شدن یکى از سه چیز است :

اول روئیدن موى درشت در زیر شکم بالاى عورت .

دوم بیرون آمدن منى .

سوم تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد, و تمام شدن نه سال قمرى در زن .6

 

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

مسأله: نشانه بلوغ یکى از سه چیز است: «اوّل» پانزده سال قمرى تمام در مرد و نه سال قمرى تمام در زن «دوم» بیرون آمدن منى «سوم» روییدن موى درشت بالاى عورت.7

 

آیت الله صافی گلپایگانی:

مـساله: نشانه بالغ شدن در زن و مرد یکى از سه چیز است :

اول - تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد و نه سال قمرى در زن .

دوم - روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت .

سوم - بیرون آمدن منى .8


آیت الله نوری همدانی:

مسأله: نشانه ی بالغ شدن یکی از سه چیز است :

اوّل : روئیدن موی درشت ، زیر شکم بالای عورت.

دوّم : بیرون آمدن منی.

سوّم : تمام شدن پانزده سال قمری در مرد و تمام شدن نه سال قمری در زن.9


2 آیت الله وحید خراسانی روییدن موی خشن در زیر شکم را از علامتهای بلوغ پسران می دانند، و این نشانه را در دختران علامت بلوغ حساب نمی کنند:


آیت الله وحید خراسانی:

مسأله: نشانه ی بلوغ یکى از سه چیز است :

(اول) روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت در پسر.

(دوم) بیرون آمدن منى . 

(سوم) تمام شدن پانزده سال قمرى در پسر ، و تمام شدن نه سال قمرى در دختر ، و خون حیض دیدن در مورد دخترى که معلوم نیست نه سال او تمام شده یا نه.10


3- آیت الله سیستانی نشانه ی بلوغ در دختران را فقط رسیدن به 9 سال قمری میدانند، و نشانه بلوغ در پسران را همان سه شرطی می دانند که گفته شد:


آیت الله سید علی سیستانی:

مساله: نشانه بلوغ در دختر تمام شدن نه سال قمرى است و در پسر یکى از سه چیز است :

اول روییدن موى درشت در زیر شکم بالاى عورت .

دوم بیرون آمدن منى .

سوم تمام شدن پانزده سال قمرى بنابر مشهور


[ سه شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۸:۳۸ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۲ ]

احکام وضو


1-در هنگام وضو ، اگر آب  از دست کسی به دست ما ترشح کند یا آب باران به دست ما برسد ، این وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اگر مقداری آب از دست کسی به دست ما برسد اشکالی ندارد و در هنگام باران وضو گرفتن اشکالی ندارد ولی سر و پا باید خشک باشد و اگر سر خیس باشد برای مسح باید سر را خشک کنند . با خیسی زیاد نمی توان مسح سر کشید .

2- آیا کسی که نمی تواند وضو بگیرد می تواند شخص دیگری برای او وضو بگیرد و مسح سر او را بکشد  تا فرد بتواند نماز بخواند ؟
پاسخ –  بله . انسان باید شخصاً وضو بگیرد . از جمله شرایط صحت وضو این است که شخص خودش وضو بگیرد و در اعمال وضو از دیگران کمک نگیرد . اما اگر کسی خودش نمی تواند وضو بگیرد باید از دیگران کمک بگیرد. یعنی از کسی بخواهد که به او کمک کند  . صورت و دست های او را بشوید. در مسح سر بهتر است از دست خود فرد استفاده کند یعنی شخص ثالث دست او را بالا بیاورد تا خود او مسح را بکشد .  اگر این امکان وجود نداشت شخصی که به فرد کمک می کند و بجای او وضو می گیرد ، باید دست به روی دست او بکشد و از خیسی دست او استفاده کرده و مسح سر و پای فرد را بکشد .

 

3- آیا در وضو مسح پا را می توانیم با کف دست بکشیم یا با انگشتان هم می شود آنرا مسح کرد ؟
پاسخ – با هر قسمتی از کف دستتان از سر انگشتان تا مچ تان می توانید مسح سر و پا را بکشید.

 

4- آیا اگر بعد از وضو از پای ما خون بیاید وضوی ما باطل می شود ؟ 
پاسخ – خیر .وضو باطل نمی شود . اگر وضو تمام شده باشد و بعد از پای انسان خون بیاید وضو باطل نمی شود حتی اگر در وسط وضو ، عضویی غیر از اعضای وضو یا عضویی که شسته شده است و از آن گذشته ایم خون بیاید و باعث نجس شدن آب وضو در قسمتهای بعدی نشود ،وضو باطل نیست 

 

5- آیا ما می توانیم با دست خیس وضو بگیریم ؟

پاسخ – اشکالی ندارد . لازم نیست که اگر دست شما خیس است و بخواهید وضوبگیرید آنرا خشک کنید. اگر سر و پاها خیس باشد ، موقع وضو گرفتن باید آن محل را خشک کنید . اما اگر رطوبتش کم باشد مانعی ندارد.

 

 

6- اگر برای لک صورت کرم مصرف بکنیم ، آیا  برای وضو باید آنراپاک کنیم ؟

پاسخ – اشکالی ندارد . برای وضو و غسل ، اگر کرم غلیظ نباشد اشکالی ندارد . اما اگر کرم غلیظ باشد و روی پوست را بپوشاند ، باید برای وضو گرفتن آنرا پاک کرد.

 

  

7-آیا ناخن بلند برای گرفتن وضو اشکال بوجود می آورد ؟
پاسخ – در مورد وضو گفته اند که اگر ناخن بلند باشد و زیر آن چرک باشد ، باید آن را برطرف کنند . دیگر اینکه خانم باید مواظبت کند که ناخن بلند ، جلب نظر نامحرم را نکند.

 

8-اگر انسان اسماء جلاله مثل حبیب الله و عبدالله را بدون وضو لمس کند ، چه حکمی دارد؟
پاسخ – اگر اسم الله آنها نوشته شده باشد آن کلمه را بدون وضو نمی توان لمس کرد . اما   کلمه ی حبیب و عبد را می توان لمس کرد و اشکالی ندارد .


9- اگر به نیت نماز عصر وضو بگیریم آیا می توانیم نماز مغرب را هم با آن بخوانیم ؟
پاسخ – بله . اگر شما کاری نکنید که وضویتان باطل بشود و نخوابید حتی می توانید نماز صبح را هم با آن وضو بخوانید .

 

10-اگر بعد از خواندن نماز متوجه بشویم که در هنگام وضو یک بار آب روی دستمان ریخته ایم ، نماز ما چه حکمی دارد ؟
پاسخ – یک بار یا دو بار آب ریختن روی دست هنگام گرفتن وضو ، اشکالی ندارد .

 

11-اگر انگشت چسب داشته باشد آیا وضو صحیح است ؟
پاسخ – باید چسب را برطرف کرد اگر مانع رسیدن آب به پوست است . اگر برطرف نشد و مشقت دارد یا وقت نماز می گذرد ، می تواند با همان وضعیت وضو بگیرد و نمازش صحیح است.

 

12- بعضی از بچه ها به موهایشان روغن می زنند . آیا آنها می توانند در هنگام وضو روی آن  مسح سر بکشند ؟
پاسخ – اگر چربی خیلی زیاد باشد و روی مو را گرفته باشد ، هنگام وضو برای مسح ، این چربی ها باید برطرف بشود. اگر پوست سر چرب نباشد می تواند آنرا مسح کند . دست روی چربی زیاد کشیدن مسح حساب نمی شود.

  

13-آیا خوردن هنگام وضو اشکال دارد ؟

پاسخ – خیر وضو باطل نیست .

