احکام

احکام مبتلا به

احکام تقلید3

سبحانی: مسأله- مسلمان باید در مورد اصول دین – اگر یقین نداشته باشد – تحصیل یقین کند و در احکام اسلام می تواند یکی از سه راه را برگزیند:

 1. مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد .

 2. از مجتهد تقلید کند یعنی مطابق فتوای او عمل کند.

 3. از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عدّه ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّۀ دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند، آن را بجا آورد؛ پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید نمایند.

مظاهری: مسأله- مسلمان باید به اصول دین اطمینان داشته باشد، و در احکام غیر ضروری یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد ، یا از مجتهد تقلید کند، یا از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که اطمینان پیدا کند تکلیف خود را انجام داده است.

مسأله اختصاصی

فاضل: مسأله 3- مکلفی که مجتهد نباشد واعمال خود را بدون تقلید انجام دهد و تقلید هم نکند، اعمال او باطل است یعنی نمی تواند به آن اکتفا کند و باید طبق مسأله [14] عمل کند.

(معنای تقلید- شرایط مرجع تقلید)

(مسأله2) تقلید در احکام، عمل کردن به دستور مجتهد است1، و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعۀ دوازده امامی و حلال زاده و زنده و عادل باشد2.(و نیز بنابر احتیاط واجب باید از مجتهدی تقلید کرد که حریص به دنیا نباشد 3) و از مجتهدین دیگر اعلم باشد4 ، یعنی در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد5.

1- گلپایگانی، صافی: تقلید در احکام ، یاد گرفتن فتوای مجتهد است با التزام به عمل به آن...

تبریزی:تقلید در احکام، اعتماد کردن به دستور مجتهد درهنگام عمل یا بعد از آن است...[3]

2- گلپایگانی، صافی: و عادل کسی است که با ملکۀ عدالت کارهائی را که بر او واجب است بجا آورد و کارهائی را که بر او حرام است ترک کند،  و ملکۀ عدالت عبارتست از حالتی که وادار کند انسان را به اطاعت و ترک معصیت و نشانۀ آن این است که اگر از اهل محلّ یا از همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند، خوبی او را تصدیق نمایند...

خوئی، سیستانی، تبریزی: (تبریزی: و نیز معتبراست سابقۀ فسق معروفی بین مردم نداشته باشد و از مجتهدی که تقلید می شود، غیر از اوصاف ذکر شده امر دیگری معتبر نیست ) وعادل کسی است که کارهائی را که بر او واجب است، بجا آورد و کارهائی را که بر او حرام است ترک کند، و نشانۀ عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد، که اگر از اهل محلّ یا همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند، خوبی او را تصدیق نمایند...

فاضل:ومقصودازعدالت آن است که قدرت نفسانیه ای بر انجام واجبات وترک گناهان کبیره داشته باشد...

3- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام:خوئی ، گلپایگانی ، صافی، تبریزی و سیستانی نیست]

4-  گلپایگانی، صافی: مجتهدی که انسان از او تقلید می کند- در صورت علم به مخالفت فتوای او با فتوای غیر- بنابر احتیاط واجب باید غیر، اعلم از او نباشد مگر آنکه فتوای غیر اعلم موافق با احتیاط باشد (صافی:یا فتوای اعلم شاذ ونادر باشد که دراین صورت باید به قولی که احوط است عمل نماید) واعلم...

خوئی، تبریزی، سیستانی: در صورتی که اختلاف فتوی بین مجتهدین در مسائل محلّ ابتلاء ولو اجمالاً معلوم باشد لازم است مجتهدی که انسان از او تقلید می کند، اعلم باشد ...

فاضل: لازم است از مجتهدین دیگر اعلم باشد ...

نوری: بنابرأقوی در صورت علم به مخالفت فتوای او با فتوای غیر در مسائل مورد احتیاج، او باید اعلم باشد مگر آنکه فتوای غیر اعلم موافق با احتیاط باشد و اعلم ...

5-خوئی ،تبریزی:بهترباشد.

 سیستانی:تواناتر باشد.

فاضل: در فهمیدن حکم خدا از همۀ مجتهدین عصر خودش عالمتر باشد [و] یکی از راههای شناخت عدالت، حسن ظاهر است یعنی با او رفت و آمد و معاشرت داشته باشد و در شرایط مختلف او را دیده باشد که مسائل شرعی را رعایت می کند و یا همسایگان و اهل محل خوبی او را تصدیق کنند.

* * * * *


[ چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۶ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام تقلید2

فاضل: مسأله- در اصول دین انسان باید یقین و اعتقاد جزمی داشته باشد و این یقین از هر دلیل و طریقی حاصل شود کفایت می کند چه به واسطه استدلال و برهان باشد یا از گفته والدین و مبلغین؛ هر چند نتواند استدلال کند. و در احکام غیر ضروری دین یا باید مجتهد باشد و بر طبق اجتهاد خودش عمل نماید و یا از مجتهد تقلید کند یعنی به دستور او رفتار نماید و یا در صورتی که آشنا به کیفیّت احتیاط است، عمل به احتیاط کند بطوری که یقین کند تکلیف خویش را انجام داده است . مثلاً اگر عدّه ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّه ای دیگر می گویند حرام نیست آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحبّ می دانند انجام دهد و همچنین واجب است در کیفیّت احتیاط نیز احتیاط کند، یعنی چنانچه احتیاط از چند طریق ممکن باشد باید طریقی را اختیار نماید که مطابق با احتیاط باشد.

بهجت: دین اسلام براساس اعتقادات صحیح و حق و همچنین اعمال و دستوراتی در زمینه های گوناگون بنا شده است. در اعتقادات تقلید جایز نیست همچنین در اعمال و دستورات غیر اعتقادی که ضروری دین باشد، تقلید در آن لازم نیست ولی در غیر ضروریات اگر شخص مجتهد باشد، یعنی بتواند از روی دلایل شرعی وظیفۀ خود را تشخیص دهد، باید طبق نظریۀ خود عمل کند و در غیر این صورت عقل برای او دو راه معیّن خواهد کرد:

الف-«تقلید» یعنی طبق فتاوی و نظریات مجتهدی که واجد شرایط است عمل کند.

ب-« احتیاط» یعنی براساس نظریۀ تمامی و یا گروهی از مجتهدین وظیفۀ خود را انجام دهد. به این معنی که اگر مجتهدی کاری را جایز و دیگری حرام می داند، آن کار را ترک کند و اگر مجتهدی کاری را واجب و دیگری مباح می داند، آن را بجا آورد.

وحید: مسأله- اعتقاد انسان به اصول دین اسلام باید برپایۀ علم باشد، و تقلید –یعنی پیروی از غیر- بدون حصول علم- در اصول دین باطل است، ولی در غیر اصول دین از احکامی که قطعی و ضروری نیست و همچنین موضوعاتی که محتاج به استنباط است باید یا مجتهد باشد که بتواند وظایف خود را از روی مدارک آنها بدست آورد، و یا به دستور مجتهدی که شرایط آن خواهد آمد رفتار نماید، و یا احتیاط کند، یعنی به گونه ای عمل نماید که یقین پیدا کند تکلیف را انجام داده، مثلاً اگر عده ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّۀ دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را ترک کند، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی جایز می دانند، به جا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، باید تقلید نمایند.

مکارم:مسأله-هیچ مسلمانی نمی تواند در اصول دین تقلید نماید بلکه باید آنها را از روی دلیل- به فرا خور حال خویش- بداند ولی در فروع دین یعنی احکام و دستورات عملی، اگر مجتهد باشد[1] به عقیدۀ خود عمل می کند و اگر مجتهد نباشد باید از مجتهدی تقلید کند، همانگونه که مردم در تمام اموری که تخصّص و اطّلاع ندارند به اهل اطّلاع مراجعه می کنند، و از آنها پیروی می نمایند[2]و نیز می تواند عمل به احتیاط کند، یعنی در اعمال خود طوری رفتار نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر بعضی از مجتهدین کاری را حرام و بعضی مباح می دانند، آن را ترک کند ویا اگر بعضی آن را مستحبّ و بعضی واجب می دانند آن را حتماً بجا آورد، ولی چون عمل به احتیاط مشکل است و احتیاج به اطّلاعات نسبتاً وسیعی از مسائل فقهی دارد، راه برای تودۀ مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدین و تقلید از آنها است.

زنجانی: مسأله- شخص مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد، اگر چه از گفته دیگری برای او یقین حاصل گردد، و در احکام دین کسی که قطع ندارد، باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل بدست آورد، یا از مجتهد جامع شرایط تقلید کند، یعنی بدون سوال از دلیل، گفتار او را بپذیرد و به آن عمل کند، یا از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر هیچ یک از مجتهدین عملی را واجب نمی دانند، ولی برخی آن را حرام دانسته و برخی حرام نمی دانند آن عمل را انجام ندهد.و اگر عملی را هیچ یک حرام نمی دانند، ولی برخی آن را واجب دانسته وبرخی واجب نمی دانند آن را به جا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید کنند.


[ چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۱ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام تقلید1

احکام تقلید مطابق نظر 15 نفر از مراجع عظام



بزرگ نمایی کوچک نمایی



(تقلید در اصول و فروع دین)

مسأله 1) (عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد 1، ولی در احکام غیرضروری دین 2) باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد، یا از مجتهد تقلید کند یعنی3به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّه دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحبّ می دانند، آن را به جا آورد؛پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است4 از مجتهد تقلید نمایند5.

1- گلپایگانی، صافی: عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی بدون دلیل گفته کسی را قبول کند. ولی اگر از گفته غیر به عقاید دینی یقین پیدا کند در حکم به مسلمانان بودن او کافی است...

خوئی، تبریزی:شخص مسلمان باید به اصول دین از روی دلیل اعتقاد پیدا کند و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی بدون سوال از دلیل، گفته کسی را قبول کند...

سیستانی:شخص مسلمان باید عقیده اش به اصول دین از روی بصیرت باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی گفتۀ کسی را که علم به آنها دارد به صرف اینکه او گفته است قبول کند، ولی چنانچه شخص به عقائد حقّۀ اسلام یقین داشته باشد و آنها را اظهار نماید هر چند از روی بصیرت نباشد آن شخص مسلمان و مؤمن است و همۀ احکام اسلام و ایمان بر او جاری می شود...

نوری: مسلمان باید به اصول دین ایمان و یقین داشته باشد و این ایمان باید برای هر مسلمانی به اندازه فکر ودرک او بر پایه دلیل و برهان استوار باشد...

2- گلپایگانی، صافی: و در احکام دین...

خوئی، سیستانی: در احکام دین در غیر ضروریات و قطعیات...

  تبریزی:  در احکام دین در غیر ضروریات...

اراکی: [در رساله آیت الله اراکی به جای قسمت داخل پرانتز آمده: «مکلف در احکام غیر ضروری دین »]

3-خوئی: بدون سوال از دلیل...

4- تبریزی: لازم است...

5- نوری:به این مطلب نیز باید توجه کرد که در بسیاری از موارد در خود عمل به احتیاط نیز باید یا مجتهد بود و یا تقلید کرد.

[ چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۵۸ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام رسیدن به سن تکلیف

نشانه های رسیدن به بلوغ در دختران و پسران:

نظر اکثر مراجع معظم تقلید در مورد نشانه های تکلیف دختران و پسران با هم یکی است و فقط نظر دو تن  از مراجع تقلید با دیگر مراجع فرق دارد که در دسته بندی زیر نوشته ام:


1-اکثر مراجع تقلید نشانه ی بلوغ در دختران و پسران را یکی از سه شرط زیر می دانند:

اول: روییدن موی درشت و زبر در زیر شکم (زیر ناف) و بالای عورت.

دوم: بیرون آمدن منی (محتلم شدن) چه در خواب باشد و چه در بیداری.

سوم: تمام شدن پازده سال قمری در پسران و نه سال قمری در دختران.


نکته: هر یک از این سه علامت زودتر از علامتهای دیگر بروز کند، علامت بالغ شدن است و بر  انسان بالغ شده، وظایف و تکالیف شرعی واجب مى شود. مثلا ممکن است پسری به جهت رشد زیاد در سن 13 سالگی محتلم شود، یعنی منی از او خارج شود، در این صورت این پسر در سن 13 سالگی بالغ شده است.

نکته: محاسبه سن بلوغ در دختران و پسران سال قمری است نه شمسی، یعنی دختران در سن 9 سال قمری که می شود 8 سال و 9 ماه شمسی، و پسران در 15 سال قمری که می شود 14 سال و 6 ماه و 16 روز شمسی، اگر دو نشانه اول بروز نکند به سن تکلیف می رسند.




آیت الله سید روح الله خمینی:

مساله: نشانه بالغ شدن یکى از سه چیز است: اول: روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت. دوم:بیرون آمدن منى. سوم: تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد و تمام شدن نه سال قمرى در زن.1


آیت الله سید علی خامنه ای:

سوال: آیا معیار در سن بلوغ پسران و دختران سال شمسى است یا قمرى؟ 

 جواب: معیار، سال قمرى است.


 سوال: آیا پسرى که قبل از پانزده سالگى محتلم شده، حکم به بلوغ او مى‏شود؟ 

 جواب: با احتلام، حکم به بلوغ او مى‏شود زیرا احتلام شرعا از نشانه‏هاى بلوغ است.2


 نکته: نظر آیت الله خامنه ای در مورد علائم بلوغ، همان نشانه هایی است که حضرت آیت الله خمینی فرمودند، است.


آیت الله محمد تقی بهجت: 

مساله: علامت بلوغ در مرد و زن، 1- «احتلام» است، یعنى نزول منى در خواب یا بیدارى؛ و 2-«انبات شعر خشن در عانه»، یعنى روییدن موىِ زبر بالاى آلت مردى و اطراف عورت پیشى زن و در زنها «حیض»؛ 3- و در هر دو، «سن مخصوص» ـ که پانزده (15) تمام در مرد و نه (9) تمام در زن است ـ مى باشد.3

 

آیت الله شیخ محمد فاضل لنکرانی:

مسأله: نشانه بالغ شدن یکى از سه چیز است:

اول: روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت.

دوّم: بیرون آمدن منى.

سوّم: تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد و تمام شدن نه سال قمرى در زن.4


سؤال: نشانه بلوغ چیست؟ و انسان در چند سالگى مکلّف مى شود؟

جواب: بلوغ در پسر به یکى از سه چیز مشخص مى شود:

1 ـ روییدن موى خشن و زِبر در زیر شکم (بالاى عورت).

2 ـ خروج منى چه در خواب و چه در بیدارى.

3 ـ کامل شدن 15 سال قمرى که 163 روز و 6 ساعت از 15 سال شمسى کمتر است.

و بلوغ دختر به یکى از سه چیز:

1 ـ روئیدن موى خشن و زِبر در زیر شکم (بالاى عورت).

2 ـ بیرون آمدن منى چه در خواب و چه در بیدارى.

3 ـ تمام شدن نه سال قمرى که 97 روز و 22 ساعت و 48 دقیقه از نه سال شمسی کمتر است.5

 

آیت الله میرزا جواد تبریزی:

مساله: نشانه بالغ شدن یکى از سه چیز است :

اول روئیدن موى درشت در زیر شکم بالاى عورت .

دوم بیرون آمدن منى .

سوم تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد, و تمام شدن نه سال قمرى در زن .6

 

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

مسأله: نشانه بلوغ یکى از سه چیز است: «اوّل» پانزده سال قمرى تمام در مرد و نه سال قمرى تمام در زن «دوم» بیرون آمدن منى «سوم» روییدن موى درشت بالاى عورت.7

 

آیت الله صافی گلپایگانی:

مـساله: نشانه بالغ شدن در زن و مرد یکى از سه چیز است :

اول - تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد و نه سال قمرى در زن .

دوم - روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت .

