احکام مبتلا به

احکام آب خوردن

خلاصه پرسش
چرا می گویند بهتر است که در روز برای آب خوردن ایستاد و در شب نشسته نوشید؟ آیا دلیل علمی هم دارد یا فقط در روایات است؟
پرسش
چرا می گویند بهتر است که در روز برای آب خوردن ایستاد و در شب نشسته نوشید؟ آیا دلیل علمی هم دارد یا فقط در روایات است؟
ادامه مطلب...
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۲۸ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
امین شفیع زاده

مستحبات و مکروهات غذا خوردن


 

 

مستحبات و مکروهات غذا خوردن!

 

آداب غذا خوردن در اسلام به چند بخش، تقسیم می شود:

 

بخش اوّل: مواردی که باید هنگام خوردن غذا رعایت شوند و آنها عبارتند از:


الف. تدبّر در این که انواع خوراکی های مورد نیاز انسان، چگونه در نظام آفرینش پدید آمده اند؟ و چه عواملی دست به دست هم داده اند تا آنچه در سفره نهاده شده، آماده گردد که اکنون می توان با میل و اشتها از آن استفاده نمود.

 

ب. آغاز کردن خوردن غذا با نام و یاد آفریدگار مهربان که انواع غذاهای مفید را برای تامین نیازهای انسان، در نظام آفرینش قرار داد. نیز تکرار نام خدا به هنگام خوردن هر نوع غذا و تکرار آن هرگاه که در میان غذا خوردن، سخن گفته شود و همچنین شکرگزاری فراوان در هنگام خوردن.


ج. آغاز کردن غذا با نمک، البته در صورتی که خوردن نمک برای انسان ضرر نداشته باشد.

د. آغاز کردن از سبک ترین غذاها.

ه. نخوردن غذای داغ و خوردن غذای نیم گرم، پیش از آن که سرد شود.

و. خوردن با دست راست.

ز. کوچک گرفتن لقمه.

ح. خوب جویدن غذا.

ط. طولانی کردن نشستن بر سر سفره.

ی. گرامی داشتن نان و نگذاشتن آن زیر ظرف غذا.

ک. استفاده کردن از آنچه از سفره می ریزد. این برای وقتی است که غذا در منزل میل می شود، آن هم در صورتی که آلوده نشده باشد؛ ولی اگر کسی دربیرون از منزل غذا میل نمود، بهتر است که آنچه را از سفره می ریزد، برای حیوانات بگذارد.

ل. دست کشیدن از خوردن غذا، پیش از سیر شدنِ کامل و در حالی که مقداری از اشتها باقی است.

 

بخش دوم: اموری که هنگام غذا خوردن، ترک آنها شایسته است، و آنها عبارتند از:


الف. زیاده روی در کیفیت و کمیت خوراک.

ب. نکوهش غذایی که نسبت به آن بی میل است.

ج. دمیدن در غذا.

د. خوردن با دست چپ.

ه. خوردن با یک انگشت یا دو انگشت.

و. بلند آروغ زدن.

ز. پاک کردن کامل استخوان های موجود در غذا.

ح. آب خوردن در بین غذا.

ط. آب خوردن پس از خوردن گوشت.

ی. خوردن در حال سیری.

 

بخش سوم: حالاتی که غذا خوردن در آنها نکوهش شده است:

در اسلام، به طور کلی، میل کردن غذا در حالات غیر بهداشتی، یا به شیوه غیر اخلاقی، مانند غذا خوردن به شیوه متکبران و یا به گونه ای که عرف جامعه برنمی تابد، نکوهیده است.

 

بخش چهارم: توصیه به هم غذا شدن با دیگران.

در روایات اسلامی، غذا خوردن به تنهایی، مذموم شناخته شده و توصیه شده که انسان هر قدر می تواند، دیگران را در غذای خود سهیم نماید. نیز غذا خوردن با خانواده، خدمتگزاران و یتیمان، مورد تاکید قرار گرفته است.

 

آدابی که رعایت آنها به هنگام غذا خوردن با دیگران ضروری است، عبارتند از:


الف. خوردن از قسمت جلوی خود.


ب. خوردن از اطراف ظرف و نه از وسط آن، در جایی که غذا برای همگان آماده شده است.

ج. نگاه نکردن به لقمه دیگران.

د. رعایت حقوق دیگران در آنچه بر سر سفره است.

ه. آغاز شدن غذا خوردن به وسیله صاحب سفره یا بهترین شخص حاضر بر سر سفره.

و. ادامه دادن صاحب سفره به خوردن تا سیرشدن همه کسانی که بر سر سفره نشسته اند.

ز. بلند شدن از سر سفره، قبل از برچیدن آن.


آداب پایان غذا و برچیدن سفره

پایان غذا خوردن همانند آغاز آن، آدابی دارد که رعایت آنها برای سلامت جسم و جان، سودمند است. این آداب رابه آداب عرفانی، اجتماعی و بهداشتی می توان تقسیم کرد:

 

الف. آداب عرفانی عبارتند از: سپاسگزاری از ولی نعمت حقیقی که خداوند متعال است و دعا کردن برای برکت یافتن روزی.

 

ب. آداب اجتماعی عبارتند از: یادآوری گرسنگان و مسئولیتی که افراد سیر در برابر آنان دارند و اقدام جهت کاستن فقر و گرسنگی از جامعه در حد توان.

 

ج. آداب بهداشتی عبارتند از: شستن دست ها، خلال کردن و مسواک زدن دندان ها، جارو کردن آنچه زیر سفره ریخته است، مقداری استراحت بر پشت و نخوابیدن بلافاصله پس از خوردن غذا.


۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۴۱ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
امین شفیع زاده

احکام استحاضه



 

احکام استحاضه

 

 

مسأله 1: یکى از خونهایى که از زن خارج مى شود، خون « استحاضه » است. و زن را در این هنگام « مُستحاضه » مى گویند.

 

مسأله2: خون استحاضه در بیشتر اوقات زردرنگ و سرد است، بدون فشار و سوزش بیرون مى آید و غلیظ نیست، ولى ممکن است گاهى سیاه یا سرخ، گرم و غلیظ باشد و با فشار و سوزش بیرون آید.

 

مسأله 3: استحاضه سه قسم است: قلیله، متوسّطه و کثیره.


1 - استحاضه قلیله: یعنى خون فقط روى پنبه اى را که زن داخل فرج مى نماید، آلوده کند و در آن فرو نرود.

 

2 - استحاضه متوسطه: خون در پنبه فرو رود، اگرچه در یک گوشه آن باشد، ولى از پنبه به دستمالى که معمولا زنها براى جلوگیرى از ریزش خون مى بندند، نرسد.

 

3 - استحاضه کثیره: خون، در پنبه فرو رود و به دستمال نیز برسد.



احکام استحاضه

 

مسأله 4: در « استحاضه قلیله » زن باید براى هر نماز، یک وضو بگیرد، پنبه را عوض کند و ظاهر فرج را اگر خون به آن رسیده باشد، آب بکشد.

 

مسأله 5: در « استحاضه متوسطه » زن باید هر روز براى نماز صبح غسل کند و براى نمازهاى دیگر، کارهاى استحاضه قلیله را که در مسأله پیش گفته شد، انجام دهد. و اگر عمداً یا از روى فراموشى، براى نماز صبح غسل نکند، باید براى نماز ظهر و عصر، غسل کند و اگر براى نماز ظهر و عصر غسل نکند، باید پیش از نماز مغرب و عشا غسل نماید، چه آنکه خون بیاید یا قطع شده باشد.