 

 

14-برای سجده هایی که در آیات قرآن است ، آیا باید حتما وضو داشت و خانم ها باید چادر داشته باشند ؟
پاسخ – در سجده ی تلاوت نه طهارت و نه حجاب در آن شرط نیست . یعنی لازم نیست که فرد با وضو باشد یا خانم حجاب داشته باشد . حتی اگر غسلی بر عهده شان است یا خانم درعادت ماهیانه است ( نباید آیه را بخواند ) و آیه را شنید ، باید سجده را بجا بیاورد .

 

 

15- وضو جبیره ای چگونه است؟
پاسخ – مثلا کسی دست چپش باند پیچی شده است و سر انگشتان بیرون است . ابتدا صورت را می شوید و بعد دست راست را می شوید و دست چپ را که باند است رویش دست می کشد تا نوک انگشتان بشرطی که باند پاک باشد . بعد مقداری آب هم می ریزد و انگشتان را می شوید . بعد با همین دست مسح پا و سر را می کشد . اگر رطوبت آن کم بود می توانید از صورت رطوبت بگیرید .

 

 

16- اگر در مکانی هستیم که نتوانیم وضوبگیریم ، باید چکار کنیم ؟ مثلا صاحب کار اجازه ندهد که بیرون برویم و وضو بگیریم .
پاسخ – صاحب کار نمی تواند این کار را بکند . شما باید برنامه ریزی داشته باشید که نمازتان را بخوانید و اگر می توانید جایی کار کنید که نمازتان را سر وقت بخوانید خوب است که کارتان را عوض کنید . اگر یک روز این اتفاق افتاده است که شما نتوانسته اید که بیرون بروید و وضو بگیرید ، می توانید با تیمم نماز بخوانید .

 

 

17- آیا برای وضو گرفتن باید رو به قبله باشیم ؟
پاسخ – خیر . البته اگر رو به قبله باشیم بهتر است .

 

 

18- اگر در وضو وقتی می خواهیم مسح پا را بکشیم دست مان خشک بود باید چکار کنیم ؟
پاسخ – می فرمایند که اگر هنگام مسح پا دست خشک باشد می توان از صورت و چانه رطوبت بگیرید و مسح پا را بکشید .

 

 

19- در وضو هنگامی که دستها را می شوییم آیا می توانیم شیر آب را ببندیم و بعد ادامه ی وضو را انجام بدهیم ؟
پاسخ – رطوبت دستی که شما تازه شسته اید بیشتر از دستگیره ی شیر است و در واقع آب دست شما به دستگیره ی شیر سرایت می کند . اگر بعد از شستن دستها شیر آب را ببندید اشکالی ندارد. فقط اگر وضوی شما تمام شد و می خواهید مسح بکشید و دستگیره ی شیر خیلی خیس است و به دست سرایت می کند ، ممکن است که این مسح اشکال پیدا بکند .

 

  

20- آیا برای دست زدن به تربت سید الشهدا حتما باید وضو داشته باشیم؟
پاسخ – خیر . نیازی به وضونیست ولی نباید بی احترامی بشود. 

 

  

21-آیا ذکر گفتن بدون روسری گناه دارد ؟ آیا برای قرآن خواندن باید وضو داشت ؟
پاسخ – موقع ذکر و تلاوت قرآن با حجاب بودن شرط نیست . اگر شما هنگام تلاوت قرآن وضو داشته باشید مستحب است . در هر حال با وضو بودن مستحب است . اگر شما با وضو نبودید و قرآن خواندید اشکالی ندارد ولی باید مواظب باشید که اگر وضو ندارید جایی از بدن شما به قرآن نخورد .

 

21- موقع مسح سر ، وقتی ما دست مان را بالا می بریم ، آب برمی گردد ، آیا این آب ، وضو را باطل می کند  ؟
پاسخ -  خیر . این قدر دقت در وضو گرفتن لازم نیست .

 

22- اگر پشت دست کسی زخم باشد چگونه باید وضو بگیرد ؟
پاسخ – فرد باید وضوی جبیره بگیرد . این فرد می تواند جای زخم را باند یا چسب بزند و بعد وضو بگیرد .

 

 

23- اگر هنگام وضو شیر آب را بخواهیم باز و بسته بکنیم ، آیا این آب با آب وضو مخلوط نمی شود ؟
پاسخ – خیر . بعد از اینکه شما دست چپ را آب گرفتید شیر آب را ببندید . و بعد مسح را هم بکشید .

 

 

24-در هنگام وضو ، اگر آب  از دست کسی به دست ما ترشح کند یا آب باران به دست ما برسد ، این وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اگر مقداری آب از دست کسی به دست ما برسد اشکالی ندارد و در هنگام باران وضو گرفتن اشکالی ندارد ولی سر و پا باید خشک باشد و اگر سر خیس باشد برای مسح باید سر را خشک کنند . با خیسی زیاد نمی توان مسح سر کشید . 

 

 

25-اگر در روز جمعه نتوانستیم غسل جمعه بکنیم ، آیا ما می توانیم در ایام هفته به آن نیت غسل بکنیم ؟
پاسخ – غسل روز جمعه خیلی تاکید شده و ثواب دارد . پیامبر به علی فرمود : اگر قرار شد که خرج خودت را بدهی و آب بخری ، غسل جمعه ات را ترک نکن . فرموده اند که اگر کسی در روز جمعه موفق نشد که غسل کند ،  می تواند در روز شنبه قضای آنرا بجا بیاورد . 

 

 

26-اگر ما وضو به نیت دائم الوضو بودن بگیریم آیا می شود با آن نمازهای واجب یومیه را خواند ؟  
پاسخ – بله. شما به هر قصدی که وضو گرفته اید می توانید کارهای دیگر که نیاز به طهارت دارد را انجام بدهید . 

 

 

27- آیا سجده های قرآن و زیارت عاشورا نیاز به وضو دارد ؟
پاسخ – خیر، نیاز به وضو ندارد . هر چند مستحب است که انسان در این موارد وضو داشته باشد . 

 

 

28- پوست من چرب است . آیا من باید قبل از وضو باید دستم را با صابون بشویم ؟
پاسخ – خیر . معمولا چربی بدن مانع نیست مگر اینکه پوست خیلی چرب است به حدی که چربی روی پوست را گرفته و نمی گذارد آب به پوست برسد ، در این صورت باید پوست را با آب و صابون شست .

 

 

29-اگر ما هنگام غسل ، پنبه در گوش مان بگذاریم  آیا غسل درست است ؟
پاسخ – بله . غسل درست است . زیرا در هنگام غسل ،شستن داخل گوش واجب نیست .
در غسل باید ظاهر گوش شسته بشود . 

 

30- آیا سرمه کشیدن در چشم مانع صحت وضو است ؟
پاسخ – اگر سرمه داخل چشم باشد اشکالی ندارد و اگر سرمه روی مژه را گرفته است و صرفا رنگ است اشکالی ندارد ولی اگر سرمه غلیظ است و روی پوست و بیرون چشم را گرفته است برای وضو باید آنرا برطرف کرد .

 

31- اگر ما چندغسل داشته باشیم با چه نیتی بایدغسل کنیم ؟
پاسخ – شما می توانید چند تا غسل هر کدام به نیت خودشان انجام بدهید یا می توانید یک غسل انجام بدهید و به قصد همه ی آنها نیت کنید .

 

32- در چه مواقعی باید غسل را انجام داد . انواع غسل ها را توضیح بدهید .
پاسخ – موجبات غسل متعدد است . غسل گاهی واجب و گاهی مستحب است .غسل های واجب مثل غسل جنابت و مس میت ،اگر کسی جنب شد برای خواندن نماز احتیاج به غسل دارد . اگر هنوز میت را غسل نداده اند و کسی دست به میت بزند باید غسل میت را انجام بدهد . غسل مستحب مثل غسل جمعه و زیارت .