سوم - بیرون آمدن منى .8


آیت الله نوری همدانی:

مسأله: نشانه ی بالغ شدن یکی از سه چیز است :

اوّل : روئیدن موی درشت ، زیر شکم بالای عورت.

دوّم : بیرون آمدن منی.

سوّم : تمام شدن پانزده سال قمری در مرد و تمام شدن نه سال قمری در زن.9


2 آیت الله وحید خراسانی روییدن موی خشن در زیر شکم را از علامتهای بلوغ پسران می دانند، و این نشانه را در دختران علامت بلوغ حساب نمی کنند:


آیت الله وحید خراسانی:

مسأله: نشانه ی بلوغ یکى از سه چیز است :

(اول) روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت در پسر.

(دوم) بیرون آمدن منى . 

(سوم) تمام شدن پانزده سال قمرى در پسر ، و تمام شدن نه سال قمرى در دختر ، و خون حیض دیدن در مورد دخترى که معلوم نیست نه سال او تمام شده یا نه.10


3- آیت الله سیستانی نشانه ی بلوغ در دختران را فقط رسیدن به 9 سال قمری میدانند، و نشانه بلوغ در پسران را همان سه شرطی می دانند که گفته شد:


آیت الله سید علی سیستانی:

مساله: نشانه بلوغ در دختر تمام شدن نه سال قمرى است و در پسر یکى از سه چیز است :

اول روییدن موى درشت در زیر شکم بالاى عورت .

دوم بیرون آمدن منى .

سوم تمام شدن پانزده سال قمرى بنابر مشهور


[ سه شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۸:۳۸ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۲ ]

احکام وضو


1-در هنگام وضو ، اگر آب  از دست کسی به دست ما ترشح کند یا آب باران به دست ما برسد ، این وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اگر مقداری آب از دست کسی به دست ما برسد اشکالی ندارد و در هنگام باران وضو گرفتن اشکالی ندارد ولی سر و پا باید خشک باشد و اگر سر خیس باشد برای مسح باید سر را خشک کنند . با خیسی زیاد نمی توان مسح سر کشید .

2- آیا کسی که نمی تواند وضو بگیرد می تواند شخص دیگری برای او وضو بگیرد و مسح سر او را بکشد  تا فرد بتواند نماز بخواند ؟
پاسخ –  بله . انسان باید شخصاً وضو بگیرد . از جمله شرایط صحت وضو این است که شخص خودش وضو بگیرد و در اعمال وضو از دیگران کمک نگیرد . اما اگر کسی خودش نمی تواند وضو بگیرد باید از دیگران کمک بگیرد. یعنی از کسی بخواهد که به او کمک کند  . صورت و دست های او را بشوید. در مسح سر بهتر است از دست خود فرد استفاده کند یعنی شخص ثالث دست او را بالا بیاورد تا خود او مسح را بکشد .  اگر این امکان وجود نداشت شخصی که به فرد کمک می کند و بجای او وضو می گیرد ، باید دست به روی دست او بکشد و از خیسی دست او استفاده کرده و مسح سر و پای فرد را بکشد .

 

3- آیا در وضو مسح پا را می توانیم با کف دست بکشیم یا با انگشتان هم می شود آنرا مسح کرد ؟
پاسخ – با هر قسمتی از کف دستتان از سر انگشتان تا مچ تان می توانید مسح سر و پا را بکشید.

 

4- آیا اگر بعد از وضو از پای ما خون بیاید وضوی ما باطل می شود ؟ 
پاسخ – خیر .وضو باطل نمی شود . اگر وضو تمام شده باشد و بعد از پای انسان خون بیاید وضو باطل نمی شود حتی اگر در وسط وضو ، عضویی غیر از اعضای وضو یا عضویی که شسته شده است و از آن گذشته ایم خون بیاید و باعث نجس شدن آب وضو در قسمتهای بعدی نشود ،وضو باطل نیست 

 

5- آیا ما می توانیم با دست خیس وضو بگیریم ؟

پاسخ – اشکالی ندارد . لازم نیست که اگر دست شما خیس است و بخواهید وضوبگیرید آنرا خشک کنید. اگر سر و پاها خیس باشد ، موقع وضو گرفتن باید آن محل را خشک کنید . اما اگر رطوبتش کم باشد مانعی ندارد.

 

 

6- اگر برای لک صورت کرم مصرف بکنیم ، آیا  برای وضو باید آنراپاک کنیم ؟

پاسخ – اشکالی ندارد . برای وضو و غسل ، اگر کرم غلیظ نباشد اشکالی ندارد . اما اگر کرم غلیظ باشد و روی پوست را بپوشاند ، باید برای وضو گرفتن آنرا پاک کرد.

 

  

7-آیا ناخن بلند برای گرفتن وضو اشکال بوجود می آورد ؟
پاسخ – در مورد وضو گفته اند که اگر ناخن بلند باشد و زیر آن چرک باشد ، باید آن را برطرف کنند . دیگر اینکه خانم باید مواظبت کند که ناخن بلند ، جلب نظر نامحرم را نکند.

 

8-اگر انسان اسماء جلاله مثل حبیب الله و عبدالله را بدون وضو لمس کند ، چه حکمی دارد؟
پاسخ – اگر اسم الله آنها نوشته شده باشد آن کلمه را بدون وضو نمی توان لمس کرد . اما   کلمه ی حبیب و عبد را می توان لمس کرد و اشکالی ندارد .


9- اگر به نیت نماز عصر وضو بگیریم آیا می توانیم نماز مغرب را هم با آن بخوانیم ؟
پاسخ – بله . اگر شما کاری نکنید که وضویتان باطل بشود و نخوابید حتی می توانید نماز صبح را هم با آن وضو بخوانید .

 

10-اگر بعد از خواندن نماز متوجه بشویم که در هنگام وضو یک بار آب روی دستمان ریخته ایم ، نماز ما چه حکمی دارد ؟
پاسخ – یک بار یا دو بار آب ریختن روی دست هنگام گرفتن وضو ، اشکالی ندارد .

 

11-اگر انگشت چسب داشته باشد آیا وضو صحیح است ؟
پاسخ – باید چسب را برطرف کرد اگر مانع رسیدن آب به پوست است . اگر برطرف نشد و مشقت دارد یا وقت نماز می گذرد ، می تواند با همان وضعیت وضو بگیرد و نمازش صحیح است.

 

12- بعضی از بچه ها به موهایشان روغن می زنند . آیا آنها می توانند در هنگام وضو روی آن  مسح سر بکشند ؟
پاسخ – اگر چربی خیلی زیاد باشد و روی مو را گرفته باشد ، هنگام وضو برای مسح ، این چربی ها باید برطرف بشود. اگر پوست سر چرب نباشد می تواند آنرا مسح کند . دست روی چربی زیاد کشیدن مسح حساب نمی شود.

  

13-آیا خوردن هنگام وضو اشکال دارد ؟

پاسخ – خیر وضو باطل نیست .

 

 

14-برای سجده هایی که در آیات قرآن است ، آیا باید حتما وضو داشت و خانم ها باید چادر داشته باشند ؟
پاسخ – در سجده ی تلاوت نه طهارت و نه حجاب در آن شرط نیست . یعنی لازم نیست که فرد با وضو باشد یا خانم حجاب داشته باشد . حتی اگر غسلی بر عهده شان است یا خانم درعادت ماهیانه است ( نباید آیه را بخواند ) و آیه را شنید ، باید سجده را بجا بیاورد .

 

 

15- وضو جبیره ای چگونه است؟
پاسخ – مثلا کسی دست چپش باند پیچی شده است و سر انگشتان بیرون است . ابتدا صورت را می شوید و بعد دست راست را می شوید و دست چپ را که باند است رویش دست می کشد تا نوک انگشتان بشرطی که باند پاک باشد . بعد مقداری آب هم می ریزد و انگشتان را می شوید . بعد با همین دست مسح پا و سر را می کشد . اگر رطوبت آن کم بود می توانید از صورت رطوبت بگیرید .

 

 

16- اگر در مکانی هستیم که نتوانیم وضوبگیریم ، باید چکار کنیم ؟ مثلا صاحب کار اجازه ندهد که بیرون برویم و وضو بگیریم .
پاسخ – صاحب کار نمی تواند این کار را بکند . شما باید برنامه ریزی داشته باشید که نمازتان را بخوانید و اگر می توانید جایی کار کنید که نمازتان را سر وقت بخوانید خوب است که کارتان را عوض کنید . اگر یک روز این اتفاق افتاده است که شما نتوانسته اید که بیرون بروید و وضو بگیرید ، می توانید با تیمم نماز بخوانید .

 

 

17- آیا برای وضو گرفتن باید رو به قبله باشیم ؟
پاسخ – خیر . البته اگر رو به قبله باشیم بهتر است .

 

 

18- اگر در وضو وقتی می خواهیم مسح پا را بکشیم دست مان خشک بود باید چکار کنیم ؟
پاسخ – می فرمایند که اگر هنگام مسح پا دست خشک باشد می توان از صورت و چانه رطوبت بگیرید و مسح پا را بکشید .

 

 

19- در وضو هنگامی که دستها را می شوییم آیا می توانیم شیر آب را ببندیم و بعد ادامه ی وضو را انجام بدهیم ؟
پاسخ – رطوبت دستی که شما تازه شسته اید بیشتر از دستگیره ی شیر است و در واقع آب دست شما به دستگیره ی شیر سرایت می کند . اگر بعد از شستن دستها شیر آب را ببندید اشکالی ندارد. فقط اگر وضوی شما تمام شد و می خواهید مسح بکشید و دستگیره ی شیر خیلی خیس است و به دست سرایت می کند ، ممکن است که این مسح اشکال پیدا بکند .

 

  

20- آیا برای دست زدن به تربت سید الشهدا حتما باید وضو داشته باشیم؟
پاسخ – خیر . نیازی به وضونیست ولی نباید بی احترامی بشود. 

 

  

21-آیا ذکر گفتن بدون روسری گناه دارد ؟ آیا برای قرآن خواندن باید وضو داشت ؟
پاسخ – موقع ذکر و تلاوت قرآن با حجاب بودن شرط نیست . اگر شما هنگام تلاوت قرآن وضو داشته باشید مستحب است . در هر حال با وضو بودن مستحب است . اگر شما با وضو نبودید و قرآن خواندید اشکالی ندارد ولی باید مواظب باشید که اگر وضو ندارید جایی از بدن شما به قرآن نخورد .

 

21- موقع مسح سر ، وقتی ما دست مان را بالا می بریم ، آب برمی گردد ، آیا این آب ، وضو را باطل می کند  ؟
پاسخ -  خیر . این قدر دقت در وضو گرفتن لازم نیست .

 

22- اگر پشت دست کسی زخم باشد چگونه باید وضو بگیرد ؟
پاسخ – فرد باید وضوی جبیره بگیرد . این فرد می تواند جای زخم را باند یا چسب بزند و بعد وضو بگیرد .

 

 

23- اگر هنگام وضو شیر آب را بخواهیم باز و بسته بکنیم ، آیا این آب با آب وضو مخلوط نمی شود ؟
پاسخ – خیر . بعد از اینکه شما دست چپ را آب گرفتید شیر آب را ببندید . و بعد مسح را هم بکشید .

 

 

24-در هنگام وضو ، اگر آب  از دست کسی به دست ما ترشح کند یا آب باران به دست ما برسد ، این وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اگر مقداری آب از دست کسی به دست ما برسد اشکالی ندارد و در هنگام باران وضو گرفتن اشکالی ندارد ولی سر و پا باید خشک باشد و اگر سر خیس باشد برای مسح باید سر را خشک کنند . با خیسی زیاد نمی توان مسح سر کشید . 

 

 

25-اگر در روز جمعه نتوانستیم غسل جمعه بکنیم ، آیا ما می توانیم در ایام هفته به آن نیت غسل بکنیم ؟
پاسخ – غسل روز جمعه خیلی تاکید شده و ثواب دارد . پیامبر به علی فرمود : اگر قرار شد که خرج خودت را بدهی و آب بخری ، غسل جمعه ات را ترک نکن . فرموده اند که اگر کسی در روز جمعه موفق نشد که غسل کند ،  می تواند در روز شنبه قضای آنرا بجا بیاورد . 

 

 

26-اگر ما وضو به نیت دائم الوضو بودن بگیریم آیا می شود با آن نمازهای واجب یومیه را خواند ؟  
پاسخ – بله. شما به هر قصدی که وضو گرفته اید می توانید کارهای دیگر که نیاز به طهارت دارد را انجام بدهید . 

 

 

27- آیا سجده های قرآن و زیارت عاشورا نیاز به وضو دارد ؟
پاسخ – خیر، نیاز به وضو ندارد . هر چند مستحب است که انسان در این موارد وضو داشته باشد . 

 

 

28- پوست من چرب است . آیا من باید قبل از وضو باید دستم را با صابون بشویم ؟
پاسخ – خیر . معمولا چربی بدن مانع نیست مگر اینکه پوست خیلی چرب است به حدی که چربی روی پوست را گرفته و نمی گذارد آب به پوست برسد ، در این صورت باید پوست را با آب و صابون شست .

 

 

29-اگر ما هنگام غسل ، پنبه در گوش مان بگذاریم  آیا غسل درست است ؟
پاسخ – بله . غسل درست است . زیرا در هنگام غسل ،شستن داخل گوش واجب نیست .
در غسل باید ظاهر گوش شسته بشود . 

 

30- آیا سرمه کشیدن در چشم مانع صحت وضو است ؟
پاسخ – اگر سرمه داخل چشم باشد اشکالی ندارد و اگر سرمه روی مژه را گرفته است و صرفا رنگ است اشکالی ندارد ولی اگر سرمه غلیظ است و روی پوست و بیرون چشم را گرفته است برای وضو باید آنرا برطرف کرد .

 

31- اگر ما چندغسل داشته باشیم با چه نیتی بایدغسل کنیم ؟
پاسخ – شما می توانید چند تا غسل هر کدام به نیت خودشان انجام بدهید یا می توانید یک غسل انجام بدهید و به قصد همه ی آنها نیت کنید .

 

32- در چه مواقعی باید غسل را انجام داد . انواع غسل ها را توضیح بدهید .
پاسخ – موجبات غسل متعدد است . غسل گاهی واجب و گاهی مستحب است .غسل های واجب مثل غسل جنابت و مس میت ،اگر کسی جنب شد برای خواندن نماز احتیاج به غسل دارد . اگر هنوز میت را غسل نداده اند و کسی دست به میت بزند باید غسل میت را انجام بدهد . غسل مستحب مثل غسل جمعه و زیارت .

 

33- آیا اکلیلی که به دست و صورت چسبیده باشد مانع وضو است ؟
پاسخ – اگر اکلیلی چسبیده باشد و جابجا نشود مانع وضو است ولی اگر اکلیل جابجا بشود مانع وضو نیست . پس اگر اکلیل چسبیده باشد و جابجا بشود مانع وضو نیست . 

 

34- اگر ما در بین نماز شک کنیم که وضوی داریم یا خیر ،وظیفه ی ما چیست؟
پاسخ – اگر شما در بین نماز شک کنید که وضوی شما باطل بوده است یا وضو گرفته اید یا خیر یعنی شما با طهارت نیستید و نماز شما باطل است و نمی توانید نماز را ادامه بدهید و باید نماز را رها کنید .

 

35-اگر محل مسح در وضو مرطوب باشد اشکال دارد ؟
پاسخ – خیر ، محل مسح اگر مقداری نم داشته باشد و خیلی خشک نباشد اشکالی ندارد . اگر مسح خیلی خیس باشد که مشخص نباشد که شما مسح کشیده اید ، این صحیح نیست . 