 

مسأله 6 : در « استحاضه کثیره » علاوه بر کارهاى استحاضه متوسطه که در مسأله پیش گفته شد ( غسل نماز صبح، وضو، تغییر پنبه و آب کشیدن روى فرج ) باید براى هر نماز دستمالى را که روى پنبه مى گذارد عوض کند یا آب بکشد و یک غسل، براى نماز ظهر و عصر و یکى براى نماز مغرب و عشا، بجا آورد و بین نماز ظهر و عصر، فاصله نیندازد و اگر فاصله بیفتد باید براى نماز عصر، دوباره غسل کند و نیز اگر بین نماز مغرب و عشا، فاصله افتاد باید براى نماز عشا دوباره غسل نماید.

 

مسأله 7: اگر خون استحاضه، پیش از وقت نماز بیاید، چنانچه زن براى آن خون، وضو و غسل بجا نیاورده باشد، باید در موقع نماز، وضو و غسل را بجا آورد.

 

مسأله 8: مستحاضه متوسطه و کثیره که باید هم وضو بگیرد و هم غسل کند، هر کدام را اوّل بجا آورد صحیح است.

 

مسأله 9: اگر استحاضه قلیله، بعد از نماز صبح متوسطه شود، احتیاط استحبابى است که براى نماز ظهر و عصر، غسل کند. و همچنین اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود، احوط استحبابى است که براى نماز مغرب و عشا غسل نماید.

 

مسأله 10: اگر استحاضه قلیله یا متوسطه، بعد از نماز صبح کثیره شود، باید براى نماز ظهر و عصر، یک غسل و براى نماز مغرب و عشا، غسل دیگرى بجا آورد و اگر بعد از نماز ظهر و عصر، کثیره شود باید براى نماز مغرب و عشا، غسل نماید.

 

مسأله 11: مستحاضه کثیره یا متوسطه، اگر پیش از داخل شدن وقت نماز صبح، براى نماز صبح غسل کند، غسل او باطل است ولى اگر نزدیک به اذان صبح، براى نماز شب غسل کند و نماز شب را بخواند و همین که وقت داخل شد، فوراً نماز صبح را بخواند اشکال ندارد.

 

مسأله 12: زن مستحاضه براى هر نمازى، چه واجب باشد و چه مستحب، باید وضو بگیرد و نیز اگر بخواهد نمازى را که خوانده، احتیاطاً دوباره بخواند یا بخواهد نمازى را که تنها خوانده است، دوباره با جماعت بخواند، باید تمام کارهایى را که براى استحاضه گفته شد انجام دهد. ولى براى خواندن نماز احتیاط، سجده فراموش شده، تشهّد فراموش شده و سجده سهو، اگر آنها را بعد از نماز فوراً بجا آورد، لازم نیست، کارهاى استحاضه را انجام دهد.

 

مسأله 13: زن مستحاضه بعد از آنکه خونش قطع شد، فقط براى نماز اوّلى که مى خواند باید کارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعد لازم نیست.

 

مسأله 14: اگر زن نداند استحاضه او چه قسم است، موقعى که مى خواهد نماز بخواند، باید مقدارى پنبه داخل فرج نماید و کمى صبر کند و بیرون آورد و پس از آنکه فهمید، استحاضه او کدام قسم است کارهایى را که براى آن دستور داده شده انجام دهد، ولى اگر بداند تا وقتى که مى خواهد نماز بخواند استحاضه او تغییر نمى کند، پیش از داخل شدن وقت نیز مى تواند خود را بررسى نماید.

 

مسأله 15: زن مستحاضه، اگر پیش از آنکه خود را بررسى کند، مشغول نماز شود، چنانچه قصد قربت داشته و به وظیفه خود عمل کرده، مثلا استحاضه اش قلیله بوده و به وظیفه استحاضه قلیله عمل نموده، نماز او صحیح است و اگر قصد قربت نداشته، یا عمل او طبق وظیفه اش نبوده، مانند آنکه استحاضه او متوسّطه بوده و به وظیفه قلیله رفتار کرده، نماز او باطل است.

 

مسأله 16: زن مستحاضه، اگر نتواند خود را بررسى نماید، باید به آنچه یقیناً وظیفه اوست عمل کند، مثلا اگر نمى داند استحاضه او قلیله است یا متوسطه، باید کارهاى استحاضه قلیله را انجام دهد و اگر نمى داند متوسطه است یا کثیره، باید کارهاى استحاضه متوسطه را انجام دهد، ولى اگر بداند سابقاً کدام یک از آن سه قسم بوده، باید به وظیفه قبل رفتار نماید.

 

مسأله 17: اگر خون استحاضه، در باطن باشد و بیرون نیاید، وضو و غسل باطل نمى شود، امّا اگر بیرون بیاید هر چند کم باشد، وضو و غسل را باطل مى کند.

 

مسأله 18: زن مستحاضه، اگر بعد از نماز خود را بررسى کند و خون نبیند اگرچه بداند دوباره خون مى آید، با وضویى که دارد مى تواند فوراً نماز بخواند.

 

مسأله 19: زن مستحاضه، اگر بداند از وقتى که مشغول وضو یا غسل شده، خونى از او بیرون نیامده، مى تواند خواندن نماز را تا هنگامى که پاک است، تأخیر بیندازد.

 

مسأله 20: اگر مستحاضه بداند پیش از گذشتن وقت نماز، به کلّى پاک مى شود، یا به اندازه خواندن نماز، خون بند مى آید بنابر احتیاط واجب، باید صبر کند و نماز را در وقتى که پاک است بخواند.

 

مسأله 21: اگر بعد از وضو و غسل، خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند که اگر نماز را تأخیر بیندازد، به مقدارى که وضو، غسل و نماز را بجا آورد، به کلّى پاک مى شود بنابر احتیاط واجب، نماز را تأخیر بیندازد و موقعى که به کُلّى پاک شد، دوباره وضو و غسل را بجا آورد و نماز را بخواند. و اگر وقت نماز تنگ شد، لازم نیست وضو و غسل را دوباره بجا آورد، بلکه با وضو و غسلى که دارد، مى تواند نماز بخواند.

 

مسأله 22: مستحاضه کثیره و متوسطه، وقتى به کلّى از خون پاک شد، باید غسل کند ولى اگر بداند از وقتى که براى نماز قبل، مشغول غسل شده دیگر خون نیامده لازم نیست دوباره غسل نماید.

 

مسأله 23: مستحاضه قلیله، بعد از وضو و مستحاضه کثیره و متوسطه، بعد از غسل و وضو، باید فوراً مشغول نماز شود، ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاى قبل از نماز، اشکال ندارد و در نماز نیز مى تواند کارهاى مستحب، مانند قنوت و غیر آن را بجا آورد.

 

مسأله 24: زن مستحاضه، اگر بین غسل و نماز فاصله بیندازد، باید دوباره غسل کند و بلافاصله مشغول نماز شود.

 

مسأله 25: اگر خون استحاضه جریان دارد و قطع نمى شود، چنانچه براى او ضرر ندارد، بنابر احتیاط مستحب، پیش از غسل و بعد از آن، با پنبه از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند ولى اگر همیشه جریان ندارد، فقط باید بعد از وضو و غسل از بیرون آمدن خون جلوگیرى نماید و چنانچه کوتاهى کند و خون بیرون آید، بنابر احتیاط مستحب دوباره غسل کند و اگر نماز خوانده، دوباره بخواند.

 

مسأله 26: اگر در موقع غسل، خون قطع نشود، غسل صحیح است ولى اگر در بین غسل، استحاضه متوسطه، کثیره شود، بنابر احتیاط باید غسل را از سر بگیرد.

 

مسأله 27: بنابر احتیاط مستحب زن مستحاضه، در تمام روزى که روزه است به مقدارى که مى تواند، از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند.

 

مسأله 28: روزه زن مستحاضه اى که غسل بر او واجب مى باشد، در صورتى صحیح است که غسلها را انجام دهد، مثلا غسل نماز مغرب و عشاى شبى که مى خواهد فرداى آن، روزه بگیرد، بجا آورد و نیز غسلهایى را که براى نمازهاى روزش واجب است، انجام دهد. و اگر براى نماز مغرب و عشا غسل نکند اما براى خواندن نماز شب، پیش از اذان صبح، غسل نماید و در روز غسلهایى را که براى نمازهاى روزش واجب است بجا آورد، روزه او صحیح است.