 

33- آیا اکلیلی که به دست و صورت چسبیده باشد مانع وضو است ؟
پاسخ – اگر اکلیلی چسبیده باشد و جابجا نشود مانع وضو است ولی اگر اکلیل جابجا بشود مانع وضو نیست . پس اگر اکلیل چسبیده باشد و جابجا بشود مانع وضو نیست . 

 

34- اگر ما در بین نماز شک کنیم که وضوی داریم یا خیر ،وظیفه ی ما چیست؟
پاسخ – اگر شما در بین نماز شک کنید که وضوی شما باطل بوده است یا وضو گرفته اید یا خیر یعنی شما با طهارت نیستید و نماز شما باطل است و نمی توانید نماز را ادامه بدهید و باید نماز را رها کنید .

 

35-اگر محل مسح در وضو مرطوب باشد اشکال دارد ؟
پاسخ – خیر ، محل مسح اگر مقداری نم داشته باشد و خیلی خشک نباشد اشکالی ندارد . اگر مسح خیلی خیس باشد که مشخص نباشد که شما مسح کشیده اید ، این صحیح نیست . 

 

36-اگر در جایی از بدن زخم باشد و نتوان وضو گرفت یا تیم کرد ،تکلیف چیست؟
پاسخ – شاید بتوان وضو گرفت یا تیمم کرد . اگر شما نمی توانید وضو بگیرید وضوی جبیره بگیرید . یعنی قسمتی که زخم است را باند یا چسب بزند و با دست خیس روی آنها بکشد و قسمت هایی که باز است با آب بشوید . اگر فرد نمی تواند وضوی جبیره بگیرد تیمم کند . اگر هم  فرد نمی تواند تیمم بکند تیمم جبیره ای بکند . اگر دست او زخم است می تواند روی همین جبیره ، تیمم کند . اگر کسی واقعا نمی تواند هیچ کدام از این کارها را انجام بدهد باید همین طوری نماز را بخواند و بعد قضای نماز را بجا بیاورد. این اعمال مراتب دارد و هرکس می تواند به مرتبه از آن عمل کند . بخاطر همین هیچ وقت نباید نماز ترک بشود مگر کسی که آب برای وضو و خاک برای تیمم نداشته باشد که آن هم باید نماز را بخواند و بعد قضای آنرا بجا بیاورد . 

 

37-کسی که دو غسل بر او واجب شده است و شک دارد که یکی از غسل ها بر او واجب شده است یا خیر ،آیا می تواند به نیت هر دو یک غسل انجام بدهد ؟
پاسخ – بله می تواند این کار را انجام بدهد .

 

38- اگر زنی بچه ی مرده ای را بدنیا بیاورد و نمی دانسته که باید غسل مسح میت را انجام می داده ، تکالیف اعمالی که تاکنون انجام داده است چیست ؟
پاسخ – از زمانی که بچه به دنیا آمده است تا زمانی که این خانم اولین غسل واجب را انجام داده است ، نمازهای این فاصله صحیح نیست ولی روزها صحیح است . بعد از اولین غسل نمازها صحیح است .

 

39- چربی که از سطح پوست و مو ترشح می شود آیا مانع وضوگرفتن است ؟
پاسخ – چربی بدن مانع وضو گرفتن نیست . بعید است که چربی بدن این قدر زیاد باشد که مانع رسیدن آب به بدن باشد . ولی اگر چربی بدن خیلی زیاد بود و نمی گذارد آب به پوست برسد باید اول چربی را برطرف کرد و بعد وضو گرفت.

 

40- آیا وضو با آب دریا اشکال دارد ؟
پاسخ – خیر ، وضو با آب دریا اشکالی ندارد . با اینکه آب دریا املاح زیادی دارد ولی به آن آب می گویند و مضاف نیست ، بنابراین  وضو گرفتن با آن صحیح است .

 

41- پس از چند روز که از غسل گذشته است ، من فهمیده ام که ناخن هایم در آن موقع لاک داشته است . حکم غسل و نمازهایی که تابحال خوانده ام چیست ؟
پاسخ – نمازهای شما باطل است زیرا غسل شما صحیح نبوده است . در مورد غسل که شما سر و گردن و طرف راست را  شسته اید درست است ، اگر ناخن دست و پا راست لاک داشته است ، باید آنرا برطرف کنید و همانجا را بشویید و غسل سمت چپ را هم انجام بدهید.، در این صروت غسل شما صحیح است .  حالا اگر دست و پای چپ شما لاک داشته است ، شما سمت راست را شسته اید و سمت چپ هم شسته اید و بعد لاکهای ناخن سمت چپ را برطرف می کنید و می شویید ، در این صورت غسل شما صحیح است . درا ینجا لازم نیست که شما به نیت غسل به حمام بروید همین که شما لاکهای سمت چپ را برطرف کنید و بشویید کافی است . در غسل موالات شرط نیست و لازم نیست که پشت سرهم باشد. پس شما محلی که لاک داشته است دوباره می شویید و غسل شما صحیح است .

 

42- اگر در حین وضو گرفتن حرکت کنیم چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اگر موالات وضو بهم نخورد اشکالی ندارد . یعنی اگر بین اعمال وضو فاصله نیفتد و اعمال وضو هم بصورت صحیح انجام بشود ، حرکت هنگام وضو اشکالی ندارد

 

43-اگر بعد از وضو شک کنیم که ما مسح کشیده ایم یا نه ، تکلیف چیست ؟ 
پاسخ – وضوی شما صحیح است .

 

44- من گاهی هنگام وضو گرفتن بعد از اینکه دست چپ خودم را می شویم ، دستم را زیر شیر آب می برم و بعد مسح می کشم ، آیا این کار اشکال دارد ؟
پاسخ – اگر شما از آب غیر اضافه ی وضو استفاده می کنید ، این کار اشکال دارد ولی اگر  این کار را به نیت وضو انجام می دهید اشکالی ندارد . شما سعی کنید این کار را ترک کنید . 

 

45-اگر بعد از وضو ،قسمتی از بدن ما نجس بشود ،آیا وضوی ما باطل است ؟
پاسخ – وضوی شما باطل نیست ولی شما نمی توانید با بدن نجس نماز بخوانید . این وضو

 

46- من بخاطر مشکلات پوستی داروی خارجی برای پوست سرم مصرف می کنم و نمی دانم که در آن الکل وجود دارد یا خیر . آیا در این وضعیت ،وضوی من صحیح است ؟
پاسخ – چون شما نمی دانید که محلول نجس است یا خیر ، محکوم به طهارت است ، پس نماز شما درست است . اگر محلول چرب است و چربی آن زیاد است باید برطرف بشود ولی اگر چربی ندارد برای وضو و غسل مانعی ندارد .

 

47- اگر در وضو هنگام مسح سر یا پا ، دست از موضع جدا شود ، آیا باید ما از اول مسح بکشیم ؟
پاسخ – اگر بصورتی جدا بشود که دیگر مسح حساب نشود ، باید از اول وضو گرفت ولی اگر کمی فاصله افتاد اشکالی ندارد و می توان وضو را ادامه داد .