 

36-اگر در جایی از بدن زخم باشد و نتوان وضو گرفت یا تیم کرد ،تکلیف چیست؟
پاسخ – شاید بتوان وضو گرفت یا تیمم کرد . اگر شما نمی توانید وضو بگیرید وضوی جبیره بگیرید . یعنی قسمتی که زخم است را باند یا چسب بزند و با دست خیس روی آنها بکشد و قسمت هایی که باز است با آب بشوید . اگر فرد نمی تواند وضوی جبیره بگیرد تیمم کند . اگر هم  فرد نمی تواند تیمم بکند تیمم جبیره ای بکند . اگر دست او زخم است می تواند روی همین جبیره ، تیمم کند . اگر کسی واقعا نمی تواند هیچ کدام از این کارها را انجام بدهد باید همین طوری نماز را بخواند و بعد قضای نماز را بجا بیاورد. این اعمال مراتب دارد و هرکس می تواند به مرتبه از آن عمل کند . بخاطر همین هیچ وقت نباید نماز ترک بشود مگر کسی که آب برای وضو و خاک برای تیمم نداشته باشد که آن هم باید نماز را بخواند و بعد قضای آنرا بجا بیاورد . 

 

37-کسی که دو غسل بر او واجب شده است و شک دارد که یکی از غسل ها بر او واجب شده است یا خیر ،آیا می تواند به نیت هر دو یک غسل انجام بدهد ؟
پاسخ – بله می تواند این کار را انجام بدهد .

 

38- اگر زنی بچه ی مرده ای را بدنیا بیاورد و نمی دانسته که باید غسل مسح میت را انجام می داده ، تکالیف اعمالی که تاکنون انجام داده است چیست ؟
پاسخ – از زمانی که بچه به دنیا آمده است تا زمانی که این خانم اولین غسل واجب را انجام داده است ، نمازهای این فاصله صحیح نیست ولی روزها صحیح است . بعد از اولین غسل نمازها صحیح است .

 

39- چربی که از سطح پوست و مو ترشح می شود آیا مانع وضوگرفتن است ؟
پاسخ – چربی بدن مانع وضو گرفتن نیست . بعید است که چربی بدن این قدر زیاد باشد که مانع رسیدن آب به بدن باشد . ولی اگر چربی بدن خیلی زیاد بود و نمی گذارد آب به پوست برسد باید اول چربی را برطرف کرد و بعد وضو گرفت.

 

40- آیا وضو با آب دریا اشکال دارد ؟
پاسخ – خیر ، وضو با آب دریا اشکالی ندارد . با اینکه آب دریا املاح زیادی دارد ولی به آن آب می گویند و مضاف نیست ، بنابراین  وضو گرفتن با آن صحیح است .

 

41- پس از چند روز که از غسل گذشته است ، من فهمیده ام که ناخن هایم در آن موقع لاک داشته است . حکم غسل و نمازهایی که تابحال خوانده ام چیست ؟
پاسخ – نمازهای شما باطل است زیرا غسل شما صحیح نبوده است . در مورد غسل که شما سر و گردن و طرف راست را  شسته اید درست است ، اگر ناخن دست و پا راست لاک داشته است ، باید آنرا برطرف کنید و همانجا را بشویید و غسل سمت چپ را هم انجام بدهید.، در این صروت غسل شما صحیح است .  حالا اگر دست و پای چپ شما لاک داشته است ، شما سمت راست را شسته اید و سمت چپ هم شسته اید و بعد لاکهای ناخن سمت چپ را برطرف می کنید و می شویید ، در این صورت غسل شما صحیح است . درا ینجا لازم نیست که شما به نیت غسل به حمام بروید همین که شما لاکهای سمت چپ را برطرف کنید و بشویید کافی است . در غسل موالات شرط نیست و لازم نیست که پشت سرهم باشد. پس شما محلی که لاک داشته است دوباره می شویید و غسل شما صحیح است .

 

42- اگر در حین وضو گرفتن حرکت کنیم چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اگر موالات وضو بهم نخورد اشکالی ندارد . یعنی اگر بین اعمال وضو فاصله نیفتد و اعمال وضو هم بصورت صحیح انجام بشود ، حرکت هنگام وضو اشکالی ندارد

 

43-اگر بعد از وضو شک کنیم که ما مسح کشیده ایم یا نه ، تکلیف چیست ؟ 
پاسخ – وضوی شما صحیح است .

 

44- من گاهی هنگام وضو گرفتن بعد از اینکه دست چپ خودم را می شویم ، دستم را زیر شیر آب می برم و بعد مسح می کشم ، آیا این کار اشکال دارد ؟
پاسخ – اگر شما از آب غیر اضافه ی وضو استفاده می کنید ، این کار اشکال دارد ولی اگر  این کار را به نیت وضو انجام می دهید اشکالی ندارد . شما سعی کنید این کار را ترک کنید . 

 

45-اگر بعد از وضو ،قسمتی از بدن ما نجس بشود ،آیا وضوی ما باطل است ؟
پاسخ – وضوی شما باطل نیست ولی شما نمی توانید با بدن نجس نماز بخوانید . این وضو

 

46- من بخاطر مشکلات پوستی داروی خارجی برای پوست سرم مصرف می کنم و نمی دانم که در آن الکل وجود دارد یا خیر . آیا در این وضعیت ،وضوی من صحیح است ؟
پاسخ – چون شما نمی دانید که محلول نجس است یا خیر ، محکوم به طهارت است ، پس نماز شما درست است . اگر محلول چرب است و چربی آن زیاد است باید برطرف بشود ولی اگر چربی ندارد برای وضو و غسل مانعی ندارد .

 

47- اگر در وضو هنگام مسح سر یا پا ، دست از موضع جدا شود ، آیا باید ما از اول مسح بکشیم ؟
پاسخ – اگر بصورتی جدا بشود که دیگر مسح حساب نشود ، باید از اول وضو گرفت ولی اگر کمی فاصله افتاد اشکالی ندارد و می توان وضو را ادامه داد .

 

48- ما چطور می توانیم تشخیص بدهیم که کرم های استفاده شده مانع وضو هستند ؟
پاسخ – اگر در هنگام وضو ، آب ریخته شده روی چربی صورت قرار بگیرد ، وضو صحیح نیست ولی اگر چربی بصورتی باشد که جذب پوست صورت شما شده است و کمی هم چربی دارد اشکالی ندارد . حتی ممکن است پیشانی شما چرک داشته باشد ولی اینها مانع وضو نیست . جوهر جذب شده هم مانع وضو نیست .اگر چیزی مانع رسیدن آب به پوست هست ، باید برطرف بشود. اگر شما نمی دانید مانعی روی پوست هست یا خیر، باید آنرا برطرف کنید و با صابون آنرا بشویید تا مطمئن باشید که آب به پوست رسیده است ولی مواظب باشید که دچار وسواس نشوید .

 

49-اگر هنگام غسل شک کنیم که غسل را درست انجام داه ایم یا خیر ، تکلیف چیست ؟
پاسخ – اگر شما غسل را انجام داده اید و بعد شک کنید که غسل را درست انجام داده اید یا خیر ، این شک اعتباری ندارد حتی اگر شما در حمام باشید . اگر شما در جزئی از غسل شک کنید می توانید آنرا بشویید ولی باید مواظب باشید که وسواس بخرج ندهید . 

 

50-غسل ترتیبی را توضیح دهید .
پاسخ – در غسل ترتیبی ،انسان به نیت غسل ابتدا سر و گردن را می شوید بعد نیمه ی راست بدن و بعد نیمه ی چپ بدن را شستشو می دهد . در غسل باید تمام بدن شسته بشود . مقدار آب مصرفی به گفته ی پیامبر نباید بیشتر از سه کیلو باشد . البته اگر آب بیشتری مصرف شد غسل باطل نیست ولی کراهت دارد . بهتر است که در وضو و غسل آب زیادی مصرف نکنیم .


51-آیا باید هنگام وضو زیر ناخن ها هم خیس بشود ؟
پاسخ – خیر . لازم نیست که به زیر ناخن ها آب برسد .

 

52-اگر بعد از وضو قسمتی از بدن ما نجس بشود آیا وضوی ما باطل می شود ؟
پاسخ – خیر . وضوی شما باطل نمی شود.  

 

53-ما چطور می توانیم یک غسل مستحب و یک غسل واجب را باهم انجام بدهید ؟
پاسخ – شما می توانید نیت هر دو غسل را بکنید و یک غسل انجام بدهید . 

 

54-من به غسل هایی که انجام داده ام شک دارم که صحیح بوده است یا خیر ، تکلیف چیست ؟
پاسخ – شک به غسل هایی که انجام شده است اعتباری ندارد .

 

55-من دارویی را به پوست سرم می زنم که از ترکیبات آن خبر ندارم. برای غسل و وضو تکلیف من چیست ؟
پاسخ – اگر این دارو چربی ندارد مانعی برای وضو و غسل وجود ندارد. اگر این دارو الکل هم داشته باشد چون نمی دانیم که از چه نوع الکلی است ( بعضی الکل ها نجس نیستند )این محکوم به طهارت است و لزومی ندارد که آب بکشند . اگر ایشان احتیاط بکنند و آب بکشند ،خوب است . 

 

56-اگر هنگام غسل پنبه در گوش مان باشد، این غسل صحیح است؟
پاسخ – بله . در غسل شستن داخل گوش لازم نیست و فقط باید به ظاهر گوش آب برسد.

 

57- اگر در بدن ما زخم باشد چگونه باید غسل کنیم ؟
پاسخ – باید جای زخم را شستشو بدهیم و بعد غسل کنیم ولی اگر خون بند نمی آید و  نمی توان غسل را انجام داد، بایدغسل جبیره ای انجام بشود .باید چسب یا پارچه ای روی زخم بگذارید و غسل قسمت های دیگر را بجا بیاورید و بعد بر روی چسب یا پارچه دست بکشید .

 

58-حکم خال کوبی برای وضوگرفتن چیست ؟
پاسخ – اگر خال کوبی اسامی مقدس و آیات قرآن نباشد ، برای وضو گرفتن اشکالی ندارد زیرا اینها جوهر هستند و جرمی ندارند . اگر خال کوبی اسامی مقدس و آیات قرآن باشد نمی توان روی آن دست کشید و انسان نباید اینها را خالکوبی کند .

 

59-آیا وضو گرفتن با آب تصفیه کن اشکال دارد ؟
پاسخ – خیر اشکالی ندارد . وضو گرفتن با آب تصفیه از این نظر که تصفیه شده است اشکالی ندارد اما ممکن است که این سوال پیش بیاید که برای مصرف این آب برق مصرف می شود و  ممکن است که وضو گرفتن با این آب اسراف باشد .اگر وضو با این آب اسراف محسوب بشود ، وضو گرفتن اشکال دارد زیرا مقداری برق مصرف شده است و اگر آب دیگری هست باید با آن وضو گرفت . آب تصفیه ی فاضلاب ، اگر نجس نباشد یا اینکه ما نمی دانیم نجس است یا خیر ،می توان وضو با آن گرفت. اگر آب فاضلاب نجس بوده است و در تصفیه آن از آب کر استفاده شده است و آب کر به آن وصل بوده است ،این آب پاک شده است و می توان با آن وضو گرفت . اگر بدانیم که آب فاضلاب نجس بوده است و در هنگام تصفیه به آب کر وصل نبوده است و فقط تغییراتی در آن بوجود آورده اند ، با این آب نمی توان وضو گرفت .

 

60-استفاده از موی مصنوعی برای وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اشکالی ندارد ولی برای وضو و غسل باید موی مصنوعی را برداشت .اگر انسان نمی تواند موی مصنوعی را بردارد نباید موی مصنوعی را بگذارد .حالا اگر امکان برداشتن موی مصنوعی نیست بناچار باید با همان حالت وضو بگیرد .

 

61- اگر هنگام دست زدن به انسانی، شک کنیم که او مرده بوده است یا خیر ، آیا غسل مسّ میت واجب است ؟
پاسخ – خیر لازم نیست ولی اگر می خواهید احتیاط کنید، می توانید غسل مسّ میت را انجام بدهید .

 

62-آیا برای خواندن تفسیر قرآن وضو لازم است ؟
پاسخ – خیر . مگر اینکه در آن تفسیر، اسامی از نام خدا باشد که می خواهید به آن دست بزنید .حتی برای خواندن قرآن هم مستحب است که فرد وضو داشته باشد.

 

63- آیا لمس کردن میت با دستکش غسل دارد ؟
پاسخ – خیر . اگر بدن انسان با بدن میت تماس نداشته باشد،غسل مس میت ندارد.

 

64- اگر بعد از وضو یا غسل اعضای بدن را بشوییم اشکال دارد ؟
پاسخ – خیر اشکال ندارد.

 

65-اگر هنگام وضو دستها را چند بار بشوییم وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – شستن صورت و دستها برای بار اول لازم است و برای بار دوم بعضی می فرمایند مستحب است و بعضی می فرمایند :جایز است و برای بار سوم می فرمایند: حرام است .اگر شما برای بار سوم صورت و دستها را بشویید و این آب در مسح سر و پا دخیل باشد ،این وضو باطل است ولی اگر صورت را سه بار شستید ولی دستها را دو بار شستید، این وضو باطل نیست ولی کار خلافی کرده است که صورت را سه بار شسته است . منظور از یک بار یا دو یا سه بار شستن کامل است .

 

66-من حکم یکی از غسل ها را نمی دانستم و آنرا انجام نمی دادم .تکلیف نماز و روزه های من چیست ؟
پاسخ – اگر شما واقعا حکم را نمی دانستید روزه هایتان صحیح است ولی شما باید آن مدتی که غسل را انجام نداده اید نمازهایش را بجا بیاورید.

 

67- آیا می توان با دوش حمام غسل ارتماسی کرد ؟
پاسخ – خیر . در غسل ارتماسی باید تمام بدن در آب فرو می رود مثل دریا .

 

68- لمس کردن عبارت بسمه تعالی بدون وضو چه حکمی دارد ؟
پاسخ – بسمه تعالی حکم اسم خدا را ندارد و لمس کردن آن بدون وضو حرام نیست .

 

69-آیا در غسل شستن موهای بلند بدن واجب است ؟
پاسخ – اکثر فقها فتوا دارند که در غسل باید موهای بلند بدن شسسته بشود. بعضی فتوا دارند که شستن موهای بلند بدن لازم نیست .اگر شما در غسل ،موهای بلند بدن را بشویید ، غسل شما به فتوای همه ی فقها درست است.

 

70-آیا کاشتن ناخن دائمی برای وضو اشکال دارد ؟
پاسخ – اکثر مراجع می فرمایند که اگر می دانند برداشتن آن برای وضو و نماز سخت است نباید این کار را انجام بدهند. بعضی می فرمایند: اصل کار اشکالی ندارد ولی باید موقع وضو مانع را برطرف کند حتی اگر هزینه بردار باشد مثلا کسی که با چسب سر و کار دارد هنگام نماز باید آنرا برطرف کند هر چند که این کار سخت باشد .اگر برطرف کردن مانع مشقت دارد و زمان نماز می گذرد می تواند با همان وضعیت نماز بخواند .

 

71- آیا ژل زدن به مو برای وضو اشکال دارد ؟
پاسخ -  خود ژل زدن اشکالی ندارد ولی اگر مقدار آن زیاد باشد و روی موها گرفته شده است یا نمی گذارد که برای مسح سر، مو تر بشود، باید آنرا برطرف کنید. 

 

72-آیا رنگ پوست گردو که روی دست می ماند برای وضو اشکال ایجاد می کند ؟
پاسخ- خیر .این مثل حنا است .رنگی که روی پوست را  می گیرد و جرمی ندارد مانعی برای وضو نیست . 

 

73-چطور ما تشخیص بدهیم که کِرمی که استفاده کرده ایم مانع وضو است ؟
پاسخ – وقتی شما کرمی را استفاده کرده اید ممکن است که جذب پوست بشود و مانع وضو نباشد یا ممکن است که کرم جذب پوست نشده باشد و مانع وضو باشد . اگر کرم یک لایه ای از پوست را گرفته باشد باید برطرف بشود تا وضو صحیح باشد

 

74- اگر روی ابرو یا مژه مانعی باشد ولی آب به پوست برسد این برای وضو اشکال دارد؟
پاسخ – در وضو مژه ها باید شسته بشود. و نباید مانعی روی مژه ها و ابروها باشد . برای آقایان گفته می شود که اگر محاسن شسته بشود و آب به پوست نرسد اشکالی ندارد .