 

مسأله 29: زن روزه دار اگر بعد از نماز عصر، مستحاضه شود و تا غروب غسل نکند روزه او صحیح است.

 

مسأله 30: اگر استحاضه قلیله، پیش از نماز، متوسطه یا کثیره شود، باید کارهاى متوسّطه یا کثیره را که گفته شد، انجام دهد. و اگر استحاضه متوسّطه کثیره شود باید کارهاى استحاضه کثیره را انجام دهد و چنانچه براى استحاضه متوسّطه، غسل کرده باشد فایده ندارد و باید دوباره براى کثیره، غسل کند.

 

مسأله 31: اگر در بین نماز، استحاضه متوسطه، کثیره شود بنابر احتیاط واجب، باید نماز را قطع کند و براى استحاضه کثیره، غسل کند و وضو بگیرد و کارهاى دیگر آن را انجام دهد و همان نماز را بخواند. و اگر براى هیچ کدام از غسل و وضو وقت ندارد، باید دو تیمّم کند، یکى بدل از غسل و دیگرى بدل از وضو و اگر براى یکى از آنها ( غسل و وضو ) وقت ندارد، باید عوض آن تیمّم کند و دیگرى را بجا آورد و اگر براى تیمّم نیز وقت ندارد نمى تواند نماز را قطع کند و باید نماز را تمام کند و بنابر احتیاط مستحب، قضا نماید و همچنین است اگر در بین نماز، استحاضه قلیله او متوسطه یا کثیره شود.

 

مسأله 32: اگر در بین نماز، خون بند بیاید و مستحاضه نداند که در باطن قطع شده یا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد قطع شده بوده، باید وضو، غسل و نماز را دوباره بجا آورد.

 

مسأله 33: اگر استحاضه کثیره، متوسطه شود باید براى نماز اوّل، عمل کثیره و براى نمازهاى بعد عمل متوسطه را بجا آورد، مثلا اگر پیش از نماز ظهر، استحاضه کثیره، متوسطه شود باید براى نماز ظهر غسل کند و براى نماز عصر، مغرب و عشا فقط وضو بگیرد ولى اگر براى نماز ظهر غسل نکرده باشد و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد، باید براى نماز عصر غسل نماید و چنانچه وقت باشد پس از غسل، نماز ظهر را اعاده کند و اگر براى نماز عصر غسل نکند، باید براى نماز مغرب غسل کند و اگر براى آن نیز غسل نکند و فقط به مقدار نماز عشا وقت داشته باشد باید براى عشا غسل نماید.

 

مسأله 34: اگر پیش از هر نماز، خون مستحاضه کثیره، قطع شود و دوباره بیاید، بنابر احتیاط واجب باید براى هر نماز یک غسل بجا آورد.

 

مسأله 35: اگر استحاضه کثیره، قلیله شود، باید براى نماز اوّل، عمل کثیره و براى نمازهاى بعد، عمل قلیله را انجام دهد و نیز اگر استحاضه متوسّطه قلیله شود، باید براى نماز اوّل، عمل متوسّطه و براى نمازهاى بعد، عمل قلیله را بجا آورد.

 

مسأله 36: اگر مستحاضه، یکى از کارهایى که بر او واجب مى باشد، حتّى عوض کردن پنبه را ترک کند، نمازش باطل است.

 

مسأله 37: مستحاضه قلیله، اگر بخواهد غیر از نماز، کار دیگرى انجام دهد که شرط آن وضو داشتن است، مثلا بخواهد جایى از بدن خود را به خط قرآن برساند، در صورتى که بعد از وقت نماز گذاشتن باشد باید وضو بگیرد و وضویى که براى نماز گرفته بنابر احتیاط مستحب کافى نیست.

 

مسأله 38: اگر مستحاضه، غسلهاى واجب خود را بجا آورد، رفتن در مسجد، توقّف در آن، خواندن سوره اى که سجده واجب دارد و نزدیکى شوهر با او حلال مى شود، اگرچه کارهاى دیگرى که براى نماز واجب است، مانند عوض کردن پنبه و دستمال را انجام نداده باشد.

 

مسأله 39: اگر زن در استحاضه کثیره یا متوسطه، بخواهد پیش از وقت نماز، سوره اى را که سجده واجب دارد بخواند یا مسجد برود، بنابر احتیاط واجب، باید غسل نماید و همچنین است اگر شوهرش بخواهد با او نزدیکى کند، امّا اگر بخواهد جایى از بدن خود را به خط قرآن برساند، باید وضو نیز بگیرد.

 

مسأله 40: نماز آیات بر زن مستحاضه، واجب است و باید براى نماز آیات کارهایى را که براى نماز یومیّه، گفته شد انجام دهد.

 

مسأله 41: هرگاه در وقت نماز یومیّه، نماز آیات بر مستحاضه واجب شود، اگرچه بخواهد هر دو را پشت سرهم بجا آورد، بنابر احتیاط باید براى نماز آیات نیز تمام کارهایى که براى نماز یومیّه او واجب است انجام دهد و نمى تواند هر دو را با یک غسل و وضو بخواند.

 

مسأله 42: اگر زن مستحاضه بخواهد نماز قضا بخواند، باید براى هر نماز کارهایى را که براى نماز ادا بر او واجب است بجا آورد.

 

مسأله 43: اگر زن بداند خونى که از او خارج مى شود، شرعاً حکم حیض و نفاس را ندارد و خون زخم نیست، باید به دستور استحاضه عمل کند، بلکه اگر شک داشته باشد خون استحاضه است یا خونهاى دیگر، چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید کارهاى استحاضه را انجام دهد.

 


۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امین شفیع زاده

احکام وضوگرفتن

احکام وضو

 


سئوال 1_ برای وضو انجام چه اعمالی لازم است؟

 

جواب ـ در وضو واجب است نیت نموده صورت و دستها را بشویند و جلوی سر و روی پاها را مسح کنند.

 



شستن صورت


س 2_ صورت را چگونه باید شست؟

 

ج ـ درازای صورت را باید از بالای پیشانی جایی که موی سر بیرون می آید تا آخر چانه شست و پهنای آن به مقداری که بین انگشت وسط و شست قرار می گیرد. باید شسته شود و اگر مختصری از این مقدار را نشویند وضو باطل است و برای آنکه یقین کند این مقدار کامل شسته شده کمی اطراف آن را نیز بشویند.

 

 

س 3_ کسی که دست یا صورتش کوچکتر یا بزرگتر از معمول مردم باشد چه وظیفه ای دارد؟

 

ج ـ باید ملاحظه کند که مردمان معمولی تا کجای صورت خود را می شویند او نیز تا همان جا را بشوید.

 

 

س 4_ وظیفه کسی در پیشانی او مو روئیده یا جلوی سرش مو ندارد چیست؟

 

ج ـ باید به اندازه معمول پیشانی را بشوید.

 

 

س 5_ اگر کسی احتمال دهد چرک یا چیز دیگری در ابروها، گوشه های چشم و لب او نمی گذارد آب به آن برسد چه وظیفه ای دارد؟

 

ج ـ چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد باید احتیاط پیش از وضو بررسی کند تا اگر مانعی هست برطرف نماید.

 


س 6_ وظیفه کسی که پوست صورت او از لای مو پیدا باشد چیست؟



ج ـ باید آب را به پوست برساند و اگر پیدا نباشد شستن مو کافی است و رساندن آب به زیر آن لازم نیست.

 

 

س 7_ اگر کسی شک کند پوست صورت از لای مو پیدا است یا نه چه کاری باید انجام دهد؟

 

ج ـ بنا بر احتیاط واجب باید مو را بشوید و آب را به پوست برساند.