 

48- ما چطور می توانیم تشخیص بدهیم که کرم های استفاده شده مانع وضو هستند ؟
پاسخ – اگر در هنگام وضو ، آب ریخته شده روی چربی صورت قرار بگیرد ، وضو صحیح نیست ولی اگر چربی بصورتی باشد که جذب پوست صورت شما شده است و کمی هم چربی دارد اشکالی ندارد . حتی ممکن است پیشانی شما چرک داشته باشد ولی اینها مانع وضو نیست . جوهر جذب شده هم مانع وضو نیست .اگر چیزی مانع رسیدن آب به پوست هست ، باید برطرف بشود. اگر شما نمی دانید مانعی روی پوست هست یا خیر، باید آنرا برطرف کنید و با صابون آنرا بشویید تا مطمئن باشید که آب به پوست رسیده است ولی مواظب باشید که دچار وسواس نشوید .

 

49-اگر هنگام غسل شک کنیم که غسل را درست انجام داه ایم یا خیر ، تکلیف چیست ؟
پاسخ – اگر شما غسل را انجام داده اید و بعد شک کنید که غسل را درست انجام داده اید یا خیر ، این شک اعتباری ندارد حتی اگر شما در حمام باشید . اگر شما در جزئی از غسل شک کنید می توانید آنرا بشویید ولی باید مواظب باشید که وسواس بخرج ندهید . 

 

50-غسل ترتیبی را توضیح دهید .
پاسخ – در غسل ترتیبی ،انسان به نیت غسل ابتدا سر و گردن را می شوید بعد نیمه ی راست بدن و بعد نیمه ی چپ بدن را شستشو می دهد . در غسل باید تمام بدن شسته بشود . مقدار آب مصرفی به گفته ی پیامبر نباید بیشتر از سه کیلو باشد . البته اگر آب بیشتری مصرف شد غسل باطل نیست ولی کراهت دارد . بهتر است که در وضو و غسل آب زیادی مصرف نکنیم .


51-آیا باید هنگام وضو زیر ناخن ها هم خیس بشود ؟
پاسخ – خیر . لازم نیست که به زیر ناخن ها آب برسد .

 

52-اگر بعد از وضو قسمتی از بدن ما نجس بشود آیا وضوی ما باطل می شود ؟
پاسخ – خیر . وضوی شما باطل نمی شود.  

 

53-ما چطور می توانیم یک غسل مستحب و یک غسل واجب را باهم انجام بدهید ؟
پاسخ – شما می توانید نیت هر دو غسل را بکنید و یک غسل انجام بدهید . 

 

54-من به غسل هایی که انجام داده ام شک دارم که صحیح بوده است یا خیر ، تکلیف چیست ؟
پاسخ – شک به غسل هایی که انجام شده است اعتباری ندارد .

 

55-من دارویی را به پوست سرم می زنم که از ترکیبات آن خبر ندارم. برای غسل و وضو تکلیف من چیست ؟
پاسخ – اگر این دارو چربی ندارد مانعی برای وضو و غسل وجود ندارد. اگر این دارو الکل هم داشته باشد چون نمی دانیم که از چه نوع الکلی است ( بعضی الکل ها نجس نیستند )این محکوم به طهارت است و لزومی ندارد که آب بکشند . اگر ایشان احتیاط بکنند و آب بکشند ،خوب است . 

 

56-اگر هنگام غسل پنبه در گوش مان باشد، این غسل صحیح است؟
پاسخ – بله . در غسل شستن داخل گوش لازم نیست و فقط باید به ظاهر گوش آب برسد.

 

57- اگر در بدن ما زخم باشد چگونه باید غسل کنیم ؟
پاسخ – باید جای زخم را شستشو بدهیم و بعد غسل کنیم ولی اگر خون بند نمی آید و  نمی توان غسل را انجام داد، بایدغسل جبیره ای انجام بشود .باید چسب یا پارچه ای روی زخم بگذارید و غسل قسمت های دیگر را بجا بیاورید و بعد بر روی چسب یا پارچه دست بکشید .

 

58-حکم خال کوبی برای وضوگرفتن چیست ؟
پاسخ – اگر خال کوبی اسامی مقدس و آیات قرآن نباشد ، برای وضو گرفتن اشکالی ندارد زیرا اینها جوهر هستند و جرمی ندارند . اگر خال کوبی اسامی مقدس و آیات قرآن باشد نمی توان روی آن دست کشید و انسان نباید اینها را خالکوبی کند .

 

59-آیا وضو گرفتن با آب تصفیه کن اشکال دارد ؟
پاسخ – خیر اشکالی ندارد . وضو گرفتن با آب تصفیه از این نظر که تصفیه شده است اشکالی ندارد اما ممکن است که این سوال پیش بیاید که برای مصرف این آب برق مصرف می شود و  ممکن است که وضو گرفتن با این آب اسراف باشد .اگر وضو با این آب اسراف محسوب بشود ، وضو گرفتن اشکال دارد زیرا مقداری برق مصرف شده است و اگر آب دیگری هست باید با آن وضو گرفت . آب تصفیه ی فاضلاب ، اگر نجس نباشد یا اینکه ما نمی دانیم نجس است یا خیر ،می توان وضو با آن گرفت. اگر آب فاضلاب نجس بوده است و در تصفیه آن از آب کر استفاده شده است و آب کر به آن وصل بوده است ،این آب پاک شده است و می توان با آن وضو گرفت . اگر بدانیم که آب فاضلاب نجس بوده است و در هنگام تصفیه به آب کر وصل نبوده است و فقط تغییراتی در آن بوجود آورده اند ، با این آب نمی توان وضو گرفت .

 

60-استفاده از موی مصنوعی برای وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اشکالی ندارد ولی برای وضو و غسل باید موی مصنوعی را برداشت .اگر انسان نمی تواند موی مصنوعی را بردارد نباید موی مصنوعی را بگذارد .حالا اگر امکان برداشتن موی مصنوعی نیست بناچار باید با همان حالت وضو بگیرد .

 

61- اگر هنگام دست زدن به انسانی، شک کنیم که او مرده بوده است یا خیر ، آیا غسل مسّ میت واجب است ؟
پاسخ – خیر لازم نیست ولی اگر می خواهید احتیاط کنید، می توانید غسل مسّ میت را انجام بدهید .

 

62-آیا برای خواندن تفسیر قرآن وضو لازم است ؟
پاسخ – خیر . مگر اینکه در آن تفسیر، اسامی از نام خدا باشد که می خواهید به آن دست بزنید .حتی برای خواندن قرآن هم مستحب است که فرد وضو داشته باشد.

 

63- آیا لمس کردن میت با دستکش غسل دارد ؟
پاسخ – خیر . اگر بدن انسان با بدن میت تماس نداشته باشد،غسل مس میت ندارد.

 

64- اگر بعد از وضو یا غسل اعضای بدن را بشوییم اشکال دارد ؟
پاسخ – خیر اشکال ندارد.

 

65-اگر هنگام وضو دستها را چند بار بشوییم وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – شستن صورت و دستها برای بار اول لازم است و برای بار دوم بعضی می فرمایند مستحب است و بعضی می فرمایند :جایز است و برای بار سوم می فرمایند: حرام است .اگر شما برای بار سوم صورت و دستها را بشویید و این آب در مسح سر و پا دخیل باشد ،این وضو باطل است ولی اگر صورت را سه بار شستید ولی دستها را دو بار شستید، این وضو باطل نیست ولی کار خلافی کرده است که صورت را سه بار شسته است . منظور از یک بار یا دو یا سه بار شستن کامل است .

 

66-من حکم یکی از غسل ها را نمی دانستم و آنرا انجام نمی دادم .تکلیف نماز و روزه های من چیست ؟
پاسخ – اگر شما واقعا حکم را نمی دانستید روزه هایتان صحیح است ولی شما باید آن مدتی که غسل را انجام نداده اید نمازهایش را بجا بیاورید.

 

67- آیا می توان با دوش حمام غسل ارتماسی کرد ؟
پاسخ – خیر . در غسل ارتماسی باید تمام بدن در آب فرو می رود مثل دریا .