 

75- اگر بعد از وضو آرایش کنیم و نماز بخوانیم چه حکمی دارد ؟
پاسخ – اشکالی ندارد . اگر لوازم آرایشی که استفاده می شود نجس نباشد، با آرایش نماز خواندن اشکالی ندارد .


[ شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۵۳ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام غسل

 غسلهاى واجب

مسأله 359ـ غسلهاى واجب هفت غسل است:

غسل جنابت غسل استحاضه غسل حیض غسل نفاس غسل مسّ میّت غسل میّت غسل مستحبّى که بواسطه نذر و قسم و مانند آن واجب شده است.




ادامه مطلب

[ جمعه, ۱۸ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

اعمال شب وروز عید فطر

اعمال شب و روز عید فطر

 

فرا رسیدن عید سعید فطر را خدمت تمامی روزه داران عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنیم .

 

از جمله لیالى شریفه شب عید فطر می باشد و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث ‏بسیار وارد شده و روایت‏ شده است که آن شب کمتر از شب قدر نیست. برای درک این شب عزیز انجام اعمالی از ائمه علیهم السلام به ما سفارش شده است :

1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .

2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.




ادامه مطلب

[ سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۴۰ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۱ ]

سفر و حضر احکامی دارد

سفر و حضر دو بخش از زندگی انسان هاست که برای خود احکام و مسائلی جداگانه دارند.هیچ مسلمانی در هیچ مرحله ای از زندگی خود، رها شده و بی تکلیف نیست و از این قاعده، سفر را نیز نمی توان استثنا کرد.سفر و مسافرت را نمی توان بهانه گریختن از احکام خداوندی قرار داد، زیرا آنچه بر انسان ها واجب است، جز به انجام تکلیف، ساقط نمی شود.پیشوایان دینی ما، آن چنان به انجام فرایض و اهتمام به احکام الهی، چه در سفر و چه در حضر سفارش بلیغ نموده اند که راه را بر هر گونه فرار و بهانه جویی می بندد.این روایات و سفارشات به اندازه ای است که نقل اندکی از آنها نیز رساله ای جداگانه می طلبد. (1) از این رو از نقل روایات احکام برای رعایت اختصار صرف نظر می کنیم و تنها به ذکر مسائلی ضروری (2) برای مسافر اکتفا می نمائیم.

مسافر کیست؟

مسافر در فقه اسلامی به کسی گفته می شود که حداقل هشت فرسخ از وطن خود دور شده باشد، و یا چهار فرسخ راه از دیار خود دور شود و چهار فرسخ برگردد.بدون اقامه ده روز در میان، چنین شخصی مسافر نامیده شده و احکام ویژه ای دارد.

پاره ای از احکام مسافر بدین قرار است:

تبدیل نمازهای چهار رکعتی به دو رکعتی،

اسقاط نافله های ظهر و عصر هم چنین عشاء (بنابر قولی) .

افطار روزه، هر چند در ماه مبارک رمضان،

موارد استثناء در احکام مسافر

الف: کسی که برای کار حرام سفر کند باید نماز را تمام بخواند و روزه اش را (در ماه رمضان) بگیرد، و همچنین کسی که سفر او حرام است مثل اینکه سفر برایش ضرر داشته باشد یا زن بدون اجازه شوهر سفر رود (در غیر سفر واجب) و یا فرزند، سفرش سبب اذیت پدر و مادر باشد (در غیر سفر واجب) در چنین سفری نماز تمام است و روزه اش را در ماه رمضان باید بگیرد.

ب: کسی که شغل او سفر باشد ماننده راننده، خلبان و امثال اینها در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخواند و روزه اش را (اگر ماه رمضان است) بگیرد و در سفر اول اگر چه طول هم بکشد نمازش شکسته است.

ج: کسی که شغلش سفر نیست ولی محل کارش در شهر دیگری است و همواره در محل خود و آن شهر رفت و آمد می کند مثل پیشه وران سیار، معلمانی که محل کارشان ثابت نیست و کارگرانی که به شهر دیگری جهت کار سفر می کنند و امثال اینها، نمازشان تمام و روزه اشان را باید بگیرند (امام خمینی قدس سره در این مورد می فرماید: نمازشان را شکسته بخوانند و روزه اشان را نگیرند) .

د: مسافری که قصد دارد ده روز پشت سر هم در یک محل بماند باید نمازهای خود را در آن محل تمام بخواند و روزه اش را اگر در ماه رمضان است بگیرد.

ه: کسی که بعد از رسیدن به هشت فرسخ و بیشتر، سی روز در محلی بماند و مردد باشد و باید نماز را شکسته بخواند ولی پس از سی روز باید نماز را تمام بخواند و اگر ماه رمضان است روزه اش را بگیرد (3).

مسائلی در نماز مسافر

1.اگر شخص می داند، مسافر است و می داند که نماز مسافر، شکسته است، در عین حال نماز را عمدا یا سهوا، تمام خوانده است، نمازش باطل است و باید به صورت شکسته (یعنی دو رکعتی) اعاده نماید (دو باره بخواند)، و اگر خارج از وقت متوجه شد، باید به صورت شکسته قضا نماید.

2.اگر شخص می داند مسافر است، اما نمی داند که نماز مسافر شکسته است، اعاده آن واجب نیست، نه در وقت، و نه در خارج از وقت.

3.اگر شخص، مسافر است و می داند حکم مسافر قصر است، اما خصوصیات آن را نمی داند، مثلا نمی داند که اگر شغلش سفر باشد، وقتی در وطن ده روز بماند، باید در سفر اول شکسته بخواند، در این صورت اگر نمازش را تمام خوانده است، باید به صورت شکسته در وقت اعاده و در خارج وقت قضا نماید.

4.اگر حکم نماز مسافر را می داند، اما نمی داند که هشت فرسخ را طی کرده و نمازش را تمام خوانده است، سپس متوجه شود که مسافر بوده و هشت فرسخ را طی کرده است، در این صورت باید نمازش را شکسته در وقت اعاده و در خارج وقت قضا نماید.

5.اگر شخص می داند که نماز مسافر شکسته است، اما فراموش کرده که خودش مسافر است و به این خیال که در سفر نیست نمازش را تمام خواند، بعد متوجه شد که مسافر است، در این صورت اگر در وقت است، باید نمازش را به صورت شکسته اعاده کند.ولی اگر بعد از وقت به یاد آورد که مسافر است، قضا ندارد.

6.کسی که در وطن نمازش را نخوانده است، باید قضای آن را تمام به جا آورد، هر چند در سفر باشد.و کسی که در مسافرت نماز را به جا نیاورده، باید قضای آن را شکسته بخواند، هر چند در وطن خود باشد.

7.اگر کسی نمازش را در وطن به جا نیاورد، تا وقت گذشت و نماز قضا شد، سپس با هواپیما به نقطه ای سفر کند که در آنجا هنوز وقت آن نماز باقی است مثل کسی که نماز صبح او در تهران قضا شده باشد و با هواپیما قبل از طلوع آفتاب به ترکیه برسد نماز قضای این شخص به ادا تبدیل می شود و باید نماز صبح را در ترکیه به قصد ادا به جا آورد.

8.اگر کسی نماز ظهر و عصر را بخواند و بعد با هواپیما به نقطه ای برسدکه هنوز ظهر نشده است، لازم نیست دوباره نماز ظهر و عصرش را بخواند.

9.اگر کسی با هواپیما به طور عمودی به اندازه چهار فرسخ پرواز کند، نماز و روزه اش قصر می شود.

10.چنانچه کسی با سفینه فضانورد، مسافرت کند و از حوزه جاذبه زمین خارج گردد و بی وزن شود، در صورتی که بتواند بر سطح داخلی سفینه یا موشک قرار گیرد و پاهای خود را به کف آن بگذارد، باید با رعایت جهت قبله، نمازش را بخواند و در هیچ حالی نماز و جهت قبله، یا جهت نزدیک به قبله، نباید ترک شود.

11.مسافرین فضائی که ممکن است، در یک شبانه روز چندین بار به دور زمین گردش کنند و در هر دور یک شبانه روز برایشان تحقق یابد، تنها پنج نماز مطابق شبانه روز زمین بر آنها واجب است.ولی باید طلوع و غروب را نسبت به طلوع و غروب خود رعایت کنند، یعنی نماز صبح را قبل از یکی از طلوع ها و ظهر و عصر را بعد از نیمه روز یکی از روزها و مغرب و عشا را در یکی از شب ها بخوانند.یا می توانند نماز ظهر را بعد از ظهر یک روز و نماز عصر را بعد از ظهر روز دیگر و همچنین نماز مغرب را در یکی از شب ها و نماز عشا را در شب دیگر بخوانند.

12.اما از آنجا که معمولا برای هر حکمی، استثنایی است وجوب قصر نماز مسافر نیز از این قاعده مستثنا نیست، به طوری که دانشمندان و فقهاء شیعی همگی بر این عقیده هستند که هر مسافری در چهار مکان، مختار است که نماز خود را به قصر یا تمام بخواند:

.مسجد الحرام، 2.مسجد النبی در مدینه، 3.مسجد کوفه، 4.نزد قبر مطهر حضرت سید الشهداء علیه السلام.

روزه مسافر و احکام آن

یکی از واجبات بسیار با اهمیت در شریعت اسلام، روزه ماه مبارک رمضان است.خداوند در قرآن کریم می فرماید: یا أیها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم، (4)

یعنی نوشته شده است (واجب است) بر شما مؤمنان، روزه، همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند، نوشته شد.با همه اهمیت و ویژگی روزه در میان احکام شرعی، مسافر نه تنها از این تکلیف سنگین معاف است، بلکه روزه بر او حرام شمرده شده است.کسی که به علت سفر، از انجام این فریضه بزرگ الهی، محروم شده است، می باید پس از آنکه مسافرت خود را به اتمام رساند، قضای آن را به جا آورد.حتی می توان از سفر برای فرار از روزه نیز استفاده کرد، زیرا روزه یک واجب شرعی است و تنها از طریق شرعی می توان از آن معاف شد.این نوع افطار که جنبه شرعی دارد، برای کسانی که به دلایلی نمی توانند یا نمی خواهند همه ماه مبارک رمضان و یا بعضی از روزهای آن را روزه بگیرند، هیچ منع شرعی ندارد.

مسائل روزه در سفر

مسائل مهمی که مربوط به روزه مسافر می باشد غیر از آنچه در مسائل قبل گذشت، بدین قرار است: .مسافری که باید نمازش را شکسته بخواند، چنانچه قبل از ظهر از شهر خارج شده باشد، بعد از حد ترخص باید روزه اش را نیز افطار نماید و بعد از ماه مبارک و اتمام سفر آن را قضا کند.اما اگر مسافری در ماه مبارک رمضان، بعد از ظهر سفرش را آغاز نماید، دیگر نمی تواند افطار کند، بلکه باید آن روز را همچنان روزه باشد، زیرا این رخصت و مجوز مخصوص کسانی است که قبل از زوال ظهر از موطن خود خارج می شوند.از این رو کسانی که بعد از ظهر از شهر خارج می شوند، چنانچه قبل از غروب افطار نمایند، علاوه بر قضای آن، باید کفاره آن را نیز بپردازند.

2.اگر مسافری قبل از ظهر به وطن یا محلی که می خواهد ده روز در آنجا بماند رسید، باید آن روز را روزه بگیرد، البته اگر قبل از آن عملی که مبطل روزه است، از وی سر نزده باشد .اما اگر قبل از رسیدن به مقصد، کاری که روزه را باطل می کند (از قبیل خوردن و آشامیدن و غیره) از او صادر شده باشد، دیگر نمی تواند آن روز را روزه بگیرد، بلکه باید بعد از ماه مبارک، آن را قضا نماید.

3.اگر کسی در شهری پس از رؤیت هلال شوال (شب عید فطر) به شهر دیگری سفر نماید که در آنجا هلال ماه رؤیت نشده و شب آخر ماه رمضان محسوب می شود، وی نیز باید مطابق مردم آن دیار، این روزه را روز آخر ماه رمضان محسوب نموده و روزه بگیرد.

4.در مواردی که روزه برای مسافر نه تنها حرام نیست بلکه واجب یا جایز است، از جمله آن موارد: الف.روزه نذری که مقید به سفر باشد، لذا واجب است در سفر طبق نذر خود روزه بگیرد .

ب.سه روزه روزه بدل از قربانی حج، یعنی کسی که در حج قربانی نداده است، واجب است و در سفر حج سه روز و پس از بازگشت به وطن، هفت روز روزه بگیرد.

ج.سه روز روزه در مدینه برای قضای حاجت، برای مسافرین مستحب است.

د.و موارد دیگر (5).

مستحبات سفر

اسلام برای آنکه از رهگذر سفر، روح و فرهنگ انسان ها را شکوفا کند، احکامی را مقرر فرموده که برخی از آنها واجب و بعضی مستحب است.از جمله واجبات سفر، همان قصر نماز و افطار روزه است که به تفصیل درباره آن دو، سخن گفتیم.آنچه اینک یادآور می شویم این نکته ظریف است که برخی از مستحبات، در سفر اهمیت ویژه ای می یابند، از آن جمله است نماز شب.روایات و سفارش های بی شماری که در فوق العادگی این امر مستحب وارد شده است به قدری است که خود نیاز به تألیف جداگانه ای دارد.لیکن در این نوشتار به این مقدار اکتفا می شود که حضرت زینب علیهما السلام در همه مدتی که ایشان با کاروان کربلا در راه بودند، حتی بعد از شهادت حضرت سید الشهداء علیه السلام هیچ شبی، نمازشب خود را ترک نفرمودند.نقل است که حضرت در راه کوفه و شام نیز بعد از تحمل آن اندازه مصیبت و مرارت نماز شب خود را نشسته اقامه می کردند، و هرگز ناملایمات راه، ایشان را از انجام این مستحب ویژه باز نداشت.

خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر*حیوان را خبر از عالم انسانی نیست.

به هر روی، هر امر مستحبی است که در حضر، وارد شده است، در سفر اهمیت و پاداش ویژه ای خواهد داشت.زیرا انسان مسافر با پرداختن به مستحبات، نشان می دهد که در همه حال و هماره به یاد خدا و احکام نورانی اسلام است.در واقع سفر، محک و معیاری روشنی است برای آنکه انسان پایبندی و تعهد خود را به تکالیف دینی اعم از واجب و مستحب، نشان دهد، آری: «خوش بود گر محک تجربه آید به میان» در باب مستحبات سفر، بیش از این نمی توان گفت که بسیاری از امور مستحب در سفر نیز به استحباب خود باقی است و قطعا اجر و پاداش بیشتری خواهد داشت.زیرا آنچه در حضر صورت می گیرد، با امکانات بیشتری است و در سفر وقت و موقعیت برای مستحبات کمتر می شود.پس اگر مسافر از همین وقت اندک و موقعیت ویژه، سود جوید و از این جهت تفاوت نمی کند و همه جا را خانه دوست و دیار یار می داند: همه جا خانه یار است چه مسجد چه کنشت*همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

پی نوشت ها:

1.ر.ک: وسائل الشیعه، ج 11، ص 206، باب 24، ح 8 و .9

2.مسائلی که در این فصل ذکر شده نوعا مورد ابتلاء بوده و با نظر مراجع عظام منطبق است .

3.توضیحات بیشتر را در رساله های عملیه مراجع تقلید ملاحظه فرمایید.

4.سروه بقره (2)، آیه .183

5.جهت اطلاع به رساله های عملیه مراجع تقلید مراجعه نمایید.


[ دوشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۴۲ ب.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

محارم انسان چه کسانی هستند

محرم بودن و نامحرم بودن را با دو اثر می‌توان شناخت:

اثر اول: انسان نمی‌تواند با محارم ازدواج کند، اما با هر نامحرمی می‌تواند ازدواج کند.

اثر دوم: مرد نمی‌تواند بیش از گردی صورت و دست‌ها تا مچ را از نامحرمان زن ببیند، اما می‌تواند به موها و قسمت محدودی از پاها و دست‌ها و بدن محارم که معمولاً در میان محارم پوشانده نمی‌شود، نگاه کند.

نکته: این دو اثر همیشه جاری است مگر در مورد خواهر زن، که در عین اینکه نامحرم است، نمی‌توان قبل از طلاق یا وفات و پایان دوران عدّه طلاق یا وفات خواهرش با او ازدواج کرد.

برای اینکه با محارم آشنا شویم ابتدا محارم نسَبی (خونی) و سپس محارم سببی (به واسطه ازدواج) و در نهایت محارم رضاعی (به واسطه شیر خوردن) ذکر می‌شود.

*محارم نَسَبی (خونی)

- محارم نسبت به مردان:

1. مادر، مادربزرگ پدری و مادری هر چه بالاتر روند.

2.دختر خود انسان و دخترِ پسر یا دخترِ دختر انسان (نوه‌ها و نتیجه‌ها هر چه پایین‌تر روند).

3.خواهر یعنی دختری که مادر او یا پدر او یا هر دوی آنان با مرد مزبور یکی باشد.

4.اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های خواهر هر چه پایین‌تر روند.

5. اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های برادر هر چه پایین‌تر روند

6. عمّه خود شخص و عمّه پدر و مادر و نیز عمّه مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها (دختر عمّه و اولاد او محرم نیستند)

7.خاله خود شخص و خاله پدر و مادر و نیز خاله مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها (دختر خاله و اولاد او محرم نیستند)

نکته: عمه‌ی عمّه و خاله‌ی خاله اگر عمّه یا خاله پدر یا مادر انسان هم باشند مَحرمند و الا مَحرم نیستند.

- محارم نسبت به زنان:

1.پدر و پدر بزرگ پدری و مادری هر چه بالاتر روند.

2. پسر خود انسان و پسرِ پسر یا پسرِ دختر انسان (نوه ها و نتیجه ها هر چه پایین‌تر روند).

3.برادر؛ یعنی هر مردی که پدر او یا مادر او یا هر دوی آنان با دختر مزبور یکی باشد.

4. اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های برادر هر چه پایین‌تر روند.

5. اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های خواهر هر چه پایین‌تر روند.

6. عموی خود شخص و عموی پدر و مادر و نیز عموی مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها (پسر عمو و اولاد او مَحرم نیستند)

7. دایی خود شخص و دایی پدر و مادر و نیز دایی مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها (پسر دایی و اولاد او مَحرم نیستند)

نکته: دایی دایی و عموی عمو اگر دایی یا عموی پدر یا مادر انسان هم باشند مَحرمند و الا مَحرم نیستند.

*محارم سببی

محارم سببی کسانی هستند که به واسطه عقد ازدواج صحیح دائم یا موقت به یکدیگر محرم می‌شوند. چنانکه معلوم است هیچ فرقی از جهت ایجاد محرمیت بین ازدواج دائم و موقت، وجود ندارد.

- محارم سببی نسبت به مردان

به محض جاری شدن صیغه عقد ازدواج دائم یا موقت، مادر و مادربزرگ‌های عروس هر چه بالا‌تر روند، نسبت به داماد مَحرم ابدی می‌شوند. یعنی حتی بعد از مرگ یا طلاق عروس هم مَحرم باقی می‌مانند.

اگر مرد با زنی ازدواج کند که از شوهر سابق خود دختر دارد، با صرف عقد کردن، این دختر بر شوهر دوم مَحرم نمی‌شود، بلکه محرمیت بین این دختر و شوهر دوم مادرش، بعد از وقوع نزدیکی بین آن زن و شوهر حاصل می‌شود.

- محارم سببی نسبت به زنان

بعد از جاری شدن صیغه عقد ازدواج دائم یا موقت، پدر شوهر و پدر بزرگ‌های شوهر هر چه بالاتر روند برای همیشه به عروس محرم می‌شوند؛ یعنی حتی بعد از مرگ شوهر یا طلاق گرفتن عروس، این محرمیت باقی می‌ماند.

اگر زن با مردی ازدواج کند که از زن سابق خود پسر دارد، به محض اجرای صیغه عقد دائم یا موقت، محرمیت ابدی بین زن بابا و پسر حاصل می‌شود و نیازی به وقوع نزدیکی نیست.

نکته: با توجه به آنچه گفته شد، برادر شوهر برای عروس و خواهر زن برای داماد، محرم نیستند و باید حدود نامحرمی بین آنان رعایت شود.

*محارم رضاعی (به واسطه شیر خوردن)

اگر زنی که از ولادت فرزند شرعی خود شیر پیدا کرده، با رعایت شرایط مخصوصی که در نوشتاری جداگانه توضیح داده خواهد شد، بچه‌ای را شیر کامل دهد، محرمیت‌هایی بین آن بچه و اشخاص دیگر حاصل می‌شود که آن‌ها را بیان می‌کنیم.

هرگاه زنى کودکى را با شرایط کامل شیر دهد، آن زن به حکم مادر او و مَحرم است و آن مرد که شیر این زن مربوط به بچه‌های اوست، به حکم پدر او و مَحرم اوست.

پدر آن مرد به حکم پدر بزرگ پدری و مادرش به حکم مادر بزرگ پدری و برادر مرد به حکم عمو و خواهرش عمه او و در نتیجه مَحرم هستند. فرزندان مرد هم برادر و خواهر او (شیر خورده) محسوب مى‌شوند، همچنین پدر آن زن که بچه را شیر داده به حکم پدر بزرگ مادرى و مادرش مادر بزرگ مادرى و برادرش دایى و خواهرش خاله رضاعی آن بچه می‌شوند؛ همچنین دخترى را که زنی شیر داده بر شوهر همان زن حرام است (به شرط این که با آن زن نزدیکى کرده باشد). همچنین انسان نمى‌تواند با مادرِ رضاعىِ زن خود ازدواج کند زیرا به حکم مادر زن او است.

همچنین بچه‌های زنی که شیر می‌دهد به شیر خورده مَحرم می‌شوند، چه الآن موجود باشند یا بعداً به دنیا بیایند.

فرزندان زنى که بچه‌اى شیر دهد، فرزندانِ پدر بچه شیر خورده محسوب مى‌شوند، بنابراین پدر آن بچه (شیر خورده) نمى‌تواند با دخترهایى که از آن زن به دنیا آمده‌اند ازدواج کند.

اگر انسان با زنى که دخترى را شیر کامل داده ازدواج کند و با آن زن نزدیکى نماید، دیگر نمى‌تواند با آن دختر ازدواج کند.

اگر انسان با دخترى ازدواج کند، دیگر نمى‌تواند با زنى که آن دختر را شیر کامل داده ازدواج نماید.

انسان نمى‌تواند با دخترى که مادر یا مادر بزرگ انسان او را شیر کامل داده ازدواج کند؛ و نیز اگر زنِ پدرِ انسان از شیر مربوط به پدر او دخترى را شیر داده باشد، انسان نمى‌تواند با آن دختر ازدواج نماید.

*بیان قاعده کلی

در واقع شیر دادن به یک نوزاد با رعایت همه شرایط باعث می‌شود که فقط بچه شیر خورده (نه فامیل‌های او) مثل بچه واقعی آن زن به همه کسانی که بچه واقعی او مَحرم هستند، محرم باشد؛ (البته در این میان استثناهای هم وجود دارد که گفته خواهد شد) به دیگر سخن هیچ فرقی از لحاظ محرم و نامحرم بودن بین بچه‌های واقعی و رضاعی (شیر خورده) یک زن وجود ندارد. (مگر موارد خاص، که گفته خواهد شد)

*موارد استثنا شده و خاص از محرمیت در شیرخواره

1. اگر زنى بچه‌اى را با شرایط شرعی شیر دهد، شوهر آن زن که صاحب شیر است به خواهرهاى آن بچه محرم نمى‌شود؛ همچنین خویشانِ شوهر به خواهر و برادر آن بچه و سایر فامیل‌های آن بچه محرم نمى‌شوند.

2. اگر زنى بچه‌اى را شیر دهد، به برادرهاى آن بچه محرم نمى‌شود؛ و نیز خویشان آن زن به برادر و خواهر بچه‌اى که شیر خورده محرم نمى‌شوند.

(می‌توان گفت که محرمیت‌های گفته شده در بالا فقط بین همین بچه‌ی شیر خورده و افراد گفته شده در بالا ایجاد می‌شود و ربطی به دیگر خواهر‌ها و برادرها و فامیل‌های آن بچه ندارد و بین خواهرها و برادرها و فامیل‌های آن بچه و افراد گفته شده هیچ محرمیتی حاصل نمی‌شود.)

*نکته بسیار مهم

در برخی از موارد شیر دادن به برخی از بچه ها باعث محرم شدن زن و شوهر به هم می‌شوند و آن زن و شوهر باید از هم جدا شوند؛ به همین علت این موارد را ذکر می‌کنیم تا این مشکل (که هیچ راه حل ندارد) برای کسی پیش نیاید.

الف: اگر زنى بچه‌ی دختر خود را شیر دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى‌شود و زن و شوهر باید از هم جدا شوند، نه به این معنا که باید از هم طلاق بگیرند بلکه به این معنا که دیگر نمی‌توانند زندگی مشترک زناشویی داشته باشند.

همچنین اگر مادر عروس، بچه‌اى را که شوهر آن عروس از زن دیگرش دارد شیر دهد آن زن و شوهر به هم محرم می‌شوند و باید به زندگی زناشویی خود پایان دهند. (ولى اگر زنی بچه پسر خود را شیر دهد، زنِ پسرش که مادر آن طفل شیرخوار است بر شوهر خود حرام نمى‌شود.)

ب: اگر زنِ پدرِ دخترى، بچه شوهر آن دختر یا بچه آن دختر را از شیر مربوط به آن پدر شیر دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى‌شود، چه بچه از همان دختر یا از زن دیگر شوهر او باشد. مثلاً اگر دختری به نام فاطمه با مردی به نام هاشم ازدواج کند و هاشم از فاطمه یا زن دیگر یا زن قبلی خود فرزندی به نام حسین یا زینب داشته باشد و زنِ پدر فاطمه یعنی مادرخوانده فاطمه حسین یا زینب را شیر دهد، فاطمه و هاشم باید به زندگی زناشویی خود پایان دهند و بدون طلاق از هم جدا شوند.

چنانچه گفته شد در این موارد لازم نیست از هم طلاق بگیرند بلکه زن و شوهری آنان تا ابد حرام است و دیگر نمی‌توانند مانند زن و شوهر های دیگر با هم زندگی کنند، به این معنی که نزدیکی آن‌ها در حکم زنا با محارم است.

*ارث و صله رحم در میان فامیل‌های رضاعی (ایجاد شده با شیر خوردن)

کسانى که به واسطه شیر خوردن، خویشى پیدا مى‌کنند مستحبّ است یکدیگر را احترام نمایند، ولى از یکدیگر ارث نمى‌برند و حق‌های خویشى که انسان با خویشان خود دارد مثل صله رحم براى آنان واجب نیست.

*نکات قابل تأمل

1.اگر هنگام ازدواج دختر و پسری، شبهه‌ای در مورد محرمیت آنان با شیر خوردن وجود داشته باشد، قبل از عقد باید حل شود تا خدای نکرده به علت بی‌احتیاطی دو نفر مَحرم با هم ازدواج نکنند.

2. مستحب است زن‌ها هر بچه‌اى را شیر ندهند، زیرا ممکن است فراموش شود که به چه کسانى شیر داده‌اند و بعداً دو نفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند.

نویسنده: حجت‌الاسلام مرتضی کیوانی

انتهای پیام/


[ دوشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۸ ق.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]

احکام نماز

نماز مهمترین اعمال دینى است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود،عبادتهاى دیگر هم قبول مى‏شود. و اگر پذیرفته نشود، اعمال دیگر هم قبول نمى‏شود. و همانطور که اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو کند، چرک در بدنش نمى‏ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک مى‏کند. و سزاوار است‏که انسان نماز را در اول وقت بخواند. و کسى که نماز را پست و سبک شمارد،مانند کسى است که نماز نمى‏خواند. پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:"کسى که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است".روزى حضرت در مسجد تشریف داشتند، مردى وارد و مشغول نماز شد، و رکوع و سجودش را کاملا به جا نیاورد. حضرت فرمودند: "اگر این مرد در حالى که نمازش این طور است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است". پس انسان باید مواظب باشد که به عجله و شتابزدگى نماز نخواند، و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد که با چه کسى سخن مى‏گوید، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند. و اگر انسان در موقع نماز کاملا به‏این مطلب توجه کند، از خود بى‏خبر مى‏شود. چنانچه در حال نماز تیر را از پاى مبارک امیر المؤمنین علیه‏السلام بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید و گناهانى که مانع قبول شدن نماز است مانند حسد،کبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات، بلکه هر معصیتى را ترک کند. و همچنین سزاوار است کارهایى که ثواب نماز را کم مى‏کند بجانیاورد، مثلا در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نایستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند. و نیز کارهایى که ثواب نماز را زیاد مى‏کند بجا آورد، مثلا انگشترى عقیق به دست کند، و لباس پاکیزه بپوشد، و شانه و مسواک کند، و خود را خوشبو نماید.

نمازهاى واجب

نمازهاى واجب شش است: اول: نماز یومیه. دوم: نماز آیات. سوم: نماز میت. چهارم: نماز طواف واجب خانه کعبه. پنجم: نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگتر واجب است. ششم: نمازى که به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى‏شود.

نمازهاى واجب یومیه

نمازهاى واجب یومیه پنج است: ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت، مغرب سه رکعت، عشا چهار رکعت، صبح دو رکعت.

٧٢٨ در سفر باید نمازهاى چهار رکعتى را با شرایط‏ى که گفته مى‏شود، دو رکعت‏خواند.

وقت نماز ظهر و عصر

٧٢٩ اگر چوب یا چیزى مانند آن را راست در زمین هموار فرو برند، صبح که خورشید بیرون مى‏آید، سایه آن به طرف مغرب مى‏افتد. و هر چه آفتاب بالا مى‏آید،این سایه کم مى‏شود. و در شهرهاى ما در اول ظهر شرعى به آخرین درجه کمى مى‏رسد،و ظهر که گذشت، سایه آن به طرف مشرق برمى‏گردد. و هر چه خورشید رو به مغرب مى‏رود، سایه زیادتر مى‏شود. بنابر این وقتى سایه به آخرین درجه کمى رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت، معلوم مى‏شود ظهر شرعى شده است. ولى در بعضى شهرها مثل مکه که گاهى موقع ظهر سایه به کلى از بین مى‏رود، بعد از آنکه سایه دوباره پیدا شد، معلوم مى‏شود ظهر شده است.

٧٣٠ چوب یا چیز دیگرى را که براى معین کردن ظهر به زمین فرو مى‏برند، شاخص گویند.

٧٣١ نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتى که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است که به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب مانده باشد، که اگر کسى تا این موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و باید نماز عصر را بخواند. و ما بین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است. و اگر کسى اشتباها نماز ظهر یا عصر را در وقت مخصوص دیگرى بخواند، نمازش صحیح است.

٧٣٢ اگر پیش از خواندن نماز ظهر سهوا مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد اشتباه کرده است، چنانچه در وقت مشترک باشد، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند. یعنى نیت کند که آنچه تا حال خوانده‏ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى‏خوانم، همه نماز ظهر باشد. و بعد از آنکه نماز را تمام کرد، نماز عصر را بخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عصر را بخواند و احتیاط آن است که دوباره نماز عصر را هم بعد از آن بخواند، و این احتیاط خیلى خوب است.