 

 

س 8_ آیا شستن موهایی که از حد صورت بیشتر است لازم می باشد؟

 

ج ـ {خیر} واجب نیست مانند زیادی محاسن ( ریش ) که از درازا یا پهنای صورت گذشته باشد.

 

 

س 9_ شستن داخل بینی و مقداری از لب و چشم که در وقت بستن دیده نمی شود چه حکمی دارد؟

 

ج ـ واجب نیست ولی برای آنکه یقین کند از جاهایی که باید شسته شود چیزی باقی نمانده مقداری از آنها را نیز بشوید.

 

 

س 10_ نمازهای کسی نمی داند در هنگام وضو مقداری از لب و چشم و داخل بینی را شسته یا نه چه حکمی پیدا می کند؟

 

ج ـ کسی که نمی دانسته باید این مقدار را بشوید اگر نداند در وضوهایی که گرفته این مقدار را شسته یا نه نمازهایی که خوانده صحیح است.

 

 

س 11_ روش صحیح شستن دستها و صورت در هنگام وضو گرفتن چگونه است؟

 

ج ـ باید صورت و دستها را از بالا به پائین شست و اگر از پائین به بالا بشوید وضو باطل است.

 

 

س 12_ اگر دستها را تر کند و به صورت و دستها بکشند وضویش چه حکمی پیدا می کند؟

 

ج ـ چنانچه تری دست به قدری باشد که بر اثر کشیدن دست آب کمی بر آنها جاری شود کافی است.



شستن دستها

 

 

احکام وضو

 

 

س 13_ برای وضو گرفتن بعد از شستن صورت چه وظیفه ای داریم؟


ج ـ باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشویند.

 



س 14_ برای آنکه یقین کند آرنج را کاملا شسته چه کاری باید انجام دهد؟


ج ـ باید مقداری بالاتر از آرنج را نیز بشوید.



س 15_ در موقع وضو دستها را باید تا چه قسمتهایی بشوید؟

ج ـ باید دستها را تا سر انگشتان بشوید و اگر فقط تا مچ را بشوید وضوی او باطل است.

 


س 16_ اگر دستها را پیش از وضو تا مچ شسته باشد آیا شستن دوباره آن لازم است؟

ج ـ بله حتی اگر پیش از وضو دستهای خود را تا مچ شسته باشد.

 


س 17_ شستن دستها و صورت برای وضو گرفتن چند مرتبه لازم است؟

ج ـ مرتبه اول: واجب، مرتبه دوم: مستحب، مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام می باشد.

 



س 18_ در هنگام شستن دستها برای وضو شستن اول و دوم و سوم چگونه محاسبه می گردد؟

ج ـ اما کدام شستن اول یا دوم یا سوم است مربوط به قصد کسی است که وضو می گیرد پس اگر به قصد شستن مرتبه اول مثلاً ده مرتبه آب به دستها بریزد اشکال ندارد و همه آنها شستن اول حساب می شود و اگر به قصد اینکه سه مرتبه بشوید سه مرتبه آب بریزد مرتبه سوم حرام است.

 


س 19_ انجام چه امور و حالاتی برای وضو گرفتن مستحب است؟

ج ـ
مستحب است وضو را شاداب گرفت و آب وضو به مقدار یک مد باشد.

 



س 20_ چه کارهایی در هنگام وضو گرفتن مکروه است؟

ج ‌ـ ‌زیاده روی در آب وضو مکروه و چه بسا حرام می گردد.



مسح سر

 

احکام وضو

 

 

س 21_ در وضو گرفتن بعد از شستن هر دو دست چه وظیفه ای داریم؟

ج ـ
بعد از شستن هر دو دست باید جلوی سر را با تری آب وضو که در دست مانده مسح کند و بنا بر احتیاط واجب با دست راست از بالا به پایین مسح نماید.

 



س 22_
جای مسح سر کجاست؟

ج ـ
یک قسمت از چهار قسمت سر که مقابل پیشانی است جای مسح می باشد و هر جایی این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافی است.

 



س 23_ به چه مقدار باید سر را مسح کرد؟

ج ـ بنا بر احتیاط واجب به مقدار عرض یک انگشت مسح نماید و احتیاط مستحب آن از درازا به اندازه درازای یک انگشت و از پهنا به اندازه پهنای سه انگشت بسته مسح نماید.

 



س 24_ آیا لازم است که مسح سر بر پوست آن باشد؟

ج ـ
{ خیر } لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد. بلکه بر موی جلوی سر نیز صحیح است.

 



س 25_ کسی که موی جلوی سرش بلند باشد، چه وظیفه ای دارد؟

ج ـ کسی که موی جلوی سر او به اندازه ای بلند است که اگر مثلاً شانه کند به صورتش می ریزد یا به جاهای دیگر سر می رسد مانند زنها باید بیخ موها را مسح کند و یا فرق سر را باز کرده پوست سر را مسح کند.

 


س 26_ آیا وضوی کسی که موهای بلند سرش را جلو پیشانی و سر خود جمع کند و آن گاه بر آنها مسح نماید درست است؟

ج ـ
[خیر] بر موهایی که از جاهای دیگر به جلوی سر جمع کند یا آمده باشد و مسح کند باطل است.



مسح پـا هـا

 

احکام وضو

 

 

 

س 27_ در وضو بعد از مسح سر نوبت به چه کاری می رسد؟

ج ـ باید با تری آب وضو که در دست مانده روی پاها را از مسح کند.

 



س 28_ روش صحیح مسح پا چگونه است؟

ج ـ
[باید] روی پاها را از سر یکی از انگشتها تا برآمدگی روی پا مسح کند و بنا بر احتیاط مستحب تا مفصل را مسح نماید.

 



س 29_ آیا باید مسح پای راست را مقدم بر پای چپ نماید؟

ج ـ
بنا بر احتیاط مستحب پای راست را مقدم بر مسح پای چپ نماید.

 



س 30_ آیا می توان با دست چپ پای راست را مسح نمود؟

ج ـ
[خیر] پای راست را با دست راست و پای چپ را با دست چپ مسح نماید.



س 31_ پهنای مسح پا به چه اندازه ای باید باشد؟

ج ـ
پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است ولی بهتر است به اندازه پهنای سر انگشت بسته باشد بهتر از آن مسح تمام روی پاست.

 



س 32_ در مسح پا چه اندازه باید دست را روی پا کشید؟

ج ـ واجب نیست که در مسح پا دست را بر سر انگشت ها بگذارد و سپس به پشت پا بکشد بلکه اگر تمام دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد کفایت می کند اگر چه قسمت اول بهتر است.

 


س 33_ در مسح سر و روی پا چگونه باید عمل کرد؟

ج ـ
باید دست را روی آن بکشد و اگر دست را نگه دارد و سر یا پا را به آن بکشد وضو باطل است.

 


س 34_ اگر موقعی که دست را بر سر یا پا می کشد سر یا پا حرکت کند وضو چه حکمی پیدا می کند؟

ج ـ
اشکالی ندارد.

 



س 35_ اگر جای مسح پا قدری باشد وضو چه حکمی پیدا می کند؟

ج ـ جای مسح باید خشک باشد و اگر به قدری تر باشد که رطوبت کف دست بر آن اثر نکند خلاف احتیاط واجب است. ولی اگر تری آن کم باشد اما رطوبتی که بعد از مسح در آن دیده می شود بگویند که از تری کف دست است اشکال ندارد.

 



س 36_ اگر برای مسح رطوبتی در کف است نمانده باشد چه وظیفه ای دارد؟

ج ـ نمی تواند دست را با آب غیر وضو تر کند بلکه باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد.

 


س 37_ مسح کردن پا از روی جوراب و کفش چه حکمی دارد؟

ج ـ باطل است.