 

68- لمس کردن عبارت بسمه تعالی بدون وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – بسمه تعالی حکم اسم خدا را ندارد و لمس کردن آن بدون وضو حرام نیست .

 

69-آیا در غسل شستن موهای بلند بدن واجب است ؟
پاسخ – اکثر فقها فتوا دارند که در غسل باید موهای بلند بدن شسسته بشود. بعضی فتوا دارند که شستن موهای بلند بدن لازم نیست .اگر شما در غسل ،موهای بلند بدن را بشویید ، غسل شما به فتوای همه ی فقها درست است.

 

70-آیا کاشتن ناخن دائمی برای وضو اشکال دارد ؟
پاسخ – اکثر مراجع می فرمایند که اگر می دانند برداشتن آن برای وضو و نماز سخت است نباید این کار را انجام بدهند. بعضی می فرمایند: اصل کار اشکالی ندارد ولی باید موقع وضو مانع را برطرف کند حتی اگر هزینه بردار باشد مثلا کسی که با چسب سر و کار دارد هنگام نماز باید آنرا برطرف کند هر چند که این کار سخت باشد .اگر برطرف کردن مانع مشقت دارد و زمان نماز می گذرد می تواند با همان وضعیت نماز بخواند .

 

71- آیا ژل زدن به مو برای وضو اشکال دارد ؟
پاسخ -  خود ژل زدن اشکالی ندارد ولی اگر مقدار آن زیاد باشد و روی موها گرفته شده است یا نمی گذارد که برای مسح سر، مو تر بشود، باید آنرا برطرف کنید. 

 

72-آیا رنگ پوست گردو که روی دست می ماند برای وضو اشکال ایجاد می کند ؟
پاسخ- خیر .این مثل حنا است .رنگی که روی پوست را  می گیرد و جرمی ندارد مانعی برای وضو نیست . 

 

73-چطور ما تشخیص بدهیم که کِرمی که استفاده کرده ایم مانع وضو است ؟
پاسخ – وقتی شما کرمی را استفاده کرده اید ممکن است که جذب پوست بشود و مانع وضو نباشد یا ممکن است که کرم جذب پوست نشده باشد و مانع وضو باشد . اگر کرم یک لایه ای از پوست را گرفته باشد باید برطرف بشود تا وضو صحیح باشد

 

74- اگر روی ابرو یا مژه مانعی باشد ولی آب به پوست برسد این برای وضو اشکال دارد؟
پاسخ – در وضو مژه ها باید شسته بشود. و نباید مانعی روی مژه ها و ابروها باشد . برای آقایان گفته می شود که اگر محاسن شسته بشود و آب به پوست نرسد اشکالی ندارد .

 

75- اگر بعد از وضو آرایش کنیم و نماز بخوانیم چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اشکالی ندارد . اگر لوازم آرایشی که استفاده می شود نجس نباشد، با آرایش نماز خواندن اشکالی ندارد .


[ شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۵۳ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام غسل

 غسلهاى واجب

مسأله 359ـ غسلهاى واجب هفت غسل است:

غسل جنابت غسل استحاضه غسل حیض غسل نفاس غسل مسّ میّت غسل میّت غسل مستحبّى که بواسطه نذر و قسم و مانند آن واجب شده است.




ادامه مطلب

[ جمعه, ۱۸ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

اعمال شب وروز عید فطر

اعمال شب و روز عید فطر

 

فرا رسیدن عید سعید فطر را خدمت تمامی روزه داران عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنیم .

 

از جمله لیالى شریفه شب عید فطر می باشد و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث ‏بسیار وارد شده و روایت‏ شده است که آن شب کمتر از شب قدر نیست. برای درک این شب عزیز انجام اعمالی از ائمه علیهم السلام به ما سفارش شده است :

1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .

2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.




ادامه مطلب

[ سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۴۰ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۱ ]

سفر و حضر احکامی دارد

سفر و حضر دو بخش از زندگی انسان هاست که برای خود احکام و مسائلی جداگانه دارند.هیچ مسلمانی در هیچ مرحله ای از زندگی خود، رها شده و بی تکلیف نیست و از این قاعده، سفر را نیز نمی توان استثنا کرد.سفر و مسافرت را نمی توان بهانه گریختن از احکام خداوندی قرار داد، زیرا آنچه بر انسان ها واجب است، جز به انجام تکلیف، ساقط نمی شود.پیشوایان دینی ما، آن چنان به انجام فرایض و اهتمام به احکام الهی، چه در سفر و چه در حضر سفارش بلیغ نموده اند که راه را بر هر گونه فرار و بهانه جویی می بندد.این روایات و سفارشات به اندازه ای است که نقل اندکی از آنها نیز رساله ای جداگانه می طلبد. (1) از این رو از نقل روایات احکام برای رعایت اختصار صرف نظر می کنیم و تنها به ذکر مسائلی ضروری (2) برای مسافر اکتفا می نمائیم.

مسافر کیست؟

مسافر در فقه اسلامی به کسی گفته می شود که حداقل هشت فرسخ از وطن خود دور شده باشد، و یا چهار فرسخ راه از دیار خود دور شود و چهار فرسخ برگردد.بدون اقامه ده روز در میان، چنین شخصی مسافر نامیده شده و احکام ویژه ای دارد.

پاره ای از احکام مسافر بدین قرار است:

تبدیل نمازهای چهار رکعتی به دو رکعتی،

اسقاط نافله های ظهر و عصر هم چنین عشاء (بنابر قولی) .

افطار روزه، هر چند در ماه مبارک رمضان،

موارد استثناء در احکام مسافر

الف: کسی که برای کار حرام سفر کند باید نماز را تمام بخواند و روزه اش را (در ماه رمضان) بگیرد، و همچنین کسی که سفر او حرام است مثل اینکه سفر برایش ضرر داشته باشد یا زن بدون اجازه شوهر سفر رود (در غیر سفر واجب) و یا فرزند، سفرش سبب اذیت پدر و مادر باشد (در غیر سفر واجب) در چنین سفری نماز تمام است و روزه اش را در ماه رمضان باید بگیرد.

ب: کسی که شغل او سفر باشد ماننده راننده، خلبان و امثال اینها در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخواند و روزه اش را (اگر ماه رمضان است) بگیرد و در سفر اول اگر چه طول هم بکشد نمازش شکسته است.

ج: کسی که شغلش سفر نیست ولی محل کارش در شهر دیگری است و همواره در محل خود و آن شهر رفت و آمد می کند مثل پیشه وران سیار، معلمانی که محل کارشان ثابت نیست و کارگرانی که به شهر دیگری جهت کار سفر می کنند و امثال اینها، نمازشان تمام و روزه اشان را باید بگیرند (امام خمینی قدس سره در این مورد می فرماید: نمازشان را شکسته بخوانند و روزه اشان را نگیرند) .

د: مسافری که قصد دارد ده روز پشت سر هم در یک محل بماند باید نمازهای خود را در آن محل تمام بخواند و روزه اش را اگر در ماه رمضان است بگیرد.

ه: کسی که بعد از رسیدن به هشت فرسخ و بیشتر، سی روز در محلی بماند و مردد باشد و باید نماز را شکسته بخواند ولی پس از سی روز باید نماز را تمام بخواند و اگر ماه رمضان است روزه اش را بگیرد (3).

مسائلی در نماز مسافر

1.اگر شخص می داند، مسافر است و می داند که نماز مسافر، شکسته است، در عین حال نماز را عمدا یا سهوا، تمام خوانده است، نمازش باطل است و باید به صورت شکسته (یعنی دو رکعتی) اعاده نماید (دو باره بخواند)، و اگر خارج از وقت متوجه شد، باید به صورت شکسته قضا نماید.