٧٣٣ در روز جمعه انسان مى‏تواند به جاى نماز ظهر، دو رکعت نماز جمعه بخواند. ولى احتیاط مستحب آن است که اگر نماز جمعه خواند، نماز ظهر را هم بخواند، و این احتیاط خیلى مطلوب است.

٧٣٤ احتیاط واجب آن است که نماز جمعه را از موقعى که عرفا اول ظهر مى‏گویند، تاخیر نیندازد. و اگر از اوایل ظهر تاخیر افتاد، به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخواند.

وقت نماز مغرب و عشا

٧٣٥ مغرب موقعى است که سرخى طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا مى‏شود، از بین برود.

٧٣٦ نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد که اگر کسى مثلا مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهوا در این وقت بخواند، احتیاط مستحب آن است که بعداز نماز مغرب، نماز عشا را دوباره بخواند. و وقت مخصوص نماز عشا موقعى است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسى تا این موقع نماز مغرب را عمدا نخواند، باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است، که اگر کسى در این وقت اشتباها نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعداز نماز ملتفت‏شود،نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.

٧٣٧ وقت مخصوص و مشترک که معنى آن در مساله پیش گفته شد، براى اشخاص فرق مى‏کند. مثلا اگر به اندازه خواندن دو رکعت نماز از اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسى که مسافر است، تمام شده و داخل وقت مشترک مى‏شود. و براى کسى که مسافر نیست، باید به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.

٧٣٨ اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهوا مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته است، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند. و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باید نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه را خوانده، در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پیش از رکوع رکعت چهارم یادش بیاید، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد از آن عشا را بخواند. ولى احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز عشا، دوباره نماز مغرب و عشا را بخواند و این احتیاط خیلى خوب است.

٧٣٩ آخر وقت نماز عشا نصف شب است. و احتیاط واجب آن است که براى نماز مغرب و عشا و مانند اینها، شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب کرد، و براى نماز شب و مانند آن تا اول آفتاب حساب نمایند.

٧٤٠ اگر از روى معصیت‏یا به واسطه عذرى نماز مغرب یا نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح بدون اینکه نیت ادا و قضا کند، بجا آورد.

وقت نماز صبح

٧٤١ نزدیک اذان صبح از طرف مشرق سفیده‏اى رو به بالا حرکت مى‏کند، که آن را فجر اول گویند. موقعى که آن سفیده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح، موقعى است که آفتاب بیرون مى‏آید.

احکام وقت نماز

٧٤٢ موقعى انسان مى‏تواند مشغول نماز شود، که یقین کند وقت داخل شده است، یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت‏خبر دهند.

٧٤٣ نابینا و کسى که در زندان است و مانند اینها بنابر احتیاط واجب باید تا یقین به داخل شدن وقت نکنند، مشغول نماز نشوند. ولى اگر انسان به واسطه ابر یا غبار و مانند اینها که براى همه مانع از یقین کردن است، نتواند در اول وقت نماز به داخل شدن وقت‏یقین کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل شده،مى‏تواند مشغول نماز شود.

٧٤٤ اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت‏خبر دهند یا انسان یقین کند که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. و همچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت‏خوانده. ولى اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده، یا بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده، نماز او صحیح است.

٧٤٥ اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین به داخل شدن وقت مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت‏خوانده، نماز او صحیح است. و اگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت‏خوانده یا بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده است، نمازش باطل است.

٧٤٦ اگر یقین کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است. ولى اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت‏شده و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، نمازش صحیح است.

٧٤٧ اگر وقت نماز به قدرى تنگ است که به واسطه به جا آوردن بعضى از کارهاى مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت‏خوانده مى‏شود، باید آن مستحب را به جا نیاورد. مثلا اگر به واسطه خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت‏خوانده مى‏شود،باید قنوت نخواند.

٧٤٨ کسى که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارد، باید نماز را به نیت ادا بخواند. ولى نباید عمدا نماز را تا این وقت ت‏اخیر بیندازد.

٧٤٩ کسى که مسافر نیست، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط نماز عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عشا را بخواند و بعدا باید نماز مغرب را بخواند وبه احتیاط واجب نیت ادا و قضا ننماید.

٧٥٠ کسى که مسافر است، اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عشا را بخواند و بعدا مغرب را بدون نیت ادا و قضا بجا آورد.و چنانچه بعد از خواندن عشا معلوم شود که به مقدار یک رکعت‏یا بیشتر وقت به نصف شب مانده است، باید فورا نماز مغرب را به نیت ادا بجا آورد.

٧٥١ مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند، و راجع به آن خیلى سفارش شده است. و هر چه به اول وقت نزدیکتر باشد، بهتر است. مگر آنکه ت‏اخیر آن از جهتى بهتر باشد، مثلا صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.

٧٥٢ هرگاه انسان عذرى دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است با تیمم نماز بخواند، چنانچه بداند یا احتمال دهد که عذر او تا آخر وقت باقى است، مى‏تواند در اول وقت نماز بخواند. ولى اگر مثلا لباسش نجس باشدیا عذر دیگرى داشته باشد و احتمال دهد که عذر او از بین مى‏رود، بنابر احتیاط واجب باید صبر کند تا عذرش برطرف شود. و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند. و لازم نیست به قدرى صبر کند که فقط بتواند کارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلکه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، مى‏تواند تیمم کند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.

٧٥٣ کسى که مسایل نماز و شکیات و سهویات را نمیداند و احتمال میدهد که یکى از اینها در نماز پیش آید، باید براى یاد گرفتن اینها نماز را از اول وقت تاخیر بیندازد. ولى اگر اطمینان دارد که نماز را به طور صحیح تمام مى‏کند، مى‏تواند در اول وقت مشغول نماز شود. پس اگر در نماز مساله‏اى که حکم آن را نمى‏داند پیش نیاید، نماز او صحیح است. و اگر مساله‏اى که حکم آن را نمى‏داند پیش آید، مى‏تواند به یکى از دو طرفى که احتمال مى‏دهد عمل نماید و نماز را تمام کند. ولى بعد از نماز باید مساله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند.

٧٥٤ اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه مى‏کند، در صورتى که ممکن است، باید اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند. و همچنین است اگر کار واجب دیگرى که باید که باید اول مسجد را تطهیر کند، بعد نماز بخواند. و چنانچه اول نماز بخواند معصیت کرده، ولى نماز او صحیح است.

نمازهایى که باید به ترتیب خوانده شود

٧٥٥ انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند. و اگر عمدا نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند، باطل است.

٧٥٦ اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است، نمى‏تواند نیت را به نماز عصر برگرداند، بلکه باید نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند. و همینطور است در نماز مغرب و عشا.

٧٥٧ اگر در بین نماز عصر یقین کند که نماز ظهر را نخوانده است و نیت را به نماز ظهر برگرداند و داخل رکن شود و بعد یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بوده، نمازش باطل است و باید نماز عصر را بخواند. ولى اگر پیش از داخل شدن در رکن یادش بیاید، باید نیت را به نماز عصر برگرداند و آنچه به نیت ظهر خوانده، دوباره به نیت عصر بخواند، و نمازش صحیح است.

٧٥٨ اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند. ولى اگر وقت به قدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز مغرب مى‏شود، باید به نیت نماز عصر، نماز را تمام کند و نماز ظهرش قضا ندارد.

٧٥٩ اگر در نماز عشا پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت به قدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز، نصف شب مى‏شود، باید به نیت عشا نماز را تمام کند. و اگر بیشتر وقت دارد، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتى تمام کند، بعد نماز عشا را بخواند.

٧٦٠ اگر در نماز عشا بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم، شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، باید نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند. ولى اگراین شک در وقت مخصوص به نماز عشا باشد، خواندن نماز مغرب لازم نیست.

٧٦١ اگر انسان نمازى را که خوانده احتیاطا دوباره بخواند و در بین نماز یادش بیاید، نمازى را که باید پیش از آن بخواند نخوانده است، نمى‏تواند نیت را به آن نماز برگرداند. مثلا موقعى که نماز عصر را احتیاطا مى‏خواند، اگر یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است، نمى‏تواند نیت را به نماز ظهر برگرداند.

٧٦٢ برگرداندن نیت از نماز قضا به نماز ادا، و از نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست.

٧٦٣ اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مى‏تواند در بین نماز نیت را به نماز قضا برگرداند، ولى باید برگرداندن نیت به نماز قضا ممکن باشد. مثلا اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مى‏تواند نیت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکعت‏ سوم نشده باشد.

نمازهاى مستحب

٧٦٤ نمازهاى مستحبى زیاد است و آنها را نافله گویند. و بین نمازهاى مستحبى، به خواندن نافله‏هاى شبانه روز بیشتر سفارش شده، و آنها در غیر روز جمعه سى و چهار رکعتند، که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا و یازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح مى‏باشد. و چون دو رکعت نافله عشا را بنابر احتیاط واجب باید نشسته خواند،یک رکعت‏حساب مى‏شود. ولى در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه مى‏شود.

٧٦٥ از یازده رکعت نافله شب، هشت رکعت آن باید به نیت نافله شب، و دو رکعت آن به نیت نماز شفع، و یک رکعت آن به نیت نماز وتر خوانده شود. و دستور کامل نافله شب در کتابهاى دعا گفته شده است.

٧٦٦ نمازهاى نافله را مى‏شود نشسته خواند ولى بهتر است دو رکعت نماز نافله نشسته را یک رکعت‏حساب کند. مثلا کسى که مى‏خواهد نافله ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند، بهتر است‏شانزده رکعت بخواند. و اگر مى‏خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز یک رکعتى نشسته بخواند.

٧٦٧ نافله ظهر و عصر را در سفر نباید خواند. ولى نافله عشا را به نیت اینکه شاید مطلوب باشد، مى‏تواند بجا آورد.

وقت نافله‏هاى یومیه

٧٦٨ نافله نماز ظهر پیش از نماز ظهر خوانده مى‏شود. و وقت آن از اول ظهر است تا موقعى که آن مقدار از سایه شاخص که بعداز ظهر پیدا مى‏شود، به‏اندازه دو هفتم آن شود. مثلا اگر درازى شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سایه‏اى که بعد از ظهر پیدا مى‏شود به دو وجب رسید، آخر وقت نافله ظهر است.

٧٦٩ نافله عصر پیش از نماز عصر خوانده مى‏شود. و وقت آن تا موقعى است‏که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا مى‏شود، به چهار هفتم آن برسد. و چنانچه بخواهد نافله ظهر یا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند، بهتر است نافله ظهر را بعد از نماز ظهر، و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند. و بنابر احتیاط واجب، نیت ادا و قضا نکند.

٧٧٠ وقت نافله مغرب، بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا مى‏شود، از بین برود.

٧٧١ وقت نافله عشا، بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است. و بهتر است بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.

٧٧٢ نافله صبح پیش از نماز صبح خوانده مى‏شود. و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب، به مقدار خواندن یازده رکعت نماز شب است. ولى احتیاط آن است که قبل از فجر اول نخوانند، مگر آن که بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند، که‏در این صورت مانعى ندارد.

٧٧٣ وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح، و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود.

٧٧٤ مسافر و کسى که براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب بجا آورد.

نماز غفیله

٧٧٥ یکى از نمازهاى مستحبى نماز غفیله است، که بین نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود. و وقت آن بعد از نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب از بین برود. و در رکعت اول آن بعد از حمد، باید به جاى سوره، این آیه را بخوانند: "و ذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا نت‏سبحانک انى کنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجى المؤمنین". و در رکعت دوم بعد از حمد به جاى سوره، این آیه را بخوانند: "و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو و یعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقة الا یعلمها و لا حبة فى ظلمات الارض و لا رطب و لا یابس الا فى کتاب مبین". و در قنوت آن بگویند: "اللهم انى اسالک بمفاتح الغیب التى لا یعلمها الا انت ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى کذا و کذا". و به جاى کلمه کذا و کذا حاجتهاى خود را بگویند. و بعد بگویند: "اللهم انت ولى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاسالک بحق محمد و آل محمد علیه و علیهم السلام لما قضیتها لى".

احکام قبله

٧٧٦ خانه کعبه که در مکه معظمه مى‏باشد قبله است، و باید روبروى آن، نماز خواند. ولى کسى که دور است، اگر طورى بایستد که بگویند رو به قبله نماز مى‏خواند، کافى است. و همچنین است کارهاى دیگرى که مانند سر بریدن حیوانات بایدرو به قبله انجام گیرد.

٧٧٧ کسى که نماز واجب را ایستاده مى‏خواند، باید طورى بایستد که بگویند رو به قبله ایستاده، و لازم نیست زانوهاى او و نوک پاى او هم رو به قبله باشد.

٧٧٨ کسى که باید نشسته نماز بخواند، اگر نمى‏تواند به طور معمول بنشیند ودر موقع نشستن، کف پاها را به زمین مى‏گذارد، باید در موقع نماز صورت و سینه و شکم او رو به قبله باشد، و لازم نیست‏ساق پاى او رو به قبله باشد.

٧٧٩ کسى که نمى‏تواند نشسته نماز بخواند، باید در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد. و اگر ممکن نیست، باید به پهلوى چپ طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد. و اگر این را هم نتواند،باید به پشت بخوابد، به طورى که کف پاى او رو به قبله باشد.

٧٨٠ نماز احتیاط و سجده و تشهد فراموش شده را باید رو به قبله بجا آورد. و در سجده سهو هم احتیاط مستحب همین است.

٧٨١ نماز مستحبى را مى‏شود در حال راه رفتن و سوارى خواند. و اگر انسان در این دو حال نماز مستحبى بخواند، لازم نیست رو به قبله باشد.

٧٨٢ کسى که مى‏خواهد نماز بخواند، باید براى پیدا کردن قبله کوشش نماید تا یقین کند که قبله کدام طرف است. و مى‏تواند به گفته دو شاهد عادل که از روى نشانه‏هاى حسى شهادت مى‏دهند، یا به قول کسى که از روى قاعده علمى قبله را مى‏شناسد و محل اطمینان است، عمل کند. و اگر اینها ممکن نشد، باید به گمانى که از محراب مسجد مسلمانان یا قبرهاى آنان یا از راههاى دیگر پیدا مى‏شود، عمل نماید. حتى اگر از گفته فاسق یا کافرى که به واسطه قواعد علمى قبله را مى‏شناسد گمان به قبله پیدا کند، کافى است.

٧٨٣ کسى که گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قویترى پیدا کند، نمى‏تواند به گمان خود عمل نماید. مثلا اگر میهمان از گفته صاحبخانه گمان به قبله پیدا کند، ولى بتواند از راه دیگر گمان قویترى پیدا کند، نباید به حرف او عمل نماید.

٧٨٤ اگر براى پیدا کردن قبله وسیله‏اى ندارد، یا با اینکه کوشش کرده گمانش به طرفى نمى‏رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، باید چهار نماز به چهار طرف بخواند. و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، باید به اندازه‏اى که وقت دارد نماز بخواند. مثلا اگر فقط به اندازه یک نماز وقت دارد، باید یک نماز به‏هر طرفى که مى‏خواهد بخواند. و باید نمازها را طورى بخواند که یقین کند یکى ازآنها رو به قبله بوده، یا اگر از قبله کج بوده، به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسیده است.

٧٨٥ اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکى از دو طرف است، باید به هر دو طرف نماز بخواند. ولى احتیاط مستحب آن است که در صورت گمان، به چهار طرف نماز بخواند.

٧٨٦ کسى که باید به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را بخواند، بهتر آن است که نماز اول را به هر چند طرف که واجب است بخواند، بعد نماز دوم را شروع کند.