 



س 38_ در چه صورتی مسح از روی جوراب و کفش مسح کند؟

ج ـ اگر بر اثر سرمای شدید یا ترس از دزد درنده و مانندآن نتواند کفش یا جوراب رابیرون آورد مسح مردن بر آن اشکال ندارد.

 

 


س 39_ اگر روی کفش نجس باشد در هنگام اضطرار چه وظیفه ای دارد؟


ج ـ
‌باید چیز پاکی بر آن بیندازد و به آن مسح کند و بنا بر احتیاط واجب تیمم نیز بنماید.

 



س 40_ وظیفه کسی که روی پای او نجس است و نمی توان برای مسح آن را آب بکشد چیست؟

ج ـ
باید تیمم نماید.


۲۵ تیر ۹۵ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
امین شفیع زاده

احکام تقلید5

مسائل اختصاصی

بهجت :مسأله 2- اگر دو مجتهد یکی اعلم و دیگری اورع باشد و در سایر جهات با هم مساوی باشند، أظهر رجوع به اعلم است؛و اگر هر دو در علم مساوی باشند ولی یکی اعدل و اورع از دیگری باشد، ترجیح قول اعدل خالی از وجه نیست .

فاضل :مسأله 6- در صورتی که دو مجتهد از نظر علمی مساوی باشند احتیاط لازم آن است که از کسی که اتقی و اورع است تقلید کند.

(راههای شناخت مجتهد و اعلم )

(مسأله 3) مجتهد واعلم را از سه راه1 می توان شناخت : اول : آن که خودانسان یقین کند ،مثل آن که از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد 2. دوّم : آن که دو نفر عالم عادل که می توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند،به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر با گفتۀ آنان مخالفت ننمایند3  .سوم :آن که عدّه ای 4از اهل علم که می توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند ، و از گفتۀ آنان اطمینان پیدا می شود مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند5.

1-- وحید: چند راه ...

2- وحید: مثل آن که در مرتبه ای از علم باشد که بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد...

مکارم، مظاهری :اوّل: اینکه خود انسان اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد...

3-خوئی: و ظاهر این است که اجتهاد یا اعلمیّت کسی به گفتۀ یک نفر که مورد وثوق باشد نیز ثابت می شود ...

وحید:و اقوی ثبوت اجتهاد واعلمیت به گفته ثقه خبیر است در صورتی که ظن برخلاف گفته او نباشد...

سیستانی:بلکه اجتهاد یا اعلمیّت کسی به گفتۀ یک نفر از اهل خبره و اطلاع که مورد وثوق انسان باشد نیز ثابت می شود ...

 تبریزی: [و] در صورت اختلاف ،خبره بودن هر کدام بیشتر باشد قول او مقدّم است .بلکه به گفتۀ یک نفر عالم خبرۀ مورد وثوق نیز اجتهاد یا اعلمیّت ثابت می شود ...

مکارم:دوّم : دو نفر عادل از اهل علم به او خبر دهند ،به شرط اینکه دو نفر عالم دیگر بر خلاف گفتۀ آنها شهادت ندهند...

سبحانی: دوم: آن که یک عالم عادل؛ که می تواند مجتهد و اعلم را تشخیص دهد، مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کند، به شرط آن که یک نفرعالم عادل دیگر با گفتۀ او مخالفت ننماید. اجتهاد و اعلمیّت به گفتۀ یک نفرکه مورد وثوق باشدنیز ثابت می شود...

مظاهری: دوم: یک نفر عالم ثقه که می تواند مجتهد و اعلم را تشخیص دهد مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کند...

4-سیستانی: سوم: آنکه انسان از راههای عقلائی به اجتهاد یا اعلمیّت فردی اطمینان پیدا کند مثل آنکه عدّه ای ...

5-بهجت:بلکه از هر راهی که انسان اطمینان به اعلم بودن کسی پیدا کند بنا بر أظهر می تواند به همان اکتفاء نماید.

مکارم:سوّم : آنچنان در میان اهل علم و محافل علمی مشهور باشد که انسان یقین پیدا کند او اعلم است .

سبحانی: سوم: آن که در محافل علمی ، مجتهد یا اعلم بودن او معروف و مشهور باشد و از گفتار آنان برای انسان اطمینان حاصل شود.

 

* * * * *

فاضل:مسأله –مجتهد اعلم را از سه راه می توان شناخت :اوّل خود انسان یقین و یا اطمینان پیدا کند ، مانند اینکه انسان خود از اهل خبره باشد و بتواند مجتهد اعلم را بشناسد . دوّم : دو نفر عالم عادل که می توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند اعلم بودن کسی را تصدیق نمایند، به شرط آنکه دو نفر عالم عادل دیگر باگفتۀ آنان مخالفت ننمایند . سوّم : اجتهاد و اعلم بودن شخصی به حدّی شایع باشد که از آن شیوع و شهرت، برای انسان علم یا اطمینان حاصل شود.

زنجانی: مسأله- مجتهد و اعلم و واجد سایر شرایط تقلید را از سه راه می توان شناخت :

اوّل: آنکه خود انسان از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم و واجد سایر شرایط را بشناسد و  برایش یقین یا اطمینان حاصل گردد .در تشخیص مجتهد و اعلم، لازم نیست خود انسان مجتهد باشد.

دوم : آن که از راهی برای خود انسان یا برای نوع مردم اطمینان حاصل شود، مثلاٌ عده ای از اهل علم که می توانند مجتهد و اعلم و واجد شرایط را تشخیص دهند ،واجد شرایط بودن کسی را تصدیق کنند و از گفته آنان برای شخص انسان یا نوع مردم اطمینان پیدا شود.

سوم : آن که دو مرد عالم عادل که می توانند مجتهد اعلم  و واجد شرایط را تشخیص دهند ،بدان گواهی دهند به شرط آن که دو مرد عالم عادل دیگر با نظر آنان مخالفت ننمایند.و بنا بر احتیاط واجب اگر یک نفر عالم عادل گواهی دهد باید احتیاط کرد و چنانچه دو مرد عالم عادل یا بیشتر، به واجد شرایط تقلید بودن کسی شهادت دهند لازم نیست انسان تحقیق کند که آیا دو مرد عالم عادل دیگر بر خلاف نظر آنها شهادت می دهند یا خیر.

(اگر شناخت اعلم مشکل باشد)

(مسأله 4)  اگر شناختن اعلم مشکل باشد به احتیاط واجب باید1 از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد 2 ، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست3، به احتیاط واجب باید از او تقلید نماید4و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید کند 5.

این مسأله در رساله آیات عظام سیستانی و سبحانی نیست.

1- اراکی،فاضل ،نوری، سبحانی: اگر شناختن اعلم مشکل باشدباید...

2-خوئی:اگر اختلاف بین مجتهدین ولو اجمالأ معلوم و شناختن اعلم مشکل باشد لازم است احتیاط کند ،و در صورتی که احتیاط ممکن نباشد ،باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد ...

3- خوئی: باید از او تقلید نماید.[پایان مسأله]

4- فاضل: اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و احتمال اعلم بودن دیگری را ندهد باید از همان کس تقلید نماید و همینطور اگر علم داشته باشد که مثلأ دو نفر یا مساوی در علم هستند و یا یکی از آنها بطور معیّن ،احتمالاً اعلم است و احتمال اعلمیّت دیگری را ندهد باید از آن شخص معیّن تقلید نماید...

5-اراکی: از هر یک می تواند تقلید کند،هر چند أولی و احوط آن است که پرهیزکارتر را انتخاب کند.