2.اگر شخص می داند مسافر است، اما نمی داند که نماز مسافر شکسته است، اعاده آن واجب نیست، نه در وقت، و نه در خارج از وقت.

3.اگر شخص، مسافر است و می داند حکم مسافر قصر است، اما خصوصیات آن را نمی داند، مثلا نمی داند که اگر شغلش سفر باشد، وقتی در وطن ده روز بماند، باید در سفر اول شکسته بخواند، در این صورت اگر نمازش را تمام خوانده است، باید به صورت شکسته در وقت اعاده و در خارج وقت قضا نماید.

4.اگر حکم نماز مسافر را می داند، اما نمی داند که هشت فرسخ را طی کرده و نمازش را تمام خوانده است، سپس متوجه شود که مسافر بوده و هشت فرسخ را طی کرده است، در این صورت باید نمازش را شکسته در وقت اعاده و در خارج وقت قضا نماید.

5.اگر شخص می داند که نماز مسافر شکسته است، اما فراموش کرده که خودش مسافر است و به این خیال که در سفر نیست نمازش را تمام خواند، بعد متوجه شد که مسافر است، در این صورت اگر در وقت است، باید نمازش را به صورت شکسته اعاده کند.ولی اگر بعد از وقت به یاد آورد که مسافر است، قضا ندارد.

6.کسی که در وطن نمازش را نخوانده است، باید قضای آن را تمام به جا آورد، هر چند در سفر باشد.و کسی که در مسافرت نماز را به جا نیاورده، باید قضای آن را شکسته بخواند، هر چند در وطن خود باشد.

7.اگر کسی نمازش را در وطن به جا نیاورد، تا وقت گذشت و نماز قضا شد، سپس با هواپیما به نقطه ای سفر کند که در آنجا هنوز وقت آن نماز باقی است مثل کسی که نماز صبح او در تهران قضا شده باشد و با هواپیما قبل از طلوع آفتاب به ترکیه برسد نماز قضای این شخص به ادا تبدیل می شود و باید نماز صبح را در ترکیه به قصد ادا به جا آورد.

8.اگر کسی نماز ظهر و عصر را بخواند و بعد با هواپیما به نقطه ای برسدکه هنوز ظهر نشده است، لازم نیست دوباره نماز ظهر و عصرش را بخواند.

9.اگر کسی با هواپیما به طور عمودی به اندازه چهار فرسخ پرواز کند، نماز و روزه اش قصر می شود.

10.چنانچه کسی با سفینه فضانورد، مسافرت کند و از حوزه جاذبه زمین خارج گردد و بی وزن شود، در صورتی که بتواند بر سطح داخلی سفینه یا موشک قرار گیرد و پاهای خود را به کف آن بگذارد، باید با رعایت جهت قبله، نمازش را بخواند و در هیچ حالی نماز و جهت قبله، یا جهت نزدیک به قبله، نباید ترک شود.

11.مسافرین فضائی که ممکن است، در یک شبانه روز چندین بار به دور زمین گردش کنند و در هر دور یک شبانه روز برایشان تحقق یابد، تنها پنج نماز مطابق شبانه روز زمین بر آنها واجب است.ولی باید طلوع و غروب را نسبت به طلوع و غروب خود رعایت کنند، یعنی نماز صبح را قبل از یکی از طلوع ها و ظهر و عصر را بعد از نیمه روز یکی از روزها و مغرب و عشا را در یکی از شب ها بخوانند.یا می توانند نماز ظهر را بعد از ظهر یک روز و نماز عصر را بعد از ظهر روز دیگر و همچنین نماز مغرب را در یکی از شب ها و نماز عشا را در شب دیگر بخوانند.

12.اما از آنجا که معمولا برای هر حکمی، استثنایی است وجوب قصر نماز مسافر نیز از این قاعده مستثنا نیست، به طوری که دانشمندان و فقهاء شیعی همگی بر این عقیده هستند که هر مسافری در چهار مکان، مختار است که نماز خود را به قصر یا تمام بخواند:

.مسجد الحرام، 2.مسجد النبی در مدینه، 3.مسجد کوفه، 4.نزد قبر مطهر حضرت سید الشهداء علیه السلام.

روزه مسافر و احکام آن

یکی از واجبات بسیار با اهمیت در شریعت اسلام، روزه ماه مبارک رمضان است.خداوند در قرآن کریم می فرماید: یا أیها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم، (4)

یعنی نوشته شده است (واجب است) بر شما مؤمنان، روزه، همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند، نوشته شد.با همه اهمیت و ویژگی روزه در میان احکام شرعی، مسافر نه تنها از این تکلیف سنگین معاف است، بلکه روزه بر او حرام شمرده شده است.کسی که به علت سفر، از انجام این فریضه بزرگ الهی، محروم شده است، می باید پس از آنکه مسافرت خود را به اتمام رساند، قضای آن را به جا آورد.حتی می توان از سفر برای فرار از روزه نیز استفاده کرد، زیرا روزه یک واجب شرعی است و تنها از طریق شرعی می توان از آن معاف شد.این نوع افطار که جنبه شرعی دارد، برای کسانی که به دلایلی نمی توانند یا نمی خواهند همه ماه مبارک رمضان و یا بعضی از روزهای آن را روزه بگیرند، هیچ منع شرعی ندارد.

مسائل روزه در سفر

مسائل مهمی که مربوط به روزه مسافر می باشد غیر از آنچه در مسائل قبل گذشت، بدین قرار است: .مسافری که باید نمازش را شکسته بخواند، چنانچه قبل از ظهر از شهر خارج شده باشد، بعد از حد ترخص باید روزه اش را نیز افطار نماید و بعد از ماه مبارک و اتمام سفر آن را قضا کند.اما اگر مسافری در ماه مبارک رمضان، بعد از ظهر سفرش را آغاز نماید، دیگر نمی تواند افطار کند، بلکه باید آن روز را همچنان روزه باشد، زیرا این رخصت و مجوز مخصوص کسانی است که قبل از زوال ظهر از موطن خود خارج می شوند.از این رو کسانی که بعد از ظهر از شهر خارج می شوند، چنانچه قبل از غروب افطار نمایند، علاوه بر قضای آن، باید کفاره آن را نیز بپردازند.

2.اگر مسافری قبل از ظهر به وطن یا محلی که می خواهد ده روز در آنجا بماند رسید، باید آن روز را روزه بگیرد، البته اگر قبل از آن عملی که مبطل روزه است، از وی سر نزده باشد .اما اگر قبل از رسیدن به مقصد، کاری که روزه را باطل می کند (از قبیل خوردن و آشامیدن و غیره) از او صادر شده باشد، دیگر نمی تواند آن روز را روزه بگیرد، بلکه باید بعد از ماه مبارک، آن را قضا نماید.

3.اگر کسی در شهری پس از رؤیت هلال شوال (شب عید فطر) به شهر دیگری سفر نماید که در آنجا هلال ماه رؤیت نشده و شب آخر ماه رمضان محسوب می شود، وی نیز باید مطابق مردم آن دیار، این روزه را روز آخر ماه رمضان محسوب نموده و روزه بگیرد.

4.در مواردی که روزه برای مسافر نه تنها حرام نیست بلکه واجب یا جایز است، از جمله آن موارد: الف.روزه نذری که مقید به سفر باشد، لذا واجب است در سفر طبق نذر خود روزه بگیرد .

ب.سه روزه روزه بدل از قربانی حج، یعنی کسی که در حج قربانی نداده است، واجب است و در سفر حج سه روز و پس از بازگشت به وطن، هفت روز روزه بگیرد.