٧٨٧ کسى که یقین به قبله ندارد، اگر بخواهد غیر از نماز کارى کند که بایدرو به قبله انجام داد، مثلا بخواهد سر حیوانى را ببرد، باید به گمان عمل نماید. واگر گمان ممکن نیست، به هر طرف که انجام دهد، صحیح است.

پوشانیدن بدن در نماز

٧٨٨ مرد باید در حال نماز اگر چه کسى او را نمى‏بیند، عورتین خود را بپوشاند.و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.

٧٨٩ زن باید در موقع نماز تمام بدن، حتى سر و موى خود را بپوشاند. ولى پوشاندن صورت به مقدارى که در وضو شسته مى‏شود، و دستها تا مچ، و پاها تا مچ پا لازم نیست. اما براى آنکه یقین کند که مقدار واجب را پوشانده است، باید مقدارى از اطراف صورت و قدرى پایین تر از مچ را هم بپوشاند.

٧٩٠ موقعى که انسان قضاى سجده فراموش شده یا تشهد فراموش شده را بجامى‏آورد، بلکه بنابر احتیاط واجب در موقع سجده سهو هم، باید خود را مثل موقع نماز بپوشاند.

٧٩١ اگر انسان عمدا در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است. بلکه‏اگر از روى ندانستن مساله هم باشد، بنابر احتیاط واجب باید نمازش را دوباره بخواند.

٧٩٢ اگر در بین نماز بفهمد که عورتش پیدا است، باید آن را بپوشاند. و چنانچه پوشاندن عورت زیاد طول بکشد، احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند. ولى اگر بعداز نماز بفهمد که در نماز عورت او پیدا بوده، نمازش صحیح است.

٧٩٣ اگر در حال ایستاده، لباسش عورت او را مى‏پوشاند، ولى ممکن است در حال دیگر مثلا در حال رکوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعى که عورت او پیدا مى‏شود به‏وسیله‏اى آن را بپوشاند، نماز او صحیح است. ولى احتیاط مستحب آن است که باآن لباس نماز نخواند.

٧٩٤ انسان مى‏تواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند، ولى احتیاط مستحب آن است که موقعى خود را با اینها بپوشاند که چیز دیگرى نداشته باشد.

٧٩٥ اگر غیر از گل هیچ چیز ندارد که در نماز خود را بپوشاند، گل ساتر نیست و مى‏تواند برهنه نماز بخواند.

٧٩٦ اگر چیزى ندارد که در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه احتمال دهد که پیدا مى‏کند، بنابر احتیاط واجب باید نماز را ت‏اخیر بیندازد و اگر چیزى پیدا نکرد، در آخر وقت مطابق وظیفه‏اش نماز بخواند.

٧٩٧ کسى که مى‏خواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت و علف نداشته باشد، و احتمال ندهد که تا آخر وقت چیزى پیدا کند که خود را باآن بپوشاند، در صورتى که نامحرم او را مى‏بیند، باید نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند. و اگر کسى او را نمى‏بیند، ایستاده نماز بخواند و جلوى خود را با دست بپوشاند. و در هر صورت رکوع و سجود را با اشاره انجام مى‏دهد و براى سجود سر را قدرى پایین‏تر مى‏آورد.

لباس نمازگزار

٧٩٨ لباس نمازگزار شش شرط دارد: اول: آنکه پاک باشد. دوم: آنکه مباح باشد. سوم: آنکه از اجزاى مردار نباشد. چهارم: آنکه از حیوان حرام گوشت نباشد.پنجم و ششم: آنکه اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابریشم خالص و طلاباف نباشد.و تفصیل اینها در مسایل آینده گفته مى‏شود.

شرط اول

٧٩٩ لباس نمازگزار باید پاک باشد. و اگر کسى عمدا با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

٨٠٠ کسى که نمى‏داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است و مقصر در ندانستن حکم مساله باشد، اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل مى‏باشد.

٨٠١ اگر به واسطه تقصیر در ندانستن مساله، چیز نجسى را نداند نجس است، مثلا نداند عرق شتر نجاستخوار نجس است و با آن نماز بخواند، نمازش باطل است.

٨٠٢ اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نماز او صحیح است. ولى احتیاط مستحب آن است که اگر وقت دارد دوباره آن نماز را بخواند.

٨٠٣ اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید، باید نماز را دوباره بخواند، و اگر وقت گذشته قضا نماید.

٨٠٤ کسى که در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن یا لباس او نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت‏شود که نجس شده یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس یا بیرون آوردن آن، نماز را به هم نمى‏زند، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض نماید یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده لباس را بیرون آورد. ولى چنانچه طورى باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد نماز به هم مى‏خورد و اگر لباس را بیرون آورد برهنه مى‏ماند، باید نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند.

٨٠٥ کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز لباس او نجس شود و پیش از آنکه چیزى از نماز را با نجاست بخواند بفهمد که نجس شده یا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس، نماز را به هم نمى‏زند و مى‏تواند لباس را بیرون آورد، باید لباس را آب بکشد یا عوض کند یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد و نماز را تمام کند. اما اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمى‏تواند آب بکشد یا عوض کند، باید لباس را بیرون آورد و به دستورى که براى برهنگان گفته شد، نماز را تمام کند. ولى چنانچه طورى است که اگر لباس را آب بکشد یا عوض کند، نماز به هم مى‏خورد و به واسطه سرما و مانند آن نمى‏تواند لباس را بیرون آورد، باید با همان حال نماز را تمام کند و نمازش صحیح است.

٨٠٦ کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن او نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت‏شود که نجس شده یا بفهمد بدن او نجس است، و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن نماز را به هم نمى‏زند، باید آب بکشد. واگر نماز را به هم مى‏زند، باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.

٨٠٧ کسى که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده، نماز او صحیح است.

٨٠٨ اگر لباس را آب بکشد و یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، نمازش صحیح است.

٨٠٩ اگر خونى در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خونهاى نجس نیست،مثلا یقین کند که خون پشه است، چنانچه بعداز نماز بفهمد از خونهایى بوده که نمى‏شود با آن نماز خواند، نماز او صحیح است.

٨١٠ هرگاه یقین کند خونى که در بدن یا لباس اوست، خون نجسى است که نماز باآن صحیح است، مثلا یقین کند خون زخم و دمل است، اگر چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحیح است.

٨١١ اگر نجس بودن چیزى را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است. ولى اگر بدنش با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و بدون اینکه خود را آب بکشد غسل کند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است. و نیز اگر جایى از اعضاى وضو با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آنکه آن جا را آب بکشد وضو بگیرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى‏باشد.

٨١٢ کسى که یک لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب کشیدن یکى از آنها آب داشته باشد، چنانچه بتواند لباسش را بیرون آورد، باید بدن را آب بکشد و نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد به جا آورد. و اگر به واسطه سرما یا عذر دیگر نتواند لباس را بیرون آورد، در صورتى که نجاست هر دو مساوى باشد، مثلا هر دو بول یا خون باشد، یا نجاست بدن شدیدتر باشد، مثلا نجاستش بول باشد که باید دو مرتبه آن را آب کشید، احتیاط واجب آن است که بدن را آب بکشد. و اگر نجاست لباس بیشتر یا شدیدتر باشد، هر کدام از بدن یا لباس را بخواهد، مى‏تواند آب بکشد.

٨١٣ کسى که غیر از لباس نجس لباس دیگرى ندارد و وقت تنگ است‏یا احتمال نمى‏دهد که لباس پاک پیدا کند، اگر به واسطه سرما یا عذر دیگر نمى‏تواند لباس را بیرون بیاورد، باید در همان لباس نماز بخواند و نمازش صحیح است. ولى چنانچه بتواند لباس را بیرون بیاورد، باید نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد.

٨١٤ کسى که دو لباس دارد، اگر بداند یکى از آنها نجس است و دارد باید با هر دو لباس نماز بخواند. مثلا اگر مى‏خواهد نماز ظهر و عصر بخواند، باید با هر کدام یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند. ولى اگر وقت تنگ است، باید نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد، بجا آورد. و به احتیاط واجب آن نماز را بالباس پاک قضا نماید.

شرط دوم

٨١٥ لباس نمازگزار باید مباح باشد. و کسى که مى‏داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، اگر عمدا در لباس غصبى یا در لباسى که نخ یا دگمه یا چیز دیگر آن غصبى است نماز بخواند، باید آن نماز را با لباس غیر غصبى اعاده نماید.

٨١٦ کسى که مى‏داند پوشیدن لباس غصبى حرام است ولى نمى‏داند نماز را باطل مى‏کند، اگر عمدا با لباس غصبى نماز بخواند، باید آن نماز را با لباس غیر غصبى بخواند.

٨١٧ اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و با آن، نماز بخواند، نمازش صحیح است. ولى اگر خودش آن لباس را غصب کرده باشد و بعدا فراموش کرده و با آن نماز خوانده، به احتیاط واجب باید آن نماز را اعاده کند.

٨١٨ اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و در بین نماز بفهمد،چنانچه چیز دیگرى عورت او را پوشانده است و مى‏تواند فورا یا بدون اینکه موالات یعنى پى در پى بودن نماز بهم بخورد لباس غصبى را بیرون آورد، باید آن را بیرون آورد و نمازش صحیح است. و اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده یا نمى‏تواند لباس غصبى را فورا بیرون آورد یا اگر بیرون آورد پى در پى بودن نماز به‏هم مى‏خورد، در صورتى که به تعداد یک رکعت هم وقت داشته باشد، باید نماز را بشکند و با لباس غیر غصبى نماز بخواند. و اگر به این مقدار وقت ندارد، باید در حال نماز لباس را بیرون آورد و به دستور نماز برهنگان، نماز را تمام نماید.

٨١٩ اگر کسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند، یا مثلا براى‏اینکه دزد لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است.

٨٢٠ اگر با عین پولى که خمس یا زکات آن را نداده لباس بخرد، نماز خواندن در آن لباس باطل است. و همچنین است اگر به ذمه بخرد و در موقع معامله قصدش این باشد که از پولى که خمس یا زکاتش را نداده بدهد.

شرط سوم

٨٢١ لباس نمازگزار باید از اجزاى حیوان مرده‏اى که خون جهنده دارد، یعنى حیوانى که اگر رگش را ببرند، خون از آن جستن مى‏کند، نباشد. بلکه اگر از حیوان مرده‏اى که مانند ماهى، خون جهنده ندارد لباس تهیه کند، احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواند.

٨٢٢ باید چیزى از مردار مانند گوشت و پوست آن که روح داشته، بنابر احتیاط واجب همراه نمازگزار نباشد، گرچه لباس او هم نباشد.

٨٢٣ اگر چیزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد یا با لباسى که از آنها تهیه کرده‏اند نماز بخواند، نمازش صحیح است.

شرط چهارم

٨٢٤ لباس نمازگزار باید از حیوان حرام گوشت نباشد. و اگر مویى ازآن هم همراه نمازگزار باشد نماز او باطل است.

٨٢٥ اگر آب دهان یا بینى یا رطوبت دیگرى از حیوان حرام گوشت مانند گربه بربدن یا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد، نماز باطل و اگر خشک شده و عین آن برطرف شده باشد، نماز صحیح است.

٨٢٦ اگر مو و عرق و آب دهان کسى بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، اشکال ندارد. و همچنین است اگر مروارید و موم و عسل همراه او باشد.

٨٢٧ اگر شک داشته باشد که لباسى از حیوان حلال گوشت است‏یا حرام گوشت،چه در داخله تهیه شده باشد چه در خارجه، نماز با آن خواندن مانعى ندارد.

٨٢٨ اگر انسان احتمال دهد تکمه صدفى و مانند آن از حیوان است، نماز خواندن با آن مانعى ندارد. و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد، نماز خواندن با آن مانع ندارد.

٨٢٩ با پوست‏سنجاب و خز نماز خواندن اشکال ندارد.

٨٣٠ اگر با لباسى که نمى‏داند که از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند،نمازش صحیح است. ولى اگر فراموش کرده باشد، بنابر احتیاط واجب باید آن نماز را دوباره بخواند.

شرط پنجم

٨٣١ پوشیدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است. ولى براى زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

٨٣٢ زینت کردن به طلا مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت مچى طلا به دست براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است و احتیاط واجب آن است که از استعمال عینک طلا هم خوددارى کند. ولى زینت کردن به طلا براى زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

٨٣٣ اگر مردى نداند یا فراموش کند که انگشترى یا لباسش از طلا است و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است.

٨٣٤ لباس مرد نمازگزار باید ابریشم خالص نباشد و در غیر نماز هم پوشیدن آن براى مرد حرام است. و در چیزى که نماز در آن تمام نمى‏شود، مانند بند شلوار و عرقچین نیز به احتیاط واجب نباید از حریر خالص باشد.

٨٣٥ اگر آستر تمام لباس یا آستر مقدارى از آن ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.

٨٣٦ لباسى را که نمى‏داند از ابریشم خالص است‏یا چیز دیگر، پوشیدن آن اشکال ندارد، و نماز با آن صحیح است.

٨٣٧ دستمال ابریشمى و مانند آن اگر در جیب مرد باشد، اشکال ندارد، و نماز را باطل نمى‏کند.

٨٣٨ پوشیدن لباس ابریشمى براى زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

٨٣٩ پوشیدن لباس غصبى و ابریشمى خالص و طلاباف و لباسى که از مردار تهیه شده، در حال ناچارى مانعى ندارد. و نیز کسى که ناچار است لباس بپوشد و لباس دیگرى غیر از اینها ندارد و تا آخر وقت هم، ناچارى او از بین نمى‏رود،مى‏تواند با این لباسها نماز بخواند.

٨٤٠ اگر غیر از لباس غصبى و لباسى که از مردار تهیه شده لباس دیگرى ندارد و ناچار نیست لباس بپوشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

٨٤١ اگر غیر از لباسى که از حیوان حرام گوشت تهیه شده لباس دیگرى ندارد چنانچه در پوشیدن لباس ناچار باشد مى‏تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد، و بنابر احتیاط واجب یک نماز دیگر هم با همان لباس بخواند.

٨٤٢ اگر مرد غیر از لباس ابریشمى خالص یا طلاباف لباس دیگرى نداشته باشد چنانچه در پوشیدن لباس ناچار نباشد باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

٨٤٣ اگر چیزى ندارد که در نماز عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است اگرچه به کرایه یا خریدارى باشد تهیه نماید. ولى اگر تهیه آن به قدرى پول لازم دارد که نسبت به دارایى او زیاد است، یا طورى است که اگر پول را به مصرف لباس برساند به حال او ضرر دارد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد،نماز بخواند.

٨٤٤ کسى که لباس ندارد، اگر دیگرى لباس به او ببخشد یا عاریه دهد، چنانچه قبول کردن آن براى او مشقت نداشته باشد، باید قبول کند. بلکه اگر عاریه کردن یا طلب بخشش براى او سخت نیست، باید از کسى که لباس دارد طلب بخشش یا عاریه نماید.

٨٤٥ بنابر احتیاط واجب باید انسان از پوشیدن لباس شهرت که پارچه یا رنگ یا دوخت آن براى کسى که مى‏خواهد آن را بپوشاند معمول نیست، خوددارى کند. ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشکال ندارد.

٨٤٦ احتیاط واجب آن است که مرد لباس زنانه، و زن لباس مردانه نپوشد. ولى اگر با آن نماز بخواند، اشکال ندارد.

٨٤٧ کسى که باید خوابیده نماز بخواند، اگر برهنه باشد و لحاف یا تشک او نجس یا ابریشم خالص یا از اجزاى حیوان حرام گوشت باشد، احتیاط واجب آن است که در نماز، خود را با آنها نپوشاند.