* * * * *


۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۶:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
امین شفیع زاده

احکام تقلید4

اراکی: مسأله-  تقلید در احکام، عمل نمودن به دستور مجتهد است، یعنی عملش را به استناد فتوای او انجام دهد و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و حلال زاده و زنده و عادل باشد و نیز باید از مجتهدی تقلید کرد که حریص به دنیا نباشد و بنابر احتیاط واجب، در مسائلی که می داند فتوای اعلم با غیر اعلم اختلاف دارد و همچنین در مسائل محدودی که می داند در یکی یا بعضی از آنها اختلاف فتوی دارند ( شبهۀ محصوره ) باید از اعلم تقلید کرد.

بهجت: مسأله – تقلید از مجتهدی که مرد،بالغ ،عاقل،شیعۀ دوازده امامی ،حلال زاده ،آزاد،زنده و عادل باشد جایز است و بنا براظهر باید از مجتهدین دیگر اعلم باشد یعنی در استنباط احکام الهی تواناتر باشد ویا اینکه از نظر علمی و اجتهاد مساوی دیگر مجتهدین باشد و در صورتی که شناختن اعلم یا بدست آوردن فتاوای او مشکل باشد (مستلزم عسر و حرج باشد)می تواند با رعایت الاعلم فالاعلم و سایر شرایط،از غیر اعلم تقلید نماید.

مکارم: مسأله - حقیقت تقلید در احکام استناد عملی به دستور مجتهد است، یعنی انجام اعمال خود را موکول به دستور مجتهد کند.مجتهدی که از او تقلید می کند باید دارای صفات زیر باشد:

مرد،بالغ ،عاقل ،شیعه دوازده امامی،حلالزاده و همچنین بنا بر احتیاط واجب عادل و زنده باشد.[4]

[و]در مسائلی که مجتهدین اختلاف نظر دارند باید از‌«اعلم» تقلید کند.[5]

وحید: مسأله- تقلید -در آنچه در مسأله قبل گذشت- عمل کردن به دستورمجتهد است، و قول مجتهدی برای مقلّد حجّت است که مرد و عاقل و شیعه دوازده امامی و حلالزاده و زنده - هرچند به ادراک حیات او در حالی که ممیز باشد- و عادل و بنابراحتیاط واجب بالغ باشد. و عادل کسی است که کارهایی را که بر او واجب است بجا آورد و کارهایی که بر او حرام است ترک کند، و نشانه عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد که اگر از اهل محلّ یا همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند خوبی او را تصدیق نمایند و مجتهدی که انسان از او تقلید می کند –در صورتی که علم اگر چه اجمالاً به اختلاف بین مجتهدین در فتوا نسبت به مسائل محلّ ابتلاء داشته باشد – باید اعلم باشد، یعنی در فهمیدن حکم خدا و وظائف مقرّره به حکم عقل وشرع از تمام مجتهدهای زمان خود بهتر بوده، مگر اینکه قول غیر اعلم مطابق با احتیاط باشد.

زنجانی: مسأله - ‌‌‍‌‌‌‌تقلید به معنای پیروی کردن از دیگری در عقیده یا عمل است ، و در احکام دینی،از کسی باید تقلید کرد که دارای  شرایط زیر باشد:

1-مرد باشد. 2-بالغ باشد . 3-عاقل باشد . 4-شیعه دوازده امامی باشد . 5-حلال زاده باشد . 6-عادل باشد ،یعنی از گناهان کبیره، مانند:دروغ ،غیبت ،تهمت ،آدم کشی،رباخواری ،ترک نماز و ترک روزه...،از روی ملکه اجتناب کند و مراد از ملکه ؛حالت نفسانی است که انسان را به ترک گناه وادار می کند ،اصرار بر گناه صغیره نیز ،گناه کبیره محسوب می گردد. و نشانه عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد. یعنی اگر از اهل محل یا همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند،بگویند: ماخلاف شرعی از او سراغ نداریم . 7-مجتهد باشد .8- اعلم باشد و این در صورتی است که احتمال اختلاف میان مجتهدین در مسائل مورد ابتلا را  بدهد، مجتهد اعلم کسی است که از تمام مجتهد های زمان خود حکم خدا را بهتر بفهمد، و برتری وی باید به گونه ای باشد که متعارف افراد اهل فضل بتوانند آن را تشخیص دهند،و اگر هیچ یک از مجتهدین چنین برتری روشنی نداشته باشند از هر یک از مجتهدین طراز اوّل می توان تقلید نمود. 9-موثّق باشد. یعنی اشتباهش از متعارف بیشتر نباشد و کسی که حریص به دنیا باشد غالباٌ موثّق نیست، زیرا حبّ شدید به دنیا باعث اشتباه زیاد در تشخیص می گردد. 10- زنده باشد (با تفصیلی که در مسأله دهم خواهد آمد).

سبحانی:مسأله-تقلید در احکام، عمل کردن به فتوای مجتهد است[6]یعنی عمل خود را به استناد فتوای او انجام دهد. و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و حلالزاده و زنده و عادل باشد . و از مجتهد های دیگر اعلم باشد.

مظاهری:مسأله-از مجتهدی باید تقلید کرد که اعلم باشد، یعنی در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدهای زمان خود استادتر باشد، و همچنین باید مرد ، بالغ ، عاقل، شیعه دوازده امامی، حلالزاده و عادل باشد؛ و همچنین باید حریص به دنیا نباشد. عادل کسی است که دارای ملکه عدالت و خداترسی باطنی باشد به صورتی که او را از گناهان باز دارد و نشانۀ آن این است که اگر از کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند تقوای او را تصدیق نمایند.

همین مقدار که مکلّف التزام به تقلید از مجتهد پیدا کند مقلد او محسوب می شود و برای تحقّق تقلید، لازم نیست رساله مجتهد را داشته باشد یا به فتوای او عمل کرده باشد.


۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۶:۰۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
امین شفیع زاده

احکام تقلید3

سبحانی: مسأله- مسلمان باید در مورد اصول دین – اگر یقین نداشته باشد – تحصیل یقین کند و در احکام اسلام می تواند یکی از سه راه را برگزیند:

 1. مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد .

 2. از مجتهد تقلید کند یعنی مطابق فتوای او عمل کند.

 3. از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عدّه ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّۀ دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند، آن را بجا آورد؛ پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید نمایند.

مظاهری: مسأله- مسلمان باید به اصول دین اطمینان داشته باشد، و در احکام غیر ضروری یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد ، یا از مجتهد تقلید کند، یا از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که اطمینان پیدا کند تکلیف خود را انجام داده است.

مسأله اختصاصی

فاضل: مسأله 3- مکلفی که مجتهد نباشد واعمال خود را بدون تقلید انجام دهد و تقلید هم نکند، اعمال او باطل است یعنی نمی تواند به آن اکتفا کند و باید طبق مسأله [14] عمل کند.

(معنای تقلید- شرایط مرجع تقلید)

(مسأله2) تقلید در احکام، عمل کردن به دستور مجتهد است1، و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعۀ دوازده امامی و حلال زاده و زنده و عادل باشد2.(و نیز بنابر احتیاط واجب باید از مجتهدی تقلید کرد که حریص به دنیا نباشد 3) و از مجتهدین دیگر اعلم باشد4 ، یعنی در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد5.

1- گلپایگانی، صافی: تقلید در احکام ، یاد گرفتن فتوای مجتهد است با التزام به عمل به آن...

تبریزی:تقلید در احکام، اعتماد کردن به دستور مجتهد درهنگام عمل یا بعد از آن است...[3]

2- گلپایگانی، صافی: و عادل کسی است که با ملکۀ عدالت کارهائی را که بر او واجب است بجا آورد و کارهائی را که بر او حرام است ترک کند،  و ملکۀ عدالت عبارتست از حالتی که وادار کند انسان را به اطاعت و ترک معصیت و نشانۀ آن این است که اگر از اهل محلّ یا از همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند، خوبی او را تصدیق نمایند...