ج.سه روز روزه در مدینه برای قضای حاجت، برای مسافرین مستحب است.

د.و موارد دیگر (5).

مستحبات سفر

اسلام برای آنکه از رهگذر سفر، روح و فرهنگ انسان ها را شکوفا کند، احکامی را مقرر فرموده که برخی از آنها واجب و بعضی مستحب است.از جمله واجبات سفر، همان قصر نماز و افطار روزه است که به تفصیل درباره آن دو، سخن گفتیم.آنچه اینک یادآور می شویم این نکته ظریف است که برخی از مستحبات، در سفر اهمیت ویژه ای می یابند، از آن جمله است نماز شب.روایات و سفارش های بی شماری که در فوق العادگی این امر مستحب وارد شده است به قدری است که خود نیاز به تألیف جداگانه ای دارد.لیکن در این نوشتار به این مقدار اکتفا می شود که حضرت زینب علیهما السلام در همه مدتی که ایشان با کاروان کربلا در راه بودند، حتی بعد از شهادت حضرت سید الشهداء علیه السلام هیچ شبی، نمازشب خود را ترک نفرمودند.نقل است که حضرت در راه کوفه و شام نیز بعد از تحمل آن اندازه مصیبت و مرارت نماز شب خود را نشسته اقامه می کردند، و هرگز ناملایمات راه، ایشان را از انجام این مستحب ویژه باز نداشت.

خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر*حیوان را خبر از عالم انسانی نیست.

به هر روی، هر امر مستحبی است که در حضر، وارد شده است، در سفر اهمیت و پاداش ویژه ای خواهد داشت.زیرا انسان مسافر با پرداختن به مستحبات، نشان می دهد که در همه حال و هماره به یاد خدا و احکام نورانی اسلام است.در واقع سفر، محک و معیاری روشنی است برای آنکه انسان پایبندی و تعهد خود را به تکالیف دینی اعم از واجب و مستحب، نشان دهد، آری: «خوش بود گر محک تجربه آید به میان» در باب مستحبات سفر، بیش از این نمی توان گفت که بسیاری از امور مستحب در سفر نیز به استحباب خود باقی است و قطعا اجر و پاداش بیشتری خواهد داشت.زیرا آنچه در حضر صورت می گیرد، با امکانات بیشتری است و در سفر وقت و موقعیت برای مستحبات کمتر می شود.پس اگر مسافر از همین وقت اندک و موقعیت ویژه، سود جوید و از این جهت تفاوت نمی کند و همه جا را خانه دوست و دیار یار می داند: همه جا خانه یار است چه مسجد چه کنشت*همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

پی نوشت ها:

1.ر.ک: وسائل الشیعه، ج 11، ص 206، باب 24، ح 8 و .9

2.مسائلی که در این فصل ذکر شده نوعا مورد ابتلاء بوده و با نظر مراجع عظام منطبق است .

3.توضیحات بیشتر را در رساله های عملیه مراجع تقلید ملاحظه فرمایید.

4.سروه بقره (2)، آیه .183

5.جهت اطلاع به رساله های عملیه مراجع تقلید مراجعه نمایید.


[ دوشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۴۲ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

محارم انسان چه کسانی هستند

محرم بودن و نامحرم بودن را با دو اثر می‌توان شناخت:

اثر اول: انسان نمی‌تواند با محارم ازدواج کند، اما با هر نامحرمی می‌تواند ازدواج کند.

اثر دوم: مرد نمی‌تواند بیش از گردی صورت و دست‌ها تا مچ را از نامحرمان زن ببیند، اما می‌تواند به موها و قسمت محدودی از پاها و دست‌ها و بدن محارم که معمولاً در میان محارم پوشانده نمی‌شود، نگاه کند.

نکته: این دو اثر همیشه جاری است مگر در مورد خواهر زن، که در عین اینکه نامحرم است، نمی‌توان قبل از طلاق یا وفات و پایان دوران عدّه طلاق یا وفات خواهرش با او ازدواج کرد.

برای اینکه با محارم آشنا شویم ابتدا محارم نسَبی (خونی) و سپس محارم سببی (به واسطه ازدواج) و در نهایت محارم رضاعی (به واسطه شیر خوردن) ذکر می‌شود.

*محارم نَسَبی (خونی)

- محارم نسبت به مردان:

1. مادر، مادربزرگ پدری و مادری هر چه بالاتر روند.

2.دختر خود انسان و دخترِ پسر یا دخترِ دختر انسان (نوه‌ها و نتیجه‌ها هر چه پایین‌تر روند).

3.خواهر یعنی دختری که مادر او یا پدر او یا هر دوی آنان با مرد مزبور یکی باشد.

4.اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های خواهر هر چه پایین‌تر روند.

5. اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های برادر هر چه پایین‌تر روند

6. عمّه خود شخص و عمّه پدر و مادر و نیز عمّه مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها (دختر عمّه و اولاد او محرم نیستند)

7.خاله خود شخص و خاله پدر و مادر و نیز خاله مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها (دختر خاله و اولاد او محرم نیستند)

نکته: عمه‌ی عمّه و خاله‌ی خاله اگر عمّه یا خاله پدر یا مادر انسان هم باشند مَحرمند و الا مَحرم نیستند.

- محارم نسبت به زنان:

1.پدر و پدر بزرگ پدری و مادری هر چه بالاتر روند.

2. پسر خود انسان و پسرِ پسر یا پسرِ دختر انسان (نوه ها و نتیجه ها هر چه پایین‌تر روند).

3.برادر؛ یعنی هر مردی که پدر او یا مادر او یا هر دوی آنان با دختر مزبور یکی باشد.

4. اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های برادر هر چه پایین‌تر روند.

5. اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های خواهر هر چه پایین‌تر روند.

6. عموی خود شخص و عموی پدر و مادر و نیز عموی مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها (پسر عمو و اولاد او مَحرم نیستند)

7. دایی خود شخص و دایی پدر و مادر و نیز دایی مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها (پسر دایی و اولاد او مَحرم نیستند)

نکته: دایی دایی و عموی عمو اگر دایی یا عموی پدر یا مادر انسان هم باشند مَحرمند و الا مَحرم نیستند.

*محارم سببی

محارم سببی کسانی هستند که به واسطه عقد ازدواج صحیح دائم یا موقت به یکدیگر محرم می‌شوند. چنانکه معلوم است هیچ فرقی از جهت ایجاد محرمیت بین ازدواج دائم و موقت، وجود ندارد.

- محارم سببی نسبت به مردان

به محض جاری شدن صیغه عقد ازدواج دائم یا موقت، مادر و مادربزرگ‌های عروس هر چه بالا‌تر روند، نسبت به داماد مَحرم ابدی می‌شوند. یعنی حتی بعد از مرگ یا طلاق عروس هم مَحرم باقی می‌مانند.

اگر مرد با زنی ازدواج کند که از شوهر سابق خود دختر دارد، با صرف عقد کردن، این دختر بر شوهر دوم مَحرم نمی‌شود، بلکه محرمیت بین این دختر و شوهر دوم مادرش، بعد از وقوع نزدیکی بین آن زن و شوهر حاصل می‌شود.

- محارم سببی نسبت به زنان

بعد از جاری شدن صیغه عقد ازدواج دائم یا موقت، پدر شوهر و پدر بزرگ‌های شوهر هر چه بالاتر روند برای همیشه به عروس محرم می‌شوند؛ یعنی حتی بعد از مرگ شوهر یا طلاق گرفتن عروس، این محرمیت باقی می‌ماند.

اگر زن با مردی ازدواج کند که از زن سابق خود پسر دارد، به محض اجرای صیغه عقد دائم یا موقت، محرمیت ابدی بین زن بابا و پسر حاصل می‌شود و نیازی به وقوع نزدیکی نیست.