مواردى که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

٨٤٨ در سه صورت که تفصیل آنها بعدا گفته مى‏شود، اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است: اول: آنکه به واسطه زخم یا جراحت‏یا دملى که در بدن او است، لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد. دوم: آنکه بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم که تقریبا به اندازه یک اشرفى مى‏شود، به خون آلوده باشد. سوم: آنکه ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند. و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است: اول: آنکه لباسهاى کوچک او مانند جوراب و عرقچین نجس باشد. دوم: آنکه لباس زنى که پرستار بچه است، نجس شده باشد. و احکام این پنج صورت مفصلا در مسائل بعد گفته مى‏شود.

٨٤٩ اگر در بدن یا لباس نمازگزار خون زخم یا جراحت‏یا دمل باشد، چنانچه طورى است که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس براى بیشتر مردم یا براى خصوص او سخت است، تا وقتى که زخم یا جراحت‏یا دمل خوب نشده است،مى‏تواند با آن خون نماز بخواند. و همچنین است اگر چرکى که با خون بیرون آمده یا دوایى که روى زخم گذاشته‏اند و نجس شده، در بدن یا لباس او باشد.

٨٥٠ اگر خون بریدگى و زخمى که به زودى خوب مى‏شود و شستن آن آسان است، در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.

٨٥١ اگر جایى از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد به رطوبت زخم نجس شود،جایز نیست با آن نماز بخواند. ولى اگر مقدارى از بدن یا لباس که معمولا به رطوبت زخم آلوده مى‏شود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.

٨٥٢ اگر از توى دهان و بینى و مانند اینهاست‏خونى به بدن یا لباس برسد احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواند ولى با خون بواسیر میشود نماز خواند اگر چه دانه‏هایش در داخل باشد.

٨٥٣ کسى که بدنش زخم است اگر در بدن یا لباس خود خونى ببیند و نداند از زخم است‏یا خون دیگر با آن نماز خواندن مانعى ندارد.

٨٥٤ اگر چند زخم در بدن باشد و به طورى نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشده‏اند، نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد. ولى اگر به‏قدرى از هم دور باشند که هر کدام یک زخم حساب شود، هر کدام که خوب شد، باید براى نماز بدن و لباس را از خون آن، آب بکشد.

٨٥٥ اگر سر سوزنى خون حیض یا نفاس در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است، و بنابر احتیاط واجب باید خون استحاضه در بدن یا لباس نمازگزار نباشد. ولى خونهاى دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال گوشت، و خون سگ و خوک و کافر و مردار و حیوان حرام گوشت، اگر چه در چند جاى بدن و لباس باشد، در صورتى که روى هم کمتر از درهم باشد که تقریبا به اندازه یک اشرفى مى‏شود نماز خواندن با آن اشکال ندارد. ولى احتیاط مستحب آن است که از خون سگ و کافر و مردار و حیوان حرام گوشت، اجتناب کند.

٨٥٦ خونى که به لباس بى‏آستر بریزد و به پشت آن برسد، یک خون حساب مى‏شود. ولى اگر پشت آن، جدا خونى شود، بنابر احتیاط واجب باید هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خونى که در پشت و روى لباس است، روى هم کمتر از درهم باشد نماز با آن صحیح، و اگر بیشتر باشد، نماز با آن نماز باطل است.

٨٥٧ اگر خون روى لباسى که آستر دارد بریزد و به آستر آن برسد، و یا به آستر بریزد و روى لباس خونى شود، باید هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خون روى لباس و آستر کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح، و اگر بیشتر باشد،نماز با آن باطل است.

٨٥٨ اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد، در صورتى که خون و رطوبتى که به آن رسیده، به اندازه درهم یا بیشتر شود و اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است. بلکه اگر رطوبت و خون به اندازه درهم نشود و اطراف را هم آلوده نکند، نماز خواندن با آن اشکال دارد. ولى اگر رطوبت مخلوط به خون شود و از بین برود، نماز صحیح است.

٨٥٩ اگر بدن یا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسیدن به خون نجس شود، اگرچه مقدارى که نجس شده کمتر از درهم باشد، نمى‏شود با آن، نماز خواند.

٨٦٠ اگر خونى که در بدن یا لباس است، کمتر از درهم باشد و نجاست دیگرى به‏آن برسد، مثلا یک قطره بول روى آن بریزد، نماز خواندن با آن جایز نیست.

٨٦١ اگر لباسهاى کوچک نمازگزار مثل عرقچین و جوراب که نمى‏شود با آنها عورت را پوشانده نجس باشد، چنانچه از مردار و حیوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آنها صحیح است. و نیز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند، اشکال ندارد.

٨٦٢ احتیاط آن است که چیز نجسى که با آن مى‏شود عورت را پوشاند، همراه نمازگزار نباشد. ولى کسى که این مساله را نمى‏دانسته و مثلا مدتى با این طور نماز خوانده، لازم نیست آن نمازها را قضا کند.

٨٦٣ زنى که پرستار بچه است و بیشتر از یک لباس ندارد هرگاه شبانه روزى یک مرتبه لباس خود را آب بکشد اگرچه تا روز دیگر لباسش به بول بچه نجس شود مى‏تواند با آن لباس نماز بخواند ولى احتیاط واجب آن است که لباس خود را در شبانه روز یک مرتبه براى اولین نمازى که لباسش پیش از آن نجس شده آب بکشد و نیز اگر بیشتر از یک لباس دارد ولى ناچار است که همه آنها را بپوشد چنانچه شبانه روزى یک مرتبه به دستورى که گفته شده همه آنها را آب بکشد کافى است.

چیزهایى که در لباس نمازگزار مستحب است

٨٦٤ چند چیز در لباس نمازگزار مستحب است که از آن جمله است: عمامه با تحت الحنک، پوشیدن عبا و لباس سفید و پاکیزه‏ترین لباسها، و استعمال بوى خوش، و دست کردن انگشترى عقیق.

چیزهایى که در لباس نمازگزار مکروه است

٨٦٥ چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است، و از آن جمله است: پوشیدن لباس سیاه و چرک و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس کسى که از نجاست پرهیز نمى‏کند، و لباسى که نقش صورت دارد. و نیز باز بودن تکمه‏هاى لباس و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد، مکروه مى‏باشد.

مکان نمازگزار

مکان نمازگزار چند شرط دارد: شرط اول: آنکه مباح باشد.

٨٦٦ کسى که در ملک غصبى نماز مى‏خواند، اگر چه روى فرش و تخت و مانند اینها باشد، نمازش باطل است. ولى نماز خواندن در زیر سقف غصبى و خیمه غصبى، مانعى ندارد.

٨٦٧ نماز خواندن در ملکى که منفعت آن مال دیگرى است بدون اجازه کسى که منفعت ملک مال او مى‏باشد باطل است مثلا در خانه اجاره‏اى اگر صاحب خانه یا دیگرى بدون اجازه کسى که آن خانه را اجاره کرده نماز بخواند نمازش باطل است و همچنین است اگر در ملکى که دیگرى در آن حق دارد نماز بخواند مثلا اگر میت وصیت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى ثلث را جدا نکنند نمى‏شود در ملک او نماز خواند.

٨٦٨ کسى که در مسجد نشسته، اگر دیگرى جاى او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید دوباره نمازش را در محل دیگرى بخواند.

٨٦٩ اگر در جایى که نمى‏داند غصبى است، نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، یا در جایى که غصبى بودن آن را فراموش کرده، نماز بخواند، و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است. مگر آنکه خودش غصب کرده باشد، که در این صورت به احتیاط واجب، نمازش باطل است.

٨٧٠ اگر بداند جایى غصبى است ولى نداند که در جاى غصبى نماز باطل است، و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است.

٨٧١ کسى که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حیوان سوارى یا زین آن غصبى باشد، نماز او باطل است و همچنین است اگر بخواهد سواره نماز مستحبى بخواند.

٨٧٢ کسى که در ملکى با دیگرى شریک است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شریکش نمى‏تواند در آن ملک تصرف کند، و نماز بخواند.

٨٧٣ اگر با عین پولى که خمس و زکات آن را نداده ملکى بخرد تصرف او در آن ملک حرام و نمازش هم در آن باطل است. و همچنین است اگر به ذمه بخرد و در موقع خریدن قصدش این باشد که از مالى که خمس یا زکاتش را نداده بدهد.

٨٧٤ اگر صاحب ملک به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند که قلبا راضى نیست نماز خواندن در ملک او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان یقین کند که قلبا راضى است نماز صحیح است.

٨٧٥ تصرف در ملک میتى که خمس یا زکات بدهکار است‏حرام و نماز در آن باطل است مگر آنکه بدهکارى او را بدهند یا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.

٨٧٦ تصرف در ملک میتى که به مردم بدهکار است‏حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى که براى برداشتن میت معمول است، اشکال ندارد. و نیز اگر بدهکارى او کمتر از مالش باشد و ورثه هم تصمیم داشته باشند که بدهى را بدهند، تصرفى که غیر فروختن و از بین بردن مال باشد، اشکال ندارد.

٨٧٧ اگر میت قرض نداشته باشد، ولى بعضى از ورثه او صغیر یا دیوانه یا غایب باشند، تصرف در ملک او حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى که براى برداشتن میت معمول است، اشکال ندارد.

٨٧٨ نماز خواندن در مسافر خانه و حمام و مانند اینها که براى واردین آماده است اشکال ندارد و اگر وثوق پیدا نشود که صاحبش راضى است مشکل است ولى در غیر این قبیل جاها، در صورتى مى‏شود نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد، یا حرفى بزند که معلوم شود، براى نماز خواندن اذن داده است مثل اینکه به‏کسى اجازه دهد در ملک او بنشیند و بخوابد که از اینها فهمیده مى‏شود براى نماز خواندن هم اذن داده است.

٨٧٩ در زمین بسیار وسیعى که از ده دور و چراگاه حیوانات است، اگر چه صاحبانش راضى نباشند، نماز خواندن و نشستن و خوابیدن در آن اشکال ندارد. و در زمینهاى زراعتى هم که نزدیک ده است و دیوار ندارد، اگر چه در مالکین آنها صغیر و دیوانه باشد، نماز و عبور و تصرفات جزئى اشکال ندارد.ولى اگر یکى از صاحبانش ناراضى باشند، تصرف در آن حرام و نماز باطل است.

٨٨٠ شرط دوم: مکان نمازگزار باید بى‏حرکت باشد، و اگر به واسطه تنگى وقت‏یا جهت دیگر ناچار باشد در جایى که حرکت دارد مانند اتومبیل و کشتى و ترن نماز بخواند، به قدرى که ممکن است باید در حال حرکت چیزى نخواند، و اگرآنها از قبله به طرف دیگر حرکت کنند به طرف قبله برگردد.

٨٨١ نماز خواندن در اتومبیل و کشتى و ترن و مانند اینها، وقتى ایستاده‏اند،مانعى ندارد.

٨٨٢ روى خرمن گندم و جو و مانند اینها، که نمى‏شود بى‏حرکت ماند، نماز باطل است.

٨٨٣ در جایى که به واسطه احتمال باد و باران و زیادى جمعیت و مانند اینها اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کند، اگر به امید تمام کردن شروع کند، اشکال ندارد. و اگر به مانعى برنخورد، نمازش صحیح است. و در جایى که ماندن در آن نماز نخواند، ولى اگر خواند نماز باطل نیست. و همچنین روى چیزى که ایستادن و نشستن روى آن حرام است، مثل فرشى که اسم خدا بر آن نوشته شده، باید نماز نخواند، ولى اگر خواند، صحیح است.

شرط سوم: آنکه در جایى که سقف آن کوتاه است و نمى‏تواند در آنجا راست بایستد، یا به اندازه‏اى کوچک است که جاى رکوع و سجود ندارد، نماز نخواند. و اگر ناچار شود که در چنین جایى نماز بخواند، باید به قدرى که ممکن است قیام و رکوع و سجود را بجا آورد.

٨٨٤ انسان باید رعایت ادب را بکند، و جلوتر از قبر پیغمبر و امام علیه‏السلام نماز نخواند. چنانچه نماز خواندن بى‏احترامى باشد، حرام است‏ولى نماز باطل نیست.

٨٨٥ اگر در نمازى چیزى مانند دیوار بین او و قبر مطهر باشد که بى‏احترامى نشود اشکال ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه‏اى که روى آن افتاده،کافى نیست.

شرط چهارم: آنکه مکان نمازگزار اگر نجس است به طورى تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد، ولى جایى که پیشانى را بر آن مى‏گذارد اگر نجس باشد در صورتى که خشک هم باشد، نماز باطل است، و احتیاط مستحب آن است که مکان نمازگزار اصلا نجس نباشد.

٨٨٦ بنابر احتیاط مستحب، باید زن عقب‏تر از مرد بایستد و جاى سجده او ازجاى ایستادن کمى عقب‏تر باشد.

٨٨٧ اگر زن برابر مرد یا جلوتر بایستد، و با هم وارد نماز شوند، بهتر آن است که نماز را دوباره بخوانند.

٨٨٨ اگر بین مرد و زن، دیوار یا پرده یا چیز دیگرى باشد، نمازشان صحیح است، و احتیاط مستحب هم در دوباره خواندن نیست.

شرط پنجم: آنکه جاى پیشانى نمازگزار از جاى زانوهاى او، بیش ازچهار انگشت بسته پست‏تر یا بلندتر نباشد، و احتیاط واجب آن است که از سرانگشتان پا هم بیشتر از این پست و بلند تر نباشد.

٨٨٩ بودن مرد و زن نامحرم در جاى خلوت، جایز نیست و احتیاط در نماز نخواندن در آنجا است. لیکن اگر خواند، نمازش باطل نیست.

٨٩٠ نماز خواندن در جایى که تار و مانند آن استعمال مى‏کنند باطل نیست ولى گوش دادن به آنها حرام است.

٨٩١ در خانه کعبه و بر بام آن نماز واجب خواندن مکروه است ولى در حال ناچارى مانع ندارد.

٨٩٢ خواندن نماز مستحب در خانه کعبه و بر بام آن اشکال ندارد. بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکنى دو رکعت نماز بخوانند.

جاهایى که نماز خواندن در آنها مستحب است

٨٩٣ در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانند. و بهتر از همه مسجدها مسجدالحرام است، و بعد از آن مسجد پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم، و بعد مسجد کوفه، و بعد از آن مسجد بیت‏المقدس، و بعد از مسجد بیت‏المقدس مسجد جامع هر شهر، و بعد از آن مسجد محله، و بعد از مسجد محله مسجد بازار است.

٨٩٤ براى زنها نماز خواندن در خانه، بلکه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است، ولى اگر بتوانند کاملا خود را از نامحرم حفظ کنند بهتر است در مسجد نماز بخوانند.

٨٩٥ نماز در حرم امامان علیهم‏السلام مستحب، بلکه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام برابر دویست هزار نماز است.

٨٩٦ زیاد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى که نمازگزار ندارد، مستحب است.و همسایه مسجد اگر عذرى نداشته باشد، مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند.

٨٩٧ مستحب است انسان با کسى که در مسجد حاضر نمى‏شود، غذا نخورد و در کارها با او مشورت نکند، و همسایه او نشود، و از او زن نگیرد و به او زن ندهد.

جاهایى که نماز خواندن در آنها مکروه است

٨٩٨ نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است: حمام، زمین نمکزار، مقابل انسان، مقابل درى که باز است، در جاده و خیابان و کوچه اگر براى کسانى که عبور مى‏کنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نیست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر کجا که کوره آتش باشد،مقابل چاه و چاله‏اى که محل بول باشد، روبروى عکس و مجسمه چیزى که روح دارد،مگر آنکه روى آن پرده بکشند، در اطاقى که جنب در آن باشد، در جایى که عکس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بین دو قبر، در قبرستان.

٨٩٩ کسى که در محل عبور مردم نماز مى‏خواند، یا کسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چیزى بگذارد، و اگر چوب یا ریسمانى هم باشد کافى است.


[ دوشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۲ ق.ظ ] [ امین شفیع زاده ]

[ ۰ ]