خوئی، سیستانی، تبریزی: (تبریزی: و نیز معتبراست سابقۀ فسق معروفی بین مردم نداشته باشد و از مجتهدی که تقلید می شود، غیر از اوصاف ذکر شده امر دیگری معتبر نیست ) وعادل کسی است که کارهائی را که بر او واجب است، بجا آورد و کارهائی را که بر او حرام است ترک کند، و نشانۀ عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد، که اگر از اهل محلّ یا همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند، خوبی او را تصدیق نمایند...

فاضل:ومقصودازعدالت آن است که قدرت نفسانیه ای بر انجام واجبات وترک گناهان کبیره داشته باشد...

3- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام:خوئی ، گلپایگانی ، صافی، تبریزی و سیستانی نیست]

4-  گلپایگانی، صافی: مجتهدی که انسان از او تقلید می کند- در صورت علم به مخالفت فتوای او با فتوای غیر- بنابر احتیاط واجب باید غیر، اعلم از او نباشد مگر آنکه فتوای غیر اعلم موافق با احتیاط باشد (صافی:یا فتوای اعلم شاذ ونادر باشد که دراین صورت باید به قولی که احوط است عمل نماید) واعلم...

خوئی، تبریزی، سیستانی: در صورتی که اختلاف فتوی بین مجتهدین در مسائل محلّ ابتلاء ولو اجمالاً معلوم باشد لازم است مجتهدی که انسان از او تقلید می کند، اعلم باشد ...

فاضل: لازم است از مجتهدین دیگر اعلم باشد ...

نوری: بنابرأقوی در صورت علم به مخالفت فتوای او با فتوای غیر در مسائل مورد احتیاج، او باید اعلم باشد مگر آنکه فتوای غیر اعلم موافق با احتیاط باشد و اعلم ...

5-خوئی ،تبریزی:بهترباشد.

 سیستانی:تواناتر باشد.

فاضل: در فهمیدن حکم خدا از همۀ مجتهدین عصر خودش عالمتر باشد [و] یکی از راههای شناخت عدالت، حسن ظاهر است یعنی با او رفت و آمد و معاشرت داشته باشد و در شرایط مختلف او را دیده باشد که مسائل شرعی را رعایت می کند و یا همسایگان و اهل محل خوبی او را تصدیق کنند.

* * * * *


۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۶:۰۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
امین شفیع زاده

احکام تقلید2

فاضل: مسأله- در اصول دین انسان باید یقین و اعتقاد جزمی داشته باشد و این یقین از هر دلیل و طریقی حاصل شود کفایت می کند چه به واسطه استدلال و برهان باشد یا از گفته والدین و مبلغین؛ هر چند نتواند استدلال کند. و در احکام غیر ضروری دین یا باید مجتهد باشد و بر طبق اجتهاد خودش عمل نماید و یا از مجتهد تقلید کند یعنی به دستور او رفتار نماید و یا در صورتی که آشنا به کیفیّت احتیاط است، عمل به احتیاط کند بطوری که یقین کند تکلیف خویش را انجام داده است . مثلاً اگر عدّه ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّه ای دیگر می گویند حرام نیست آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحبّ می دانند انجام دهد و همچنین واجب است در کیفیّت احتیاط نیز احتیاط کند، یعنی چنانچه احتیاط از چند طریق ممکن باشد باید طریقی را اختیار نماید که مطابق با احتیاط باشد.

بهجت: دین اسلام براساس اعتقادات صحیح و حق و همچنین اعمال و دستوراتی در زمینه های گوناگون بنا شده است. در اعتقادات تقلید جایز نیست همچنین در اعمال و دستورات غیر اعتقادی که ضروری دین باشد، تقلید در آن لازم نیست ولی در غیر ضروریات اگر شخص مجتهد باشد، یعنی بتواند از روی دلایل شرعی وظیفۀ خود را تشخیص دهد، باید طبق نظریۀ خود عمل کند و در غیر این صورت عقل برای او دو راه معیّن خواهد کرد:

الف-«تقلید» یعنی طبق فتاوی و نظریات مجتهدی که واجد شرایط است عمل کند.

ب-« احتیاط» یعنی براساس نظریۀ تمامی و یا گروهی از مجتهدین وظیفۀ خود را انجام دهد. به این معنی که اگر مجتهدی کاری را جایز و دیگری حرام می داند، آن کار را ترک کند و اگر مجتهدی کاری را واجب و دیگری مباح می داند، آن را بجا آورد.

وحید: مسأله- اعتقاد انسان به اصول دین اسلام باید برپایۀ علم باشد، و تقلید –یعنی پیروی از غیر- بدون حصول علم- در اصول دین باطل است، ولی در غیر اصول دین از احکامی که قطعی و ضروری نیست و همچنین موضوعاتی که محتاج به استنباط است باید یا مجتهد باشد که بتواند وظایف خود را از روی مدارک آنها بدست آورد، و یا به دستور مجتهدی که شرایط آن خواهد آمد رفتار نماید، و یا احتیاط کند، یعنی به گونه ای عمل نماید که یقین پیدا کند تکلیف را انجام داده، مثلاً اگر عده ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّۀ دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را ترک کند، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی جایز می دانند، به جا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، باید تقلید نمایند.

مکارم:مسأله-هیچ مسلمانی نمی تواند در اصول دین تقلید نماید بلکه باید آنها را از روی دلیل- به فرا خور حال خویش- بداند ولی در فروع دین یعنی احکام و دستورات عملی، اگر مجتهد باشد[1] به عقیدۀ خود عمل می کند و اگر مجتهد نباشد باید از مجتهدی تقلید کند، همانگونه که مردم در تمام اموری که تخصّص و اطّلاع ندارند به اهل اطّلاع مراجعه می کنند، و از آنها پیروی می نمایند[2]و نیز می تواند عمل به احتیاط کند، یعنی در اعمال خود طوری رفتار نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر بعضی از مجتهدین کاری را حرام و بعضی مباح می دانند، آن را ترک کند ویا اگر بعضی آن را مستحبّ و بعضی واجب می دانند آن را حتماً بجا آورد، ولی چون عمل به احتیاط مشکل است و احتیاج به اطّلاعات نسبتاً وسیعی از مسائل فقهی دارد، راه برای تودۀ مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدین و تقلید از آنها است.

زنجانی: مسأله- شخص مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد، اگر چه از گفته دیگری برای او یقین حاصل گردد، و در احکام دین کسی که قطع ندارد، باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل بدست آورد، یا از مجتهد جامع شرایط تقلید کند، یعنی بدون سوال از دلیل، گفتار او را بپذیرد و به آن عمل کند، یا از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر هیچ یک از مجتهدین عملی را واجب نمی دانند، ولی برخی آن را حرام دانسته و برخی حرام نمی دانند آن عمل را انجام ندهد.و اگر عملی را هیچ یک حرام نمی دانند، ولی برخی آن را واجب دانسته وبرخی واجب نمی دانند آن را به جا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید کنند.


۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۶:۰۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
امین شفیع زاده

احکام تقلید1

احکام تقلید مطابق نظر 15 نفر از مراجع عظام



بزرگ نمایی کوچک نمایی



(تقلید در اصول و فروع دین)

مسأله 1) (عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد 1، ولی در احکام غیرضروری دین 2) باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد، یا از مجتهد تقلید کند یعنی3به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عدّه دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحبّ می دانند، آن را به جا آورد؛پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است4 از مجتهد تقلید نمایند5.

1- گلپایگانی، صافی: عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی بدون دلیل گفته کسی را قبول کند. ولی اگر از گفته غیر به عقاید دینی یقین پیدا کند در حکم به مسلمانان بودن او کافی است...

خوئی، تبریزی:شخص مسلمان باید به اصول دین از روی دلیل اعتقاد پیدا کند و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی بدون سوال از دلیل، گفته کسی را قبول کند...

سیستانی:شخص مسلمان باید عقیده اش به اصول دین از روی بصیرت باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی گفتۀ کسی را که علم به آنها دارد به صرف اینکه او گفته است قبول کند، ولی چنانچه شخص به عقائد حقّۀ اسلام یقین داشته باشد و آنها را اظهار نماید هر چند از روی بصیرت نباشد آن شخص مسلمان و مؤمن است و همۀ احکام اسلام و ایمان بر او جاری می شود...

نوری: مسلمان باید به اصول دین ایمان و یقین داشته باشد و این ایمان باید برای هر مسلمانی به اندازه فکر ودرک او بر پایه دلیل و برهان استوار باشد...

2- گلپایگانی، صافی: و در احکام دین...

خوئی، سیستانی: در احکام دین در غیر ضروریات و قطعیات...

  تبریزی:  در احکام دین در غیر ضروریات...

اراکی: [در رساله آیت الله اراکی به جای قسمت داخل پرانتز آمده: «مکلف در احکام غیر ضروری دین »]

3-خوئی: بدون سوال از دلیل...

4- تبریزی: لازم است...

5- نوری:به این مطلب نیز باید توجه کرد که در بسیاری از موارد در خود عمل به احتیاط نیز باید یا مجتهد بود و یا تقلید کرد.

۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۵:۵۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
امین شفیع زاده

احکام رسیدن به سن تکلیف

نشانه های رسیدن به بلوغ در دختران و پسران:

نظر اکثر مراجع معظم تقلید در مورد نشانه های تکلیف دختران و پسران با هم یکی است و فقط نظر دو تن  از مراجع تقلید با دیگر مراجع فرق دارد که در دسته بندی زیر نوشته ام:


1-اکثر مراجع تقلید نشانه ی بلوغ در دختران و پسران را یکی از سه شرط زیر می دانند:

اول: روییدن موی درشت و زبر در زیر شکم (زیر ناف) و بالای عورت.

دوم: بیرون آمدن منی (محتلم شدن) چه در خواب باشد و چه در بیداری.

سوم: تمام شدن پازده سال قمری در پسران و نه سال قمری در دختران.


نکته: هر یک از این سه علامت زودتر از علامتهای دیگر بروز کند، علامت بالغ شدن است و بر  انسان بالغ شده، وظایف و تکالیف شرعی واجب مى شود. مثلا ممکن است پسری به جهت رشد زیاد در سن 13 سالگی محتلم شود، یعنی منی از او خارج شود، در این صورت این پسر در سن 13 سالگی بالغ شده است.

نکته: محاسبه سن بلوغ در دختران و پسران سال قمری است نه شمسی، یعنی دختران در سن 9 سال قمری که می شود 8 سال و 9 ماه شمسی، و پسران در 15 سال قمری که می شود 14 سال و 6 ماه و 16 روز شمسی، اگر دو نشانه اول بروز نکند به سن تکلیف می رسند.




آیت الله سید روح الله خمینی:

مساله: نشانه بالغ شدن یکى از سه چیز است: اول: روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت. دوم:بیرون آمدن منى. سوم: تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد و تمام شدن نه سال قمرى در زن.1


آیت الله سید علی خامنه ای:

سوال: آیا معیار در سن بلوغ پسران و دختران سال شمسى است یا قمرى؟ 

 جواب: معیار، سال قمرى است.


 سوال: آیا پسرى که قبل از پانزده سالگى محتلم شده، حکم به بلوغ او مى‏شود؟ 

 جواب: با احتلام، حکم به بلوغ او مى‏شود زیرا احتلام شرعا از نشانه‏هاى بلوغ است.2


 نکته: نظر آیت الله خامنه ای در مورد علائم بلوغ، همان نشانه هایی است که حضرت آیت الله خمینی فرمودند، است.


آیت الله محمد تقی بهجت: 

مساله: علامت بلوغ در مرد و زن، 1- «احتلام» است، یعنى نزول منى در خواب یا بیدارى؛ و 2-«انبات شعر خشن در عانه»، یعنى روییدن موىِ زبر بالاى آلت مردى و اطراف عورت پیشى زن و در زنها «حیض»؛ 3- و در هر دو، «سن مخصوص» ـ که پانزده (15) تمام در مرد و نه (9) تمام در زن است ـ مى باشد.3

 

آیت الله شیخ محمد فاضل لنکرانی:

مسأله: نشانه بالغ شدن یکى از سه چیز است:

اول: روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت.

دوّم: بیرون آمدن منى.

سوّم: تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد و تمام شدن نه سال قمرى در زن.4


سؤال: نشانه بلوغ چیست؟ و انسان در چند سالگى مکلّف مى شود؟

جواب: بلوغ در پسر به یکى از سه چیز مشخص مى شود:

1 ـ روییدن موى خشن و زِبر در زیر شکم (بالاى عورت).

2 ـ خروج منى چه در خواب و چه در بیدارى.

3 ـ کامل شدن 15 سال قمرى که 163 روز و 6 ساعت از 15 سال شمسى کمتر است.

و بلوغ دختر به یکى از سه چیز:

1 ـ روئیدن موى خشن و زِبر در زیر شکم (بالاى عورت).

2 ـ بیرون آمدن منى چه در خواب و چه در بیدارى.

3 ـ تمام شدن نه سال قمرى که 97 روز و 22 ساعت و 48 دقیقه از نه سال شمسی کمتر است.5

 

آیت الله میرزا جواد تبریزی:

مساله: نشانه بالغ شدن یکى از سه چیز است :

اول روئیدن موى درشت در زیر شکم بالاى عورت .

دوم بیرون آمدن منى .

سوم تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد, و تمام شدن نه سال قمرى در زن .6

 

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

مسأله: نشانه بلوغ یکى از سه چیز است: «اوّل» پانزده سال قمرى تمام در مرد و نه سال قمرى تمام در زن «دوم» بیرون آمدن منى «سوم» روییدن موى درشت بالاى عورت.7

 

آیت الله صافی گلپایگانی:

مـساله: نشانه بالغ شدن در زن و مرد یکى از سه چیز است :

اول - تمام شدن پانزده سال قمرى در مرد و نه سال قمرى در زن .

دوم - روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت .

سوم - بیرون آمدن منى .8


آیت الله نوری همدانی:

مسأله: نشانه ی بالغ شدن یکی از سه چیز است :

اوّل : روئیدن موی درشت ، زیر شکم بالای عورت.

دوّم : بیرون آمدن منی.

سوّم : تمام شدن پانزده سال قمری در مرد و تمام شدن نه سال قمری در زن.9


2 آیت الله وحید خراسانی روییدن موی خشن در زیر شکم را از علامتهای بلوغ پسران می دانند، و این نشانه را در دختران علامت بلوغ حساب نمی کنند:


آیت الله وحید خراسانی:

مسأله: نشانه ی بلوغ یکى از سه چیز است :

(اول) روییدن موى درشت زیر شکم بالاى عورت در پسر.

(دوم) بیرون آمدن منى . 

(سوم) تمام شدن پانزده سال قمرى در پسر ، و تمام شدن نه سال قمرى در دختر ، و خون حیض دیدن در مورد دخترى که معلوم نیست نه سال او تمام شده یا نه.10


3- آیت الله سیستانی نشانه ی بلوغ در دختران را فقط رسیدن به 9 سال قمری میدانند، و نشانه بلوغ در پسران را همان سه شرطی می دانند که گفته شد:


آیت الله سید علی سیستانی:

مساله: نشانه بلوغ در دختر تمام شدن نه سال قمرى است و در پسر یکى از سه چیز است :

اول روییدن موى درشت در زیر شکم بالاى عورت .

دوم بیرون آمدن منى .

سوم تمام شدن پانزده سال قمرى بنابر مشهور


۲۲ تیر ۹۵ ، ۲۰:۳۸ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
امین شفیع زاده