نکته: با توجه به آنچه گفته شد، برادر شوهر برای عروس و خواهر زن برای داماد، محرم نیستند و باید حدود نامحرمی بین آنان رعایت شود.

*محارم رضاعی (به واسطه شیر خوردن)

اگر زنی که از ولادت فرزند شرعی خود شیر پیدا کرده، با رعایت شرایط مخصوصی که در نوشتاری جداگانه توضیح داده خواهد شد، بچه‌ای را شیر کامل دهد، محرمیت‌هایی بین آن بچه و اشخاص دیگر حاصل می‌شود که آن‌ها را بیان می‌کنیم.

هرگاه زنى کودکى را با شرایط کامل شیر دهد، آن زن به حکم مادر او و مَحرم است و آن مرد که شیر این زن مربوط به بچه‌های اوست، به حکم پدر او و مَحرم اوست.

پدر آن مرد به حکم پدر بزرگ پدری و مادرش به حکم مادر بزرگ پدری و برادر مرد به حکم عمو و خواهرش عمه او و در نتیجه مَحرم هستند. فرزندان مرد هم برادر و خواهر او (شیر خورده) محسوب مى‌شوند، همچنین پدر آن زن که بچه را شیر داده به حکم پدر بزرگ مادرى و مادرش مادر بزرگ مادرى و برادرش دایى و خواهرش خاله رضاعی آن بچه می‌شوند؛ همچنین دخترى را که زنی شیر داده بر شوهر همان زن حرام است (به شرط این که با آن زن نزدیکى کرده باشد). همچنین انسان نمى‌تواند با مادرِ رضاعىِ زن خود ازدواج کند زیرا به حکم مادر زن او است.

همچنین بچه‌های زنی که شیر می‌دهد به شیر خورده مَحرم می‌شوند، چه الآن موجود باشند یا بعداً به دنیا بیایند.

فرزندان زنى که بچه‌اى شیر دهد، فرزندانِ پدر بچه شیر خورده محسوب مى‌شوند، بنابراین پدر آن بچه (شیر خورده) نمى‌تواند با دخترهایى که از آن زن به دنیا آمده‌اند ازدواج کند.

اگر انسان با زنى که دخترى را شیر کامل داده ازدواج کند و با آن زن نزدیکى نماید، دیگر نمى‌تواند با آن دختر ازدواج کند.

اگر انسان با دخترى ازدواج کند، دیگر نمى‌تواند با زنى که آن دختر را شیر کامل داده ازدواج نماید.

انسان نمى‌تواند با دخترى که مادر یا مادر بزرگ انسان او را شیر کامل داده ازدواج کند؛ و نیز اگر زنِ پدرِ انسان از شیر مربوط به پدر او دخترى را شیر داده باشد، انسان نمى‌تواند با آن دختر ازدواج نماید.

*بیان قاعده کلی

در واقع شیر دادن به یک نوزاد با رعایت همه شرایط باعث می‌شود که فقط بچه شیر خورده (نه فامیل‌های او) مثل بچه واقعی آن زن به همه کسانی که بچه واقعی او مَحرم هستند، محرم باشد؛ (البته در این میان استثناهای هم وجود دارد که گفته خواهد شد) به دیگر سخن هیچ فرقی از لحاظ محرم و نامحرم بودن بین بچه‌های واقعی و رضاعی (شیر خورده) یک زن وجود ندارد. (مگر موارد خاص، که گفته خواهد شد)

*موارد استثنا شده و خاص از محرمیت در شیرخواره

1. اگر زنى بچه‌اى را با شرایط شرعی شیر دهد، شوهر آن زن که صاحب شیر است به خواهرهاى آن بچه محرم نمى‌شود؛ همچنین خویشانِ شوهر به خواهر و برادر آن بچه و سایر فامیل‌های آن بچه محرم نمى‌شوند.

2. اگر زنى بچه‌اى را شیر دهد، به برادرهاى آن بچه محرم نمى‌شود؛ و نیز خویشان آن زن به برادر و خواهر بچه‌اى که شیر خورده محرم نمى‌شوند.

(می‌توان گفت که محرمیت‌های گفته شده در بالا فقط بین همین بچه‌ی شیر خورده و افراد گفته شده در بالا ایجاد می‌شود و ربطی به دیگر خواهر‌ها و برادرها و فامیل‌های آن بچه ندارد و بین خواهرها و برادرها و فامیل‌های آن بچه و افراد گفته شده هیچ محرمیتی حاصل نمی‌شود.)

*نکته بسیار مهم

در برخی از موارد شیر دادن به برخی از بچه ها باعث محرم شدن زن و شوهر به هم می‌شوند و آن زن و شوهر باید از هم جدا شوند؛ به همین علت این موارد را ذکر می‌کنیم تا این مشکل (که هیچ راه حل ندارد) برای کسی پیش نیاید.

الف: اگر زنى بچه‌ی دختر خود را شیر دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى‌شود و زن و شوهر باید از هم جدا شوند، نه به این معنا که باید از هم طلاق بگیرند بلکه به این معنا که دیگر نمی‌توانند زندگی مشترک زناشویی داشته باشند.

همچنین اگر مادر عروس، بچه‌اى را که شوهر آن عروس از زن دیگرش دارد شیر دهد آن زن و شوهر به هم محرم می‌شوند و باید به زندگی زناشویی خود پایان دهند. (ولى اگر زنی بچه پسر خود را شیر دهد، زنِ پسرش که مادر آن طفل شیرخوار است بر شوهر خود حرام نمى‌شود.)

ب: اگر زنِ پدرِ دخترى، بچه شوهر آن دختر یا بچه آن دختر را از شیر مربوط به آن پدر شیر دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى‌شود، چه بچه از همان دختر یا از زن دیگر شوهر او باشد. مثلاً اگر دختری به نام فاطمه با مردی به نام هاشم ازدواج کند و هاشم از فاطمه یا زن دیگر یا زن قبلی خود فرزندی به نام حسین یا زینب داشته باشد و زنِ پدر فاطمه یعنی مادرخوانده فاطمه حسین یا زینب را شیر دهد، فاطمه و هاشم باید به زندگی زناشویی خود پایان دهند و بدون طلاق از هم جدا شوند.

چنانچه گفته شد در این موارد لازم نیست از هم طلاق بگیرند بلکه زن و شوهری آنان تا ابد حرام است و دیگر نمی‌توانند مانند زن و شوهر های دیگر با هم زندگی کنند، به این معنی که نزدیکی آن‌ها در حکم زنا با محارم است.

*ارث و صله رحم در میان فامیل‌های رضاعی (ایجاد شده با شیر خوردن)

کسانى که به واسطه شیر خوردن، خویشى پیدا مى‌کنند مستحبّ است یکدیگر را احترام نمایند، ولى از یکدیگر ارث نمى‌برند و حق‌های خویشى که انسان با خویشان خود دارد مثل صله رحم براى آنان واجب نیست.

*نکات قابل تأمل

1.اگر هنگام ازدواج دختر و پسری، شبهه‌ای در مورد محرمیت آنان با شیر خوردن وجود داشته باشد، قبل از عقد باید حل شود تا خدای نکرده به علت بی‌احتیاطی دو نفر مَحرم با هم ازدواج نکنند.

2. مستحب است زن‌ها هر بچه‌اى را شیر ندهند، زیرا ممکن است فراموش شود که به چه کسانى شیر داده‌اند و بعداً دو نفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند.

نویسنده: حجت‌الاسلام مرتضی کیوانی

انتهای پیام/


[ دوشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۸ ق.